نگارش خاطرات آقا حمید از فتنه سال ۱۳۸۸/ قسمت دوم

نگارش خاطرات آقا حمید از فتنه سال ۱۳۸۸/ قسمت دوم

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری احوال نیوز :

قسمت دوم :

یاد آوری آن شب و روزهای سراسر مظلومیت برایم سخت است ولی لازم میدانم پس از گذشت سالها اتفاقات آن زمان را ثبت کنم. از یک ماه قبل از انتخابات ، برای ما وضعیت بحرانی و دو قطبی بودن جامعه خبر از اتفاق جدیدی می داد؛ هر چه به روز انتخابات نزدیکتر می شدیم این وضعیت شدتش بیشتر می شد بخصوص یک هفته منتهی به انتخابات .
پیش بینی هایم را به بچه های اطرافم گفته بودم( که شب ها و روزهای سختی را در پیش داریم) بنده فرمانده محدوده ای بودم که بیشترین التهاب در همان محدوده بود و درک این که واقعه ای در حال شکل گیری است برای ما بیش از بقیه ملموس بود. وجود ستاد مرکزی موسوی در خیابان نظر و ستاد مرکزی کروبی در خیابان توحید وضعیت ما را بحرانی تر میکرد. این شرایط را تا روز انتخابات با تمام سختی هایش گذراندیم. روز انتخابات و بخصوص زمانهای پایانی انتخابات در اکثر شعبه های خیابانهای توحید و حکیم نظامی و حسین آباد بحث و درگیریهای لفظی داشتیم و در ساعت پایانی در یکی دو شعبه درگیری شدید بود و حتی در شعبه پاچنار هم درب مسجد توسط عده ای ناشناس شکسته شد. البته پس از آن افرادی که این کار را کردن همه شناسایی و دستگیر شدند. در هر صورت با تمام فشارها انتخابات به پایان رسید؛ بنده با رصد وضعیت میدانی و تحرکاتی که موسوی در شب انتخابات کرد یقین داشتم که اگر موسوی رای نیاورد درگیری و اغتشاش خواهیم داشت.

یادآوری آن شب و روزهای سراسر مظلومیت برایم خیلی سخت است. ولی لازم میدانم پس از گذشت سالها اتفاقات آن زمان را ثبت کنم .
از یک ماه قبل از انتخابات برای ما وضعیت بحرانی و دو قطبی بودن جامعه خبر از اتفاق جدیدی و نگران کننده ای را می داد. هر چه به روز انتخابات نزدیکتر می شدیم این وضعیت شدتش بیشتر می شد بخصوص یک هفته منتهی به انتخابات. پیش بینی هاب خودم را به بچه های اطرافم گفته بودم(شبها و روزهای سختی را در پیش داریم) بنده فرمانده بسیجی محدوده ای بودم که بیشترین التهاب در همان محدوده بود و درک اینکه واقعه ای در حال شکل گیری است برای ما بیش از بقیه افراد ملموس بود. وجود ستاد مرکزی موسوی در خیابان نظر و ستاد مرکزی کروبی در خیابان توحید وضعیت ما را بحرانی تر میکرد.


شنبه ۲۳ خرداد اولین روز بعد از انتخابات؛ چهار شب بود که با تعدادی از بچه ها حوزه بودم و خانه نرفته بودم تو این چهار شب حتی دو ساعت هم نخوابیده بودم بعد از ظهر رسانه ها پیروزی احمدی نژاد را اعلام کردند. با توجه به شرایط تمام نیروهایمان را آماده باش زدیم ولی آن شب با اینکه به شدت محدودی ما؛ بخصوص خیابانهای توحید،حکیم نظامی و چهارباغ بالا ملتهب بود؛ ولی احتیاج به ورود ما نشد. خودم شخصا با موتور به خیابان های محدوده رفتم ؛ واقعا شرایط بحرانی بود یگان ویژه نیرو انتظامی در چند نقطه محدوده ما درگیر شده بود ولی شرایط اصلا قابل کنترل نبود.در هر صورت ما نیروهای خودمان را آن شب وارد عمل نکردیم وتقریبا ساعت ۳ شب وضعیت خودبخود آرام شد.

ادامه دارد …

نظرات

نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *