حامد جان من از مردم عذرخواهم!
حجت الاسلام علیرضا احمدی

الگوی من علی دایی ست !!
می دانید چرا ؟
علی دایی زندگی شخصی رو فدای مردم نکرد و تا آخر مسکن ومحل سکونت خود را ایران می دانست!علی دایی وارد بازی سیاست نشد !
علی دایی مثل خیلی از نخبگان ایران از ایران فرار نکرد و این خاک را از آن خود می دانست !
علی دایی تا آخرین لحظات کنار مردم ش ایستاد که اگر نمی ایستاد و به خارج از کشور می رفت می توانست مثل اپوزیسیون ضد انقلاب به ایران و توران ضربه های فکری وارد کند !
می دونی حامد جان زمانی که پست اینستاگرام اون بزرگوار و شما را دیدم با خودم فکر کردم که اگر این مردمی که در آتش سوختند و خانواده شان را درک می کردیم در کنار مردم بندرعباس می بودیم یا باز به اسطوره فوتبال این مرز و بوم انتقاد می کردیم؟!
اگر خدای ناکرده یکی از سوختگان این حادثه ،یکی از خانواده ما بود چه؟
من برای فالوور و مخاطب این حرف ها رو نمی زنم
یادمان باشد که ما در هر زمینه و موضوعی اسطوره داریم !
حتما روایت این مستند زیر صفر مرزی را شنیده اید حامد جان
روایتی از علی هاشمی جوان خوشفکر و مبارزی که ایده پرداز عملیات خیبر بود .ثمره این عملیات خیبر تصرف جزایر مجنون بود که دارای ۵۸ حلقه چاه نفت است .
اما مهمتر از همه اینها روزی است که او شهید می شود و اتفاقات بعدی است که می افتد .با این که یکی از مهمترین فرماندهان جنگ بود اما ۲۲ سال نام بردن از او ممنوع بود !! هیچ کس حق نداشت درباره او حرفی بزند ! لام تا کام ، سکوت مطلق. گویی اصلا نجنگیده! حتی متهم به خیانت شد و شایعاتی دیگر ماجرا چه بود؟
عراق برای به دست گرفتن جزیره مجنون یک حمله سراسری را سازماندهی می کند . علی هاشمی و یارانش در مجنون بودند و مستقیما مورد حمله بالگردهای عراقی قرار می گیرند .راکت پشت راکت به سمت آنها شلیک می شود . با این حال چون صحنه جنگ و نبرد و درگیری بود ، کسی متوجه نمی شود چه بر سر علی هاشمی می آید . حمله که تمام می شود ، زخمی ها را به عقب منتقل می کنند تا سرشماری کنند و ببینند چه کسانی هستند و نیستند .
نفر اول علی بود .نیست . جنازه؟ وجود ندارد . کجاست ؟ برخی از دوستانش اسیر شدند . یکی احتمال می دهد که شاید او اسیر شده باشد .همین مبنا قرار می گیرد . اعلام می شود که درباره او سکوت مطلق پیشه کنید به علت آنکه فرمانده بود و اطلاعات مهمی داشت بهتر است درباره اش چیزی گفته نشود ! سکوت .سکوت .سکوت اسرا می آیند اما از او خبری نیست . دوستانش نیز او را در زندان های عراق ندیده بودند . فرضیه غلط شکل می گیرد نکند با صدام کار می کند؟! موتور شایعات علیه او روشن می شود .اعلام می شود تا روزی که صدام زنده است کسی درباره او حرفی نزند .صدام اعدام شد و مُرد اما باز کسی سخنی از علی به میان نیاورد .پس چی شد ؟ او کجاست ؟ زیر تلی از خاک … علی هاشمی همان روز چهاردهم تیر ماه ۱۳۶۷ در جزیره مجنون شهید و جنازه او زیر آواری از خاک دفن شده بود اما نه تنها کسی نمی دانست بلکه تا ۲۲ سال بعد متهم بود ! !
هیچ کس از او تجلیل نکرد .نامش را به زبان نیاوردند .خیابانی به نام او نامگذاری نکردند .خانواده اش قدر ندیدند . ۲۲ سال زیر فشار انواع حرفها و حدیثها بودند تا این که در سال ۱۳۸۹ پیکر او در در نزدیکی محل استقرار قرارگاه فرماندهی سپاه ششم کشف شد و در اهواز به خاک سپرده شد .
من اگر خون بگریم یا فریاد بکشم بابت خانواده ای که ۲۲ سال محکوم و متهم بودند کم است !
علی هاشمی اسطوره من است
در هر میدان و عرصه ای ما اسطوره داریم مهم این است که کجای این پرگار قرار داریم
مرکز؟ یا در نقطه ای دور از دسترس که فقط به اسطوره و پهلوانان این مرز و بوم انتقاد کنیم !
«کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا؛ همواره دشمن ستمگر و یاور ستم دیده باشید».
و در آخر باید عرض کنم که اگر در در هر بُعدی از ابعاد زندگی اسطوره سالم و متعهدی باشد مسیر مردم از آنچه هست به وضعیت مطلوب و سازنده ای خواهد رسید و مقلِّد این مرجع راه یافته می شدند
من و تو مردمی هستیم که آینده توو مشت ماست
که از هفتاد نسل قبل هزار اسطوره پشت ماست
