مطالعه کنید تا جهان با وجود شما تغییرکند

پایگاه خبری احوال نیوز؛ مهرناز آزاد در مقاله ای به مناسبت هفته کتاب با عنوان”مطالعه کنید تا جهان با وجود شما تغییرکند” گفت :
وقتی کتابی را باز می کنی تنهایی را تقریبا به پایان رسانده ای، فهمیدن را به جریان انداخته ای و تنهائی ات را هدف دار کرده ای، اما مطالعه فقط کتاب خواندن نیست
مطالعه یعنی بتوانی با زندگی ارتباط برقرارکنی. مطالعه ، دیدن است ، شنیدن است ، سفر کردن است ، حرف زدن است ، نوشتن است.
وقتی چنین سفری را آغاز می کنی یقینا دیدگاه هایت جهانی می شود و محدود نیست ، وسیع فکر می کنی ، عمیق می اندیشی و بهتر تصمیم می گیری وبا هر تصمیم خوبی ، خوب تر و پر محتوا تر زندگی می کنی و الگویی می شوی برای آنهایی که درکنار تو و با تو هستند و از تو می آموزند.
آری ، آنچه در نهایت میشویم ، بسته به تعداد کتاب هایی است که خوانده ایم ، ارتباطات درستی است که برقرارکرده ایم و سفر هایی است که در آنها به شناخت جهان و جهانی تر شدنمان کمک کرده ایم.
حتی آنها که تمام عمر در دانشگاهها و با دانشجویان و اساتید زندگی کرده اند می دانند، دانشگاه از انسان باسواد نمی سازد، شاید مهارت های ما در دروس فنی و تخصصی که می خوانیم بالا برود، اما با سواد نمی شویم. زیرا ماهرانه و عمیق مطالعه نکرده ایم و محتوای ذهنی خود را وسیع و در گوشه گوشه اطلاعات و داده های جهانی حرکت نداده ایم.
در یک خط مستقیم و تنها با تعداد محدودی کتاب آن هم فقط در یک رشته، انسان تحصیل کرده ای می شویم ، اما باسواد نه ! زیرا سواد، محتوایی بسیار وسیع تر از حرکت در یک مسیر را سزاواراست.
لی لی تاملین، کمدین مشهورسینمای جهان دریکی از مصاحبه هایش گفته بود:
“آیا تابهحال به عمق توانایی خواندن، فقط خواندن، توجه کردهاید؟ به اینکه خواندن کلید ورود ما به کل دنیای تفکر، تخیل و تجسم خواهد بود؟ “
پس به تعداد ورق هایی که می خوانیم تخیل خود را برای ساختن زندگی که از دید افراد ظاهربین غیر ممکن به نظر می رسد افزایش داده و با مطالعات بیشتر، این رویاها را تبدیل به واقعیت نموده ایم.
و این تفاوت سبک زندگی افراد اهل مطالعه با دیگر افرادجامعه است.
جیمز راسل، شاعرو نویسنده قرن نوزدهم نیز
در جایی نوشته است “هدف حقیقی کتابها آن است که ذهن را به دام فکر کردن بیندازند.”
چه تشبیه جالبی ، به دام افتادن ذهن در فکر ، واقعا چقدر دنیای زیباتری داشتیم اگر همه مردم جهان بجای دنبال کردن مسائلی در بیرون از خود که شاید هیچ ربطی به زندگی آنها ندارد در درون به دام افکار خود می افتادند و با تحلیل زندگی خود و مطالعه خود و جهان پیرامونشان سعی درساختن دنیایی زیباتر برای زندگی می کردند؟
همواره درتمام سالهایی که به تدریس مشغول بوده ام توصیه ام به دانشجویان این بوده است که تنها به مطالعه کتاب های درسی اکتفا نکنید و گستره مطالعات خود را به سمت سایر کتاب ها بخصوص داستان ، شعر ، تاریخ و تاریخ هنر و هرکتابی که به شما کمک می کند تا سهم بیشتری از این زندگی را به درستی وزیبایی زندگی کنید ، ببرید.
جهان بی تفکر جهلگاهی گود ، آشوبکده ای ناهنجار و اقلیمی سراسر صدا و فریاد است .
بیدادگری نتیجه جهل است و جهل نتیجه ذهنی بیمار ، تهی و خودشیفته که بی مطالعه و تفکر نقشه می کشد وحیات انسانی را به خطر می اندازد.
اگر قراراست سهمی از تغییر در این جهان به سمت زیبایی، آرامش ،عشق ،صلح و دوستی داشته باشیم ظرف ذهنمان را از مطالعه پر کنیم.
جمله ای می گویم که شما را به تفکر بیشتر وادار کند.
اگر جهان منهای شما باز هم جهان بود برایتان متاسفم جهان باید بی شما چیزی را از دست بدهد،همانگونه که وقتی شاعری ، موسیقی دانی ، نقاشی ، متفکری و اندیشمندی از این جهان می رود خلا آن را احساس می کنیم و وقتی چنین انسانی متولد می شود به داشته هایش افزوده می گردد بی ما و با ما نیز باید چنین تغییری ایجاد شود که اگر نشود و یا نشده، تهی از آن چیزی بوده ایم که جهان ما را بخاطرش به دنیا آورد ومنتظر شد تا با مطالعه و اندیشه به ژرفای علت خلقت خود پی ببریم و تغییری در جهان ایجاد کنیم.
جهان – من = جهان
” یعنی جهان با تولد ومرگمن هیچ تغییری نکرده است”
پس مطالعه کنید تاجهان با وجود شما تغییر کند.
مهرناز آزاد
انتهای پیام/*
