مرگ مغزی و تصمیم سخت اهداء عضو

پایگاه خبری احوال نیوز: هنگامی که تخریب دائمی مغز یا قطع کلیه فعالیت های قشر، زیر قشر و ساقه مغز اتفاق افتاد و مشخصات بالینی و پاراکلینیکی توسط متخصصان نورولوژی و جراحی مغز و اعصاب تائید شد مرگ مغزی اتفاق افتاده و شخص قابل برگشت نیست.
به گزارش پایگاه خبری احوال نیوز : بسیاری از مردم مرگ مغزی را با کمای مغزی اشتباه گرفته و هنگامی که این مسئله به آنها اعلام می شود نسبت به اعلام مرگ توسط پزشکان مرددند زیرا مونیتورقلب همچنان فعال است.
ما تلاش کرده ایم با تحقیقی کوتاه تفاوت کما و مرگ مغزی را توضیح داده به این امید که به مرور اهداء عضو کسانی که دچارمرگ مغزی می شوند روز به روز درجامعه رشد نموده و این اعضاء باارزش، به جای آنکه طعمه فساد درخاک شوند به افراد نیازمند پیوند و صالحات و باقیات شخص از دست رفته گردند.
دکتر سید محمد شیرزادی (پزشک اورژانس)در گفتگو با پایگاه خبری احوال نیوز بیان نمودند: کما یک خواب بسیار عمیق است که در آن، مغز رفلکس های عصبی اش را از دست نداده، اما در مرگ مغزی، مرگ اتفاق افتاده است و مغز تخریب شده و غیرقابل برگشت است.
وی افزود: مردم باید بدانند که اگر در هرجای دنیا مرگ مغزی اتفاق افتاد و بیش از ۲۴ساعت بیمار برگشتی در وضعیت خود نداشت، دقیقا” یک مرگ اتفاق افتاده است اما چون قلب بیمار همچنان می زند و بستگان بیمار مونیتور قلب در حال فعالیت و دارای نبض و… را مشاهده می کنند به دلیل اینکه اطلاعات پزشکی کافی را ندارند وحیات را تنها به تپش قلب می دانند تصور می کنند که بیمارشان هنوز زنده است.
وی ادامه داد: این ما هستیم که با اطلاع رسانی درست باید مردم را نسبت به مرگ مغزی آگاه کنیم تا در زمانی که برای کسی این اتفاق می افتد خانواده اش سریع تر فرصت تصمیم گیری در ارتباط با اهداء عضو را داشته باشند. چرا که زمان در نجات اعضای سالم این فرد و جلوگیری از تخریب و از بین رفتن تدریجی آن اعضا طی چند روز بعد از مرگ مغزی مهم است.(بسته به نوع عضو بین ۱ تا۱۴ روز فرصت داریم)
مرگ مغزی به وضعیت غیرقابل بازگشت همه عملکردهای مغز اطلاق میشود. درچنین وضعیتی همهٔ نورون های مغز در نتیجهٔ هیپوکسی(کاهش رسیدن اکسیژن کافی به سلولهای مغز)تخریب میشوند. مرگ مغزی یکی از معیارهای قطعی تعیینکننده مرگ است. (معیارهای دیگر از بینرفتن گردش خون و تنفس است) برای تشخیص مرگ مغزی باید تمامی اعمال مغزی به صورت غیرقابلبرگشت از بین رفتهباشند.
پزشکان بااین علائم متوجه مرگ مغزی دربیمارمی گردند:
۱-اغمای عمیق بیمار در صورتی که شواهدی دال بر موارد زیر در فرد یافت نشود – مصرف داروهای تضعیف کننده ی دستگاه عصبی مرکزی در فرد به اثبات نرسد – عدم وجود شواهدی که نشان دهنده ی وقوع هیپوترمی در فرد باشد. (هایپوترمی یعنی کاهش دمای بدن کمتراز۳۲درجه ) -اختلالات متابولیک، توکسیک(سمی) و اندوکرین عامل اغمای بیمارنباشند.
۲- قطع تنفس و عدم تنفس و نیز عدم وجود تنفس خود به خودی به گونه ای که موجب وابستگی و نیاز حتمی بیمار به دستگاه تنفس مصنوعی(ونتیلاتور)شده است. که در این موارد بایدمصرف داروهای شل کننده عضلانی(مهارکننده عصبی وعضلانی) و سایر داروهای تضعیف کننده ی سیستم عصبی و عضلانی به عنوان عامل نارسایی تنفسی ردشود .
۳-با اقدامات معمول علت اغمامشخص شده باشد..
بررسی های بالینی لازم برای مرگ مغزی
۱-عدم حرکت خودبه خودی وعدم پاسخدهی به شدیدترین تحریکات دردناک
۲- فقدان رفلکس های ساقه ی مغز ، ثابت بودن قطر مردمک چشم و عدم پاسخ دهی به تحریکات نوری با شدت های متفاوت، عدم وجود واکنش چشمی دهلیزی ( Vestibulo – Ocular reflex) عدم وجود واکنش گاگ ( Gag reflex) لازم است ذکرشود که تاییدیه ی نهایی یافته های بالینی باانجام و اثبات آزمون های پاراکلینیکی همچون نوار مغزی (Electero encefalogram ) یا (EEG) تکمیلی صورت می گیرد. که در آن امواج الکتروآنسفالوگرام مغزی صاف(ایزوالکتریک)است.
۳-تست آپنه مثبت(که نشانه ی تخریب تنه مغزی است) در این تست، فعالیت تنفسی وجود ندارد و با رسیدن فشار دیاکسید کربن (pco2) بیمار به ۶۰ میلیمتر جیوه مشخص میشود. بهطوریکه پس از تجویز اکسیژن ۱۰۰ ٪ با ونتیلاتور و جدا کردن بیمار از ونتیلاتور نیز باز تلاش تنفسی رخ نمیدهد و عدم وجود تلاش تنفسی تا جایی پیش می رود که گاز دی اکسید کربن تنفسی بیمار که در حالت طبیعی از بدن تخلیه شده و تجمع نمی یابد (فشار آن بالا و تا حد ۶۰ میلی متر جیوه نمی رسد) ولی در موارد مرگ مغزی در خون تجمع یافته و فشارش به بالای ۶۰ می رسد.
۴-نتایج الکتروآنسفالوگرام
درالکتروانسفالوگرافی که در دو نوبت و حداقل به فاصله ی شش ساعت از هم وهرنوبت به مدت بیست دقیقه انجام می گردد، ایزوالکترولیک بودن(صاف بودن) نوارمغزی دردونوبت مویدمرگ مغزی است.
این علایم حداقل به مدت ۲۴ ساعت باید به صورت ثابت باقی بماند، لازم به ذکر است که، تداوم اختلال عمل مغز (معیارهای مرگ مغزی) باید به مدت کافی ادامه یابند که معمولاً با گذشت ۲۴ ساعت، تشخیص قطعی گذاشته میشود.همچنین پزشکان تعیین کننده ی مرگ مغزی که تکمیل کننده ی برگه ی مخصوص تاییدمرگ مغزی هستند شامل دو پزشک یک نفر متخصص جراح مغز و اعصاب و یک نفر متخصص نورولوژیست است که هر کدام جداگانه بیمار را معاینه وبررسی کرده و برگه ی مخصوص را تکمیل و مهر وامضا می کنند. برگه ی مخصوص توسط یک متخصص بیهوشی و پزشک نماینده ی سازمان پزشکی قانونی مهر وامضا می شود.
دکتر “پاتریس هیلی” نیز در کتاب بیماری های شایع ،بطورخلاصه مرگ مغزی را چنین تعریف می کند: وقتی فشارداخل جمجمه ای بالاست،فتق ساقه مغز در اثر تغییر محل مایع مغزی – نخاعی ایجاد می گردد. نشانه های کلینیکی فتق مغز عبارت است از :کاهش سریع سطح هوشیاری ،ناله کردن ،خمیازه کشیدن و تنفس پریودیک،مردمک ها ممکن است در ابتدابه اندازه ی نوک سوزن کوچک (Pin point pupil) شوند. سپس یک یا هردومردمک گشاد می شوند (Fix mydriasis ) و در نهایت تخریب دائمی مغز یامرگ مغزی ایجاد می شود. در این زمان است که خانواده بیماربایدتصمیم بگیرندکه آیامایلند اعضاء قابل استفاده فرد متوفی به اشخاص نیازمند پیوندشود و ناجی جان چند انسان دیگر شود یا درخاک بپوسد و از بین برود.
مهرناز آزاد
انتهای پیام/*
