عاشورای دیروز/عاشورای امروز

عاشورای دیروز/عاشورای امروز

نویسنده: مهندس محسن اسلامی ( پویا)

شاعر، نویسنده و پژوهشگر ادبی

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری احوال نیوز؛ مهندس محسن اسلامی (پویا)؛ شاعر، نویسنده ، و پژوهشگرادبی در گفتگو با پایگاه خبری احوال نیوز در رابطه با پیام عاشورای امروز با پیام عاشورای دیروز عنوان نمودند: بر می گردیم به چهل سال قبل. عاشورای دیروز، عاشورای جهاد و شهادت بود. مبارزه مسلحانه یا کار روشنگرانه. حسین یا زینب. آنها که رفتند کار حسینی کردند، آنها که ماندند باید کار زینبی کنند وگرنه یزیدیند. در این سخن، ما نقد جنبش چریکی و اعلام یک استراتژی جدید را می بینیم که مشی آگاهی بخش نامیده می شود. علی شریعتی می گفت که “مردم به روشنایی نیاز دارند و از آن محروم شدند.

مردم اما به جای آن روشنائی و آگاهی به ناگاه خود را در برابر انبوه شهیدانی یافتند که در تاریخ فرهنگ و ایمان ما کم نیستند و بلکه بسیارند. افسوس که این ناآگاهی مردم را در پیرامون آرامگاه هر شهیدی که در هر گوشه و هر نقطه این سرزمین افتاد به صورت بت پرستان جاهلی که بر پیرامون بت های مجهولی طواف می کنند و آنچه از آنان می خواهند نذر و نیاز و خواست های جاهلانه است، رها کرد در حالی که بیش از همیشه نیازمند نور روشنفکری نور آگاهی و عشق بود.

به زمان حال باز می گردیم. ۴۰ سال از آن زمان گذشته است، آن عشق را همچنان می توان دید اما به نظر می رسد این «نور روشنفکری و نور آگاهی» است که بی فروغ شده است.

دعوت های امروزی عاشورای ما چیست؟دعوت به روستا برای شرکت در یک “مراسم آئینی“، به همراه همه ی عناصر یک نمایش بزرگ، از اسب و شیر و شتر گرفته تا علم و کتل و ساز و سرود … ، دعوت به راهپیمایی برای «یک کار مردم نگارانه و مشاهده مشارکتی»، یا شرکت در یک جلسه ی ادبی «عاشورا وادبیات»، یا «سینه زنی در حیاط دانشکده »”، یا شرکت در یک هئیت مذهبی، با یک سخنران و یک مرثیه خوان… عاشورای من امروز وجهی عاطفی- نمایشی است.

چه چیزی تغییر کرده است؟ تحول این دو صورت بزرگداشت مراسم عاشورا را چگونه می توان تحلیل کرد؟ چگونه و تحت تاثیر چه عواملی عاشورا از شکل روشنگرانه و مبارزاتی خود به صورت یک نمایش صرفا غم آلود با نعره های گوش خراش و تحریک کننده ی احساسات به هر قیمت و دروغ و خرافه وخالی از حقیقت تغییر پیدا کرده است؟  

سخن من این است: قدرت روشنفکری در حوزه ی دین افول کرده است. روشنفکران یا به عرفان گرویده اند یا به پژوهشگران حوزه ی دین بدل شده اند. قدرت سیاسی و دین عامه میدان دین را تصرف کرده اند. قدرت سیاسی به فرهنگ عاشورا در جهت سیاست ها واهداف خود می پردازد نه آگاهی و عامه مردم از عاشورا در جهت “شفاعت تابویی” که شریعتی از آن صحبت می کند. هر دو بر وجه صوری و فرمالیستی این فرهنگ تکیه می کنند، در هر دو، جنبه ی نمایشی غلبه دارد، در هر دو، شور و احساس بارز است، در هر دو، خون بر پیام غلبه کرده است. به نظر می رسد، جریان روشنفکری که زمانی خوانشی اجتماعی، مبارزاتی و روشنگرانه داشت، غایب است.

امروزه واعظ و مداح دو چهره ی مراسم عاشورای مایند. واعظ به نمایندگی از دین رسمی و مداح به نمایندگی از دین عامه، در این عاشورا، رویکرد روشنفکری غایب است. و ما نیز، خودآگاه و ناخودآگاه از این شرایط تاثیر پذیرفته ایم. اغلب، این تحولات را با تغییر سبک زندگی مردم و الگوی مصرف فرهنگی جامعه و رسانه ها توضیح می دهیم و طبیعی می پنداریم و نقش عامل سیاسی را دست کم می گیریم.

حوزه ی دین در دست دین رسمی است و دین عامه. دین رسمی می خواهد دین عامه را کنترل کند و دین عامه در واکنش به دین رسمی، سنتی تر می شود. همان سنتی که روشنفکران ما تا دیروز نقدش کرده بودند. در واکنش به دین رسمی که می خواهد یکپارچه سازی کند، سنت است که احیا شده و می خواهد به دین، تنوع فرهنگی ببخشد.

امروز انگار دو جریان دین سیاسی رسمی در برابر دین غیر سیاسی سنتی قرار گرفته و این دومی دارد احیا می شود. حتی گاه نوستالژی نسبت به آن بوجود امده است. در حوزه ی دین انگار دو کنشگر اصلی از طرفی دین سیاسی رسمی است و از سویی دین سنتی مردم. پس دراین میان روشنفکران کجا هستند؟

آیا نمی توان از افول روشنفکری در فرهنگ عاشورایی نام برد؟ چرا در عاشورای امروز، زینب به عنوان پیام آور انقلاب غایب است؟ زینب کجاست چه کسی پیام را منتقل می کند؟

از دوره ی روشنفکر متعهد عبور کرده ایم.از دوره ای که آثار شاخص در زمینه ی عاشورا، چرا حسین قیام کرد؛ استاد شریعتی بود، شهید جاوید صالح نجف آبادی، شهادت و پس از شهادت شریعتی… در حوزه ی دین اغلب تحلیل ها، درجهت اهداف سیاسی قرار گرفته اند . و روشنفکران دینی هم تحلیل های عارفانه و معنوی ارائه می دهند. عاشورا دیگر پیام سیاسی و اجتماعی ندارد. ایام عاشورایی به یک نمایش بزرگ ملی بدل شده است و زینب، پیام آور عاشورا در این نمایش غایب است. خون هست اما پیام نیست.

درخصوص عاشورا، بحثی که ما بطور سیستماتیک در جامعه مان بدان نیاز داریم، بحث امر به معروف و نهی از منکر است و امروز بزرگترین منکر جامعه ما، فقر است!

الهه کمالی

انتهای خبر/*



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *