♨️چرا وعده رفع تحریمها امید واهیست.
✍ادعای عدم رفع تحریم ها، بدبینی شخصی نیست مسئله شناخت سازوکار قدرت در آمریکاست.
اول یک واقعیت را باید بپذیریم.
ترامپ خودش صراحتا بیان کرد اگر من رئیسجمهور بودم، هفت اکتبر اتفاق نمیفتاد چون ایران دلاری نداشت که به حماس بدهد.
این جمله یعنی چه؟
یعنی تحریم در نگاه ترامپ یک ابزار امنیتی برای مهار ایرانست، نه یک ابزار صرفا اقتصادی که دلیل ایجادش صرقا سوءتفاهم باشد که با گفتگو قابل رفع شدن باشد.
حالا وقتی تحریم را ابزار مهار میداند، چرا باید آن را کامل کنار بگذارد؟
دلیل دوم، در ساختار آمریکا رئیسجمهور همهکاره نیست.
بخش زیادی از تحریمها ذیل قوانین کنگره تصویب شدهاند.
مثل قانون تحریمهای قیصر علیه سوریه. اینها را رئیسجمهور به تنهایی نمیتواند لغو کند.
حتی اگر تعلیق کند، با یک امضا میشود برگرداند. نمونهاش همین ماجرای سوریه؛ وقتی دمشق در یک مقطع خلاف خواست واشنگتن رفتار کرد، بلافاصله تهدید شد که تحریمها بازمیگردد. یعنی تحریم در جیب سیاست خارجی آمریکاست، هر وقت لازم شد بیرون میآورد.
سوم، مسئله لابیها و ساختار قدرتست. در آمریکا شبکهای از اندیشکدهها، لابیهای قدرتمند حامی اسرائیل و ساختارهای امنیتی وجود دارد که در موضوع ایران تقریباً اجماع نظر دارند.
حتی اگر اختلاف تاکتیکی بین دموکرات و جمهوریخواه باشد، در اصل مهار ایران اختلاف بنیادین ندارند.
رئیسجمهور میآید و میرود، اما آن ساختار میماند.
چهارم، تجربه خودمان که در برجام بخشی از تحریمها تعلیق شد، نه لغو دائمی.
بعد با یک تغییر رئیسجمهور، همه چیز برگشت. این یعنی تحریم برای آمریکا یک سوئیچست که هر زمان اراده کند روشن یا خاموش میکند.
پس وقتی میگوییم باید به جای رویای رفع تحریم، به مدیریت تحریم فکر کرد، از سر یلس با بدببنی شخصی نیست، دلیلش واقعبینیست.
باید ابن اصل را بپذیریم که تحریم در دکترین آمریکا ابزار فشار دائمیست، نه سکهای برای معامله برابر.
باید بدانیم هدف واشنگتن از مذاکره هم تنظیم سطح فشارست، نه حذف کامل آن.
اگر این را نفهمیم، دوباره دچار شوک میشوخلاصه اینکه تحریم برای آمریکا بخشی از معماری مهارست و رئیسجمهور به تنهایی قادر به برچیدن آن معماری نیست.
این بدبینی نیست، شناخت حقیفت و قواعد بازیست.
