
پایگاه خبری احوال نیوز، دیرگاهیست که همه نغمهها و صداها از افول آموزش و پرورش و سقوط ارزشها در آموزش و پرورش دم می زند و روند کنونی آموزش و پرورش نیز موید این مدعاست.در حالی که بنمایه فرهنگ کشور باید از چابکی و خلاقیت و علم برخوردار باشد ، دچار بیماری مزمن ناکارآمدی گردیده است.نسلهایی که پی در پی میبایست از چشمه زلال فرهنگ غنی ایرانی اسلامی سیراب میشدند، یا آبشخور خود عوض نمودند یا با بیتوجه به تشنگی مفرط خویش سردرگم در این جهان پر دسیسه و نیرنگ منتظر اشربه و اطعمهای هستند که از دست بیگانگان ساری و جاریست.
این تشنگی فرهنگی باعث شده است که آنچه ظروف خالیست به هر شکل و طریقی با هر طریقت و نگاهی پر گردد.آموزش و پرورش در این بین با انتصاب نیروهای ناکارآمد که کمتر دغدغهای هم در بعد ملی و هم در بعد مذهبی در ایشان دیده میشود یا در بهترین حالت بیتفاوتی بیش از حدی که در آنها به چشم میخورد باعث گردیده تا امید تحولی چشمگیر در این عرصه وجود نداشته باشد
از آنجا که اولویت هیچ کدام از حاکمان این مرز و بوم فرهنگ نبوده است، لذا هیچ انگیزهای نیز درتحول فرهنگی دیده نمیشود
در بیش از صد سال شکل گیری مدارس نوین برنامه خاص این مدارس یا نوشته نشد یا نوشته شد ولی اجرا نشد.
همه ۲۹ اسفند را به خاطر ملی شدن صنعت نفت جشن میگیریم ولی هیچگاه به این تفکر نمیاندیشیم که هر حرکتی زاییده اطلاعات ، دانش و فرهنگ آن جامعه است حتی ملی شدن صنعت نفت.
نگران کنندهتر آنکه مشکلات اقتصادی باعث شده است تا در سطح کلان فقط به روزمرگی بیندیشند و هرگز به راهکار حل همه این معضلات که از حوزه فرهنگ نشئت میگیرد نیندیشند.
سالهاست که انتصابات آموزش و پرورش بر اساس مشی سیاسی و نزدیکی افراد وابسته به گروه برنده رقابتهای حاکمیتی است.
در این بین کورسویی که با تصویب سند تحول بنیادین در دل اهل خرد ایجاد شده بود با فراموشی در اجرای آن به نابود گرایید .
تا دو سال آینده باید ما به هشت هدف کلان سند تحول بنیادین میرسیدیم ، بی عرضگی خودمان را که دیدیم ۱۰ سال دیگر به انتهای آن افزودیم.
هر وزیری و هر مدیری که در این عرصه پای به میدان میگذارد مدعی است که برنامههای متعددی برای اجرای سند تحول نوشته و اجرا کرده است، اما اگر در طی این ۱۲ سال هر نفر یک قدم برداشته بود لااقل الان ما به اندازه ۱۲ قدم به هدف نزدیکتر شده بودیم.
۱۲ سال تعلل گذشتگان و کارشکنی نیروهای ناآگاه و دلباختگی برخی از بزرگان به اسناد ینگ دنیا باعث شد که بعد از ۱۲ سال ما نه تنها به رتبه اول منطقه و جهان اسلام نرسیم بلکه جایگاه قبلی خود را نیز دفعه به دفعه بیشتر از دست بدهیم.
آموزش و پرورش به حال مریض نزاری میماند که در بستر افتاده و دیگر توان جابجای خود را ندارد زخم بسترگرفته و کرمهای متعددی که برپیکر او افتاده است .تنها راه حل راحتی تیمار خوار را مرگ مریض رقم میزند.
در دولتهای اصلاحاتیان حرف سند بود ولی التزام به آن کمتر به چشم میخورد و در دولتهای اصولگرایان التزام به سند فقط لقلقه کلامی است که رسانهها و افکار عمومی را توجیه کند ولی آگاهی به سند و عمل به آن به چشم نمیخورد.
دریغ و درد که بیش از ۵۰۰ دانشمند نزدیک به ۶ سال وقت خود را در نوشتن سندی گذاشتند که امید داشتند باعث تحول آموزش و پرورش و بالتبع تحول کشور گردد.
ولی اکنون انگشت حرمان به دندان میگزند که زمان چون برق و باد رفت و شرایط بسیار دشوارتر گردید اما سند اجرایی نشد
توصیههای موکد رهبری نیز در اجرای سند گویی یاسینی بود که بر گوششان خوانده شد و حال هیچ.
حال وزیر جدید است این میدان .
مهدی امیدوار
انتهای پیام /*
