جفای بیش از حد به رودی که زنده بود

پایگاه خبری احوال نیوز :مهرناز آزاد در اعتراض به وضعیت اسف بار زاینده رود در یادداشتی تحت عنوان ” جفای بیش از حد به رودی که زنده بود” نوشت:
سال ۱۳۷۹ زمانی که برای اولین بار قلب زاینده رود از تپش ایستاد و کم کملب هایش خشکید و ترک خورد پس از قدم زدن درعرض این رود پهناور در یکی از دلنوشته هایم در نشریه صدا و هم زمان در یکی از مصاحبه های رادیویی خود گفتم : می خواهم بنویسم که روزی بدون قایق ، بدون عبور از روی هیچ پلی ، بدون پرواز از روی زاینده رود و حتی بدون شنا از عرض این رود تنومند گذشتم.
و باور داشتم که به سرعت آب به این رودخانه باز می گردد و سالها بعد برای بسیاری از جوانان و نوجوانانی که سالها پس از ما زندگی خواهند کرد این سوال پیش خواهد آمد که چگونه می شود بدون همه اینها از عرض این رود پهناور عبور کرد.
اما وقتی این خشکی و خشکیدگی یک واقعیت تکراری و طولانی شد، معمایی که من تصمیم داشتم در ذهن خوانندگان آینده بسازم حل شد و آنها با مرور زمان و پس از گذشت ۲۶ سال از آن روز می دانند که رودی که می خشکد و ترک برمی دارد تبدیل به کویری می شود که می شود پیاده و تنها با گام برداشتن از روی لب های خشکیده اش عرض آن را طی نمود.
شاید طرح انتقال آب از هزاران سال قبل رایج بوده و تونل هایی مثل تونل شوشتر در زمان ساسانیان و تونل های متعدد دیگری در همین کشور و سایر نقاط دنیا و هم اکنون نیز با شرایطی که در سازمان یونسکو تعیین کرده از مناطق پر آب به مناطق کم آب بر اساس مصالح ملی آب منتقل می کرده و همچنان هم این آبها منتقل می شود و می پذیریم که برای زاینده رود نیز از زمان صفویه تا قاجار و تا کنون برنامه هایی برای انتقال آب آن طراحی شد و حتی در سال ۱۳۰۱ در مجلس شورای ملی آن زمان نیز مصوب گردید.
اما تا سال ۱۳۷۸ هیچ کدام از دولت های یادشده به این کار تن نداد تا اینکه فاز نخست انتقال آب از زایندهرود به شهر یزد در اسفندماه ۱۳۷۸ در دولت هفتم به وقوع پیوست و به بهرهبرداری رسید و اما فقط یکسال بعد و فقط یکسال بعد یعنی در سال ۱۳۷۹ زایندهرود این زنده رود سرشار، این فراوانی جریان دار پر آب ، بی رحمانه خشک شد.
داستان زاینده رود اینجا تمام نمی شود ، وقتی می فهمیم که خشکی این رود بشدت زنده دستخوش اشتباهات بسیار زیادی بوده است که به مرور خود را نشان داده است، درست مثل سلول های سرطانی که آرام آرام تمام جان وتن مان را در برمی گیرد وناگهان تمام مان می کنند.
مهم ترین دلایل خشک شدن زاینده رود پس از تصمیم دولت وقت درسال ۱۳۷۸
برداشت بیرویه آب در مسیر رودخانه در محدوده سد تا پل کله توسط پمپاژ است که به تنهایی بیش از کل میزان آبی است که سالانه توسط تونل دوم و تونل چشمه لنگان وارد حوضه زایندهرود میشود. این میزان تا سال ۱۴۰۰ در حدود ۲۹۰میلیون متر مکعب بوده است که سال به سال نیز در حال افزایش است.
و همچنان با وجود خشکی زایندهرود هر ساله در بودجه سنواتی برای خط لوله دوم زایندهرود به یزد و نیز پروژه انتقال آب زایندهرود به فولاد بروجن، توسط مجلس و دولت هزینه میشود.
توجه به این نکته مهم است که ایران عضو کنوانسیون بینالمللی رامسر است که بر طبق آن حق ندارد قوانینی تصویب کند که بر اثر آن تالابها خشک شوند. این در حالی است که برداشت بیرویه آب از حوزه آبریز زایندهرود در فلات مرکزی و اختصاص آن به صنایع و مناطق دیگر خلاف تعهد ایران در این کنوانسیون است که شایسته است همینجا نه به عنوان یک روزنامه نگار به عنوان یک شهروند از نمایندگان مجلس بخواهم به بررسی این موضوع بسیار حیاتی بپردازند.
جانمایی صنایع مادر فولادی در اصفهان ، ذوب آهن اصفهان و سایر صنایع مادر در این استان که به آب برای بقا احتیاج دارند به هردلیلی جفای بیش از حد به مردم اصفهان و کشور بوده است و باید این صنایع در محلهایی که آب کافی وجود داشت و یا اثرات تخریبی زیادی بر محیط زیست و آثار تاریخی وارد نمی کرد احداث می شدند .
جدای از اثرات بسیار مخرب کارخانه جات احداث شده در کنار زاینده رود پالایشگاه هم برای مردم اصفهان معضلی شده است و به مردم اصفهان جفا شد! دود و آلاینده ها و مشکلات اجتماعی آن مربوط به اصفهان است و آب مورد نیازش را هم از اصفهان بر می دارند ولی تولیداتش و برکاتش برای کل مردم کشور است.
کسانی که در دیگر استانها از موهبت تولیدات ذوب آهن و فولاد مبارکه و نیروگاه و پالایشگاه و پتروشیمی و غیره بهره مند می شوند و جمعیت زیادی را نیز از استان های خودشان برای اشتغال در این صنایع به اصفهان می فرستند نمک بیشتری به زخم مردم اصفهان می پاشند.
دانستن این نکته بسیار مهم است که وضعیت کشاورزی شهرستانهای دارای حقابه بر حوضه زاینده رود همچنان پایدار بوده است و تالاب گاوخونی نیز همه ساله آب دریافت می کرد اما اولین بار رودخانه در سال ۱۳۷۹ خشکید آیا از خودمان پرسیده ایم که دلیل این خشکی چه بود؟
اگر صرفا دلیل خشکی زاینده رود را به صنایع ربط بدهیم
این رودخانه باید خیلی زودتر از اینها خشک میشد! پس علت خشکی زاینده رود را باید علاوه بر مصرف آب کارخانه جات در افتتاح لوله یزد در سال آبی ۱۳۷۹ جستوجو کرد و همچنین شروع پمپاژهای بالادست چم آسمان! که رودخانه دیگر طاقت نیاورد کشاورزان اصفهان آب کمتری دریافت کردند و تالاب گاوخونی هم روبه خشکی رفت.
بنابراین اگرچه همچنان معتقدیم که صنایع به جز مصیبت برای اصفهان سرمایه دیگری نداشت اما بر این باور هم هستیم که دلیل اصلی خشکی زایندهرود به پمپاژ های بالادست سد چم آسمان و بالادست سد زاینده رود که برای یزد و شور و مصارف شهری و کشاورزی و باغات بالادست برداشت میشود مربوط است.
امروز زاینده رود چگونه می تواند بدون یکبرنامه ریزی درست و علمی و بدون همراهی دستگاههای ذی ربط ، همیاری مردم و کارشناسان خبره دوباره روی پای خود بایستد؟
مردم اصفهان از اولین دوره خشکی زاینده رود به هروسیله ای تلاش کردند اعتراض خود را به وضعیت اسف بار زاینده رود درحال مرگ نشان دهند.
حتی تشکل های زیست محیطی استان های اصفهان و چهار محال و بختیاری سه سال پس از خشک شدن زاینده رود . نخستین تجمع و راهپیمایی به این مناسبت را در ۱۸ مهر ماه ۱۳۸۲ برگزار واین روز را به عنوان «روز نکوداشت زایندهرود» نامگذاری نمودند. و مهمترین شعار تجمع مذکور این بود: “زایندهرود را زنده، کامل و همیشه میخواهیم”
وپس از آن نیز مردم اصفهان هر بار با شنیدن خبر رهاسازی آب در بستر خشکشده زاینده رود به علامت اعتراض در نقاط مختلفی مانند پارک ناژوان، سیوسهپل، خواجو، پلجوبی و پل ورزنه جمع شده و نظارهگر جریان یافتن زندگی در طول این رودخانه حیاتآفرین می شوند و با گرفتن عکس و فیلم وتولید محتواهای خبری تلاش می کنند هیجان خود را با انعکاس این اخبار به جامعه ، دولت مردان و کارشناسان انتقال دهند.
سخن آخر اینکه : امیدواریم احیای زایندهرود با مدیریت صحیح منابع آب و برنامهریزی علمی و همکاری گسترده دولت، مردم و متخصصان امکان پذیر شود و راهکاری درست برای خروج از این بحران که عملا ، نابودی یکی از مهمترین منابع زیستمحیطی ایران را در پی خواهد داشت ارائه گردد.
زیرا بی توجهی به این امر حیاتی پیامدهای جبران ناپذیری برای جوامع محلی و اقتصاد کشور به همراه خواهد داشت.
به امید آنکه دوباره و دوباره شاهد زنده شدن رودی که زنده بود باشیم و آن را با تمام وجود زاینده رود بدانیم و بخوانیم.
مهرناز آزاد
انتهای پیام/*
