
دکتر مهرناز آزاد: در سوگِ راویِ سنگ و ستون

در سوگِ راویِ سنگ و ستون؛ بدرود ای حافظِ حافظهیِ خاک

دکتر مهرناز آزاد: در سوگِ راویِ سنگ و ستون
دکتر مهرناز آزاد – پایگاه خبری احوال نیوز، دکتر مهرناز آزاد، به بهانه درگذشت دوست و همکارش ، هنرمندِ فرزانه، زندهیاد کلانتر معتمدی، دلنوشته ای با عنوان«در سوگِ راویِ سنگ و ستون؛ بدرود ای حافظِ حافظهیِ خاک»نوشت:

دکتر مهرناز آزاد: در سوگِ راویِ سنگ و ستون
آبان، ماهِ تولدِ تو بود؛ همان ماهی که گویی عطری از وقارِ پاییز را با خود داشت. و حالا، در تیرماهی که داغِ رفتنت بر دلِ فرهنگِ اصفهان و ایران نشسته، گویی عقربهها دیگر نمیخواهند زمان را برای ما به جلو برانند.

دکتر مهرناز آزاد: در سوگِ راویِ سنگ و ستون
رفیق! از کجا بگویم؟ از قلمی که در دست داشتی یا از روحی که در واژهها میدمیدی؟ تو برای ما نه فقط یک همکار، که یک «معمارِ واژهها» بودی. کسی که فهمیده بود تاریخ، این میراثِ گرانبهایِ هزارساله، اگر در بندِ وزن و قافیه نیاید، ممکن است در گذرِ تندبادهای زمان، غبارِ فراموشی بگیرد. تو به تاریخِ این سرزمین، از شکوهِ هخامنش تا حماسهیِ خرمشهر، لباسِ فاخرِ شعر پوشاندی.
اما آنچه تو را از دیگران متمایز میکرد، نه فقط دانشِ عمیق، که «فروتنیِ نجیبانه»ات بود. تو کوهی بودی که نیازی به فریاد زدنِ بلندایِ خود نداشت. در جهانی که بسیاری تشنهیِ دیدهشدن و حضور در هیاهویِ رسانهها هستند، تو گویی عهد بسته بودی که «حقیقت» را در خلوتِ خویش پاسداری کنی. آن همه توانمندیِ ادبی و علمی را، زیرِ ردایِ تواضع پنهان میکردی تا آرامشت دستنخورده باقی بماند؛ شاید دریافته بودی که برایِ ویرایشِ تاریخ و صیقل دادنِ واژهها، باید از جنجالهایِ پوچِ جهانِ بیرون برید.

من میدانم که این «تنهایی»، برایِ تو یک تقدیر نبود، یک انتخاب بود؛ انتخابی دشوار که تنها انسانهای بزرگ توانِ حملِ بارِ آن را دارند. زیستن در تنهایی، به ویژه وقتی در این جهانِ پرهیاهو، قلبی به وسعتِ تاریخِ ایران داشته باشی، بهایی سنگین داشت که تو آن را با لبخندی صبورانه پرداختی. تو در حاشیهیِ امنِ سکوت، بزرگترین بناهایِ کلامی را برایِ این سرزمین پیریزی کردی، بیآنکه بخواهی نامت در صدرِ خبرها باشد.

دکتر مهرناز آزاد: در سوگِ راویِ سنگ و ستون
امروز که دفترِ عمرِ تو در ۱۶ تیرماه بسته شد، انگار بخشی از هویتِ فرهنگیِ شهرِ من کم شده است. تو از تبارِ همان حکیمانی بودی که شعر را نه برای تفاخر، که برای «ماندن» میخواستند. هم جنس شهر ، هم جنس قلم ؛ میدانم که اینجا دیگر برایت تنگ بود. دردهایِ تن، بندِ روحِ بلندت شده بود و حالا، رها از تمامِ رنجها و دور از هیاهویِ بیحاصلِ این جهان، در همان تاریخِ بیکرانی که روایتش میکردی، آرام گرفتهای.

دکتر مهرناز آزاد: در سوگِ راویِ سنگ و ستون
تو در تاریخِ ایران «ثبت» شدی؛ نه در قابِ کوچکِ رسانهها، بلکه در عمقِ جانِ کسانی که قدرِ سکوتِ عارفانه و قلمِ متعهدانه را میدانند. بدرود ای دوستِ تنها، بدرود ای هنرمندِ فروتن. ما اینجا در کوچههایِ دلتنگی، جایِ خالیِ نجابت و قلمت را با واژههایی که از تو آموختیم، پر خواهیم کرد. به قولِ خودت که همیشه تاریخ را در قابِ شعر میدیدی؛ حالا تو خودِ تاریخ شدهای؛ ابدی، بینیاز از دیده شدن و ماندگار.
پی نوشت:
از این دوست و شاعر حماسهسرا آثار متعددی در حوزه تاریخ منظوم ایران و اصفهان منتشر شده که مهمترین آنها عبارتاند از:
- منظومه کورش هخامنشی
- چکامه شکوه ایرانیان؛ دفتر اول (هخامنشیان)
- منظومه اصفهان؛ دفتر اول (تاریخ پیش از اسلام)
- منظومه اصفهان؛ دفتر دوم (ورود اسلام تا پایان دوره چوپانیان)
- منظومه اصفهان؛ دفتر سوم (ظهور تا سقوط صفویه)
- منظومه خاک و خون؛ حماسه آزادی خرمشهر چندین منظومه دیگر نیز از این شاعر بهیادگارمانده که فرصت انتشار آنها را پیدا نکرد.
مانند : - دفترهای دوم و سوم مجموعه «چکامه شکوه ایرانیان» با موضوع دورههای اشکانی و ساسانی، «رنجنامه ایرانیان» با محور حمله اسکندر مقدونی
- «چکامه ایرانیاد» درباره اسطورههای کمتر شناختهشده ایران
- «منظومه دوران» با موضوع مکانهای اثرگذار انقلاب اسلامی در اصفهان
- «چکامه کیامردان» که به روایت ایثار و جانفشانی چهار مرزبان ایرانی در سوم شهریور ۱۳۲۰ میپردازد.
یاد و نامش گرامی
مهرناز آزاد
۱۷ تیرماه ۱۴۰۵
انتهای پیام/*