
سرهنگ نسیبه جعفری: خستگیِ بینام فرسودگیِ خاموشی که انرژی زندگی را میگیرد

خستگیِ بینام؛ فرسودگیِ خاموشی که انرژی زندگی را میگیرد

پایگاه خبری احوال نیوز، گاهی بدون آنکه بحران مشخصی در زندگی وجود داشته باشد، آدم احساس خستگی عمیقی میکند؛ خستگیای نه از جنس جسم، بلکه از جنس روان. این حالِ ناپیدا که بسیاری نامی برایش ندارند، همان فرسودگیِ روانی پنهان است؛ وضعیتی که اگر دیده و جدی گرفته نشود، میتواند به مشکلات جدیتری در سلامت روان منجر شود.
گاهی هیچ اتفاق خاصی نیفتاده است؛ نه دعوایی، نه شکست بزرگی، نه بحران مشخصی. اما آدم خسته است؛ نه خستگیِ بدن، بلکه خستگیِ دل. این همان حالتی است که خیلیها اسمش را نمیدانند، اما با آن زندگی میکنند؛ فرسودگیِ روانی پنهان.

این خستگی از جاهای مختلفی میآید. گاهی از همیشه قوی بودن؛ از آدمهایی که تکیهگاهاند، اما کمتر دیده میشوند. همیشه «اوکی» به نظر میرسند، اما هیچوقت واقعاً حالشان پرسیده نمیشود. گاهی هم از فشارِ نقشها؛ همسر خوب بودن، پدر یا مادر موفق بودن، فرزند مسئول بودن و کارمند بیحاشیه بودن. این همه نقشِ پیدرپی، بدون توقف و بدون استراحت، ذهن را فرسوده میکند.
بخش دیگری از این خستگی، نتیجه سرکوب احساسات است. گریه نکردن، نگفتن و قورت دادن ناراحتیها، مثل انبار کردن دردهاست. این احساسات از بین نمیروند؛ فقط جمع میشوند تا روزی که آدم دیگر توان ادامه ندارد. در کنار آن، نادیده گرفتن نیازهای شخصی هم نقش مهمی دارد. وقتی همیشه اولویت با دیگران است، کمکم خودِ آدم از لیست زندگی حذف میشود.
فرسودگی روانی پنهان نشانههایی دارد؛ نشانههایی مثل بیحوصلگیِ بدون دلیل واضح، زودرنج شدن، خوابِ بیکیفیت، لذت نبردن از چیزهایی که قبلاً خوشحالکننده بودند، احساس پوچی یا بیمعنایی و تکرار زیاد جمله «حوصله ندارم». اینها تنبلی نیست؛ فریاد خاموش ذهن است.
خطر این خستگی در این است که آرام و بیسروصدا میآید، اما اگر جدی گرفته نشود، میتواند به افسردگی، اضطراب مزمن یا انفجارهای ناگهانی خشم تبدیل شود. آنوقت آدم تازه میفهمد سالها به خودش بیتوجه بوده است.
برای مواجهه با این خستگی، قبل از هر چیز باید احساسات را نامگذاری کرد. خستگی فقط جسمی نیست؛ گاهی دل، بیشتر از بدن، به استراحت نیاز دارد. باید به خودمان اجازه ناتمام بودن بدهیم؛ همهچیز قرار نیست همیشه کامل باشد و بعضی روزها فقط «زنده ماندن» کافی است. بازگشت به خود، حتی روزی ده دقیقه، برای کاری که فقط برای خودمان است و نه از روی وظیفه، میتواند کمککننده باشد. و در نهایت، کمک گرفتن؛ چون مشاوره نشانه ضعف نیست، نشانه مراقبت از خود است.
از نگاه مشاوران، خیلی از آدمها نه مشکل بزرگ دارند و نه بحران جدی؛ فقط بیش از حد از خودشان خرج کردهاند. اگر یاد نگیریم خودمان را هم دوست داشته باشیم، مغز و روانمان یک روز ما را مجبور به توقف میکند. استراحت تنبلی نیست، مراقبت از خود خودخواهی نیست و گفتنِ «من خستهام»، اولین قدمِ درمان است.
تهیه و تنظیم: سرهنگ نسیبه جعفری، کارشناس مرکز مشاوره آرامش معاونت فرهنگی و اجتماعی فرماندهی انتظامی استان اصفهان
انتهای پیام/*
