شکیلا شیر فتح الهی: روانشناسی درونگرایی

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری احوال نیوز :
جروم کاگان، یکی از روانشناسان بزرگ مربوط به رشد قرن بیستم، کار خود را وقف مطالعه رشد عاطفی و ادراکی کودکان کرد. در یک سری مطالعات طولی پیشگامانه، او کودکان را از دوران کودکی تا نوجوانی دنبال کرد و فیزیولوژی و شخصیت آنها را در طول مسیر ثبت کرد. کاگان و تیمش در سال ۱۹۸۹، ۵۰۰ کودک چهار ماهه را در معرض مجموعهای از تجربیات جدید قرار دادند نوزادان صدای ضبط شده و ترکیدن بادکنک را می شنیدند، و می دیدند که اویز های رنگارنگ در مقابل چشمانشان میرقصند و بوی الکل را روی سوآپ های پنبهای استشمام میکردند.آنها واکنشهای بسیار متفاوتی نسبت به محرکهای جدید داشتند. حدود ۲۰ درصد به شدت گریه می کردند و دست و پا می زدند. کاگان این گروه را «واکنش پذیر بالا» نامید.حدود ۴۰ درصد ساکت و آرام ماندند و گاهی دستها یا پاهای خود را گاهی تکان میدادند.کاگان این گروه را “کم واکنش” نامید. ۴۰ درصد باقیمانده بین این دو قرار گرفتند. در یک فرضیه حیرتانگیز، کاگان پیشبینی کرد که نوزادان در گروه واکنشپذیر بالا به احتمال زیاد به نوجوانانی آرام تبدیل میشوند. افراد درونگرا نسبت به تجربیات غیر عادی و جدید حساسیت بالایی دارند. که این حساسیت ذاتی و بیولوژیکی است و واقعاً قابل تغییر نیست. و این یک ویژگی است، نه اشکال حال، اگر می خواهید فردی را برای اولین قرار ملاقات تصور کنید، احتمالاً یک فرد درونگرا چیزی نیست که در ابتدا به ذهنتان خطور کند و معمولاً یک شخصیت اجتماعی و سرگرم کننده که از نظر کلامی ماهر و شوخ طبع است ترجیح داده می شود. جای تعجب نیست که توصیه به درون گراهایی که به اولین قرار ملاقات، یا جلسات کاری می روند، مدت هاست که نوعی از این موارد بوده است: برونگراتر باشید کارشناسان تجارت و روانشناسان شروع به درک این موضوع کرده اند که این توصیه اشتباه است و مهارتهای منحصربهفردی را که افراد درونگرا ارائه میکنند از جمله توانایی تمرکز در دورههای بلند مدت ، تمایل به تفکر بی طرفانه و انتقادی را که ممکن است آنها را حتی برای موفقیت در کارآفرینی و کسبوکار بهتر از برونگراها کند را نادیده می گیرد. در واقع، بسیاری از کارآفرینان و مدیر عاملان یا درونگراهایی هستند که خود آن را تایید کرده اند یا آنقدر ویژگی های درونگرایی دارند که درونگرا طلقی می شوند. بیل گیتس، استیو وزنیاک، لری پیج، مارک زاکربرگ و وارن بافت از جمله این افراد هستند. بسیاری از نویسندگان، سیاستمداران، ورزشکاران، هنرمندان و فیلمسازان نیز درونگرا هستند:جی کی رولینگ، آبراهام لینکلن، آلبرت انیشتین، مهاتما گاندی، استیون اسپیلبرگ، جکسون پولاک، مایکل جردن، ساچین تندولکار، باراک اوباما و بسیاری دیگر. اصطلاح علمی دقیق تر برای افراد درونگرا، افراد حساس است. تحقیقات نشان می دهد که افراد حساس به طرز غیرمعمولی پیچیده فکر می کنند.و این توضیح می دهد که چرا آنها از صحبت درباره موضوعات غیر ضروری خسته میشوند. اگر به روشهای پیچیدهتری فکر میکنید، صحبت در مورد آب و هوا یا جایی که برای تعطیلات رفتهاید به اندازه صحبت کردن درباره ارزشها یا اخلاقیات جالب نیست. اما برخلاف تصور عموم، افراد حساس ممکن است مهارتهای اجتماعی قوی داشته باشند و از مهمانیها و جلسات کاری نیز لذت ببرند، اما پس از مدتی آرزو میکنند که در خانه باشند و کاری را انجام دهند که فکر میکنند کار واقعی است. آنها زندگی اجتماعی فعالی نیز دارند. درونگراها ترجیح می دهند انرژی اجتماعی خود را به دوستان نزدیک، همکاران و خانواده اختصاص دهند. خیلی از آنها از صحبت های غیر ضروری وحشت دارند، اما با این وجود از بحث های عمیق لذت می برند. افراد حساس در میان دوستان و در محیط های راحت احساس رضایتبخشی دارند. اما در میان غریبه ها اینطور نیست. بر خلاف برونگراها، افراد حساس در هنگام تنهایی احساس راحتی می کنند .احساس راحتی هنگام تنهایی و فکر کردن قبل از اقدام باعث می شود درونگراها در هنگام تدوین طرح کسب و کار یا ایده های جدید طراحی محصول، برتری داشته باشند. درونگراها نه تنها توانایی کافی برای گذراندن دوره های طولانی در تنهایی را دارند، بلکه آن را دوست دارند. و به علت اینکه میتوانند در تنهایی زمانی را برای ساخت چیزی که وجود ندارد اختصاص دهند کارافرینان خوبی میشوند . اکثر ما در دنیای دوستیابی تمایل داریم که به سمت افراد برونگرا گرایش پیدا کنیم، و جذب افراد سرگرم کننده میشویم. ما می خواهیم بدون نیاز به انجام کاری سرگرم شویم. که این موضوع در کوتاه مدت موثر است. ما می توانیم برای مدت کوتاهی درگیر شویم.اما ادامه دار نیست. در نهایت، ما به کسی که با او صحبت کرده و به حرف ما گوش کند نیاز داریم.
افراد حساس شنوندگان عالی هستند. آنها می توانند ارتباط موثری برقرار کنند زیرا بیشتر بر ورودی اطلاعات متمرکز هستند تا خروجی. و اغلب در ربط دادن نکات خوب هستند. آنها اطلاعات را دریافت و پردازش می کنند و به شما بازخورد می دهند و این همان چیزی است که آنها را به گفتگوگرهای خوبی تبدیل میکند نتیجه گیری، این طور نیست که افراد درونگرا در طول زندگی خود گپ نزده باشند بلکه ترجیحشان این است که این گپ در انتهای مکالمه باشد تا در ابتدا. در بیشتر محیطها، افراد در برقراری ارتباط با افراد جدید از گپ زدن به عنوان راهی برای آرامش استفاده میکنند و تنها زمانی که احساس خوشایندی داشته باشند، ارتباط جدیتری برقرار میکنند. به نظر می رسد افراد حساس برعکس عمل می کنند. آنها بعد از اینکه صمیمی شدند از گپ زدن لذت می برند. وقتی افراد حساس در محیطهایی قرار میگیرند که شخصیت واقعی آنها را شکوفا می کند، مانند دیگران می خندند و به گپ و گفتگو می پردازند.
امیر حسین جمشیدی
انتهای پیام/*
