گفت وگوی صمیمانه با استاد اسدالله امینی شاعری که از نهضت سوادآموزی شروع و تا به حال هشت عنوان کتاب تالیف کرده است

استاد اسدالله امینی به همراه همسر

گفت وگوی صمیمانه با استاد اسدالله امینی شاعری که از نهضت سوادآموزی شروع و تا به حال هشت عنوان کتاب تالیف کرده است.

استاد اسدالله امینی به همراه همسر

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری احوال نیوز، استاد اسدالله امینی، شاعربلند پایه اصفهانی، مردی آرام اما با تیزبینی زیادی که دارد، خود را از جوانی آماده ی هر کاری چه از دوران تکاوری و حضور در لبنان و چه از شعر و شاعری که شعرهای زیبای او پر از درس و پند و اندرز و زندگی است.

استاد اسدالله امینی تا به حال هشت عنوان کتاب به رشته ی تحریر در آورده اند ، آن هم در حالی این کار بزرگ فرهنگی را انجام داده اند ، که هیچ تحصیل آکادامیکی ندارد.

لاله های آرمیده اثر استاد اسدالله امینی

زیرا او با تمام توان از کودکی و از سن ده سالگی در کارخانه های شهر اصفهان ، با همان روحیات کودکانه کار می کردند.

استاد اسدالله امینی در جوانی

 در زمانه‌ای که شاعران کمتری جنبه‌های مختلف زندگی خود را سوژه‌های شعری‌شان قرار می‌دهند و بیشتر مشاهدات بیرونی را در شعرشان توصیف می‌کنند.

استاد اسدالله امینی در جوانی

اما اسدالله امینی زندگی پر از فراز و نشیبی را طی کرده است، و سختی های زیادی را متحمل گشته اند.

لوح تقدیر استاد اسدالله امینی

در استان اصفهان کمتر کتاب ادبی را می توانید مشاهده کنید ، که از اسدالله امینی ، شهر و یادی نشده باشد. این بار خبرنگار پایگاه خبری احوال نیوز ،  سراغ شاعری رفته است ، که هرکدام از شعرهایش توصیفی است از یک گوشۀ زندگی او و عاطفه و مهربانی و دغدغه داشتن شعرهایش زبانزد است. با هماهنگی قبلی قرار شد به منزلشان بروم و از او مصاحبه ای داشته باشم. به منزلشان پر از مهر و محبت و عرفان رفتم، به همراه همسر مهربانشان ، در خانه ای کوچک از پر از محبت و صفا ، و منزل عارفانه ای که با تصاویر زیبا از از خانواده و خودشان و ایامی که گذشته بود، حال خوب و روحانی پیدا می نمودید که بسیار مایه ی مسرت و خوشحالی و آرامش بود. از او خواستم که از ابتدا برایم از زندگی و فعالیت های فرهنگی و زندگی در ایام را تعریف کنند.

استاد اسدالله امینی در کودکی

استاد اسدالله امینی ، با آرامش شاعرانه و زیبا و با آن حال خودمانی و بدون ریا و خودمانی شروع کردند وگفت: در سال ۱۳۲۶ در شهر اصفهان متولد شدم، دوران کودکی من که خیلی هم کوتاه بود، با کار در کارخانه بهشت ، به خاطر مشکلاتی که داشتم گذشت. به خاطر همین مشکلات نتوانستم درس بخوانم. در سن کودکی با آن سن کم ۱۴ ساعت یعنی از ساعت ۷ شب تا ساعت ۷ صبح در کارخانه ریسندگی بهشت کار می کردم.

لوح تقدیر اسدالله امینی

در آن زمان در کارخانه ها بیشتر از کودکان کار می کشیدند. به علت کمی دستمزد با صاحب کارخانه ، درگیر شدم و مرا به داگاه اطفال بردندف من هم ۱۲ سال بیشتر نداشتم، قاضی که فردی دارای هیکلی درشت بود، به او گفتم با این جند نان من سیر نمی شوم . قاضی با فریاد گفت حرف نزن و من هم با دیدن هیکل درشت او در مقابل یک بچه ۱۲ ساله وحشت کرده و ترسیده بودم، حکم اخراج من را در دادگاه صادر کرد. و رئیس کارخانه هم به بهانه ای مرا ساعت ۱۲ شب از کارخانه بیرون کرد.

سروده استاد اسدالله امینی هدیه به روح پاک سردار شهید حاج قاسم سلیمانی

بعد از مدتی که بیکار بودم مجددا در کارخانه نخ تاب مشغول به کار شدم. و سپس به سربازی رفتم . در مدت خدمت سربازی در اصطبل اسب ها زندگی می کردیم ، که خودم با آهک ، ضد غفونی کردم و دیوارهای آن را هم با همان آهک سفید کردم. و کف آن را با پیدا کردن شن در اطراف ماهان کرمان ، چند گونی شن آورده و کف آن را سیمان کردم. درهمان خدمت سربازی امتحان ورزش دادم و در هوابرد قبول شدم، با همه ی مشکلات و سختی هایی که داشت، برای ادامه خدمت به شیراز رفتم.

دیوان استاد اسدالله امینی

با توجه به سختی کار ما و هلی برد کردن ما از نظر امکانات جا و خوراک خوب بود. خدمت نیز تمام شد. سپس ازدواج کردم و به شغل نقاشی مشغول شدم، و در سال ۱۳۶۴ وارد نهضت سوادآموزی شدم و دوره های تکمیلی نهضت را در سال ۱۳۶۶ به پایان رساندم. در این ومدت آموزش در نهضت علاقه ی عجیبی به قرآن کریم ، و گلستان سعدی ، و نهج البلاغه پیدا کردم، و همیشه قران را مطالعه می کردم ، همچنین تابلوهای مغازه ها را همه می خواندم و از داشتن سواد لذت می بردم. یک روز در میان به یک جلسه ی ختم قرآن با یکی از دوستان می رفتم، که در یکی از جلسات از من خواسته شد که قرآن بخوانم ، من هم که تا به حال قرآن، در حضور افراد نخوانده بودم ، بسیار حیرت زده بودم و از خداوند خواستم که نوبت به من نرسد، زیرا بلد نبودم ،در همان لحظه شانس ما برق ها رفت و جلسه تمام شد.فردای آن روز به منزل حاج امیر آقا امینی پسر عمویم که استاد قرآن بود رفتم و از او خواستم که مرا قرآن خوان کند. بعد از دو سال قرآن را به بهترین نحو یاد گرفتم و سپس به همان مجلس رفتم و شروع به خواندن قرآن کردم.

دیوان استاد اسدالله امینی اصفهانی جلد سوم

۱۶ سال از عمرم را در توانبخشی به صورت حرفه ای برای جانبازان کار می کردم ، با توجه به اینکه لباس های سفید بر تن داشتم ، جانبازان مرا به دکتر امینی صدا می کردند، به خاطر کار خوب و دلسوزانه ای که برای این ایثارگران انجام می دادم ، همه ی جانبازان وقتی می آمدند ، می گفتند ما می خواهیم دکتر امینی کار ما را انجام دهد( با خنده ).

بو نیست هست سروده استاد اسدالله امینی

ناگفته نماند که از که از همان سال ها به شعر خیلی علاقه داشتم، و هر از گاهی غزل هایی کوتاه می گفتم. با توجه به نزدیکی پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در سال ۱۳۵۶ به دنبال کارهای انقلاب بودم و اعلامیه های حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه)، را پخش می کردم ، که اوایل سال ۱۳۵۷ در راور کرمان به همراه همسرم ، به خاطر پخش اعلامیه های دستگیر شدم. و سپس با ضمانت فردی به نام توکلی ، آزاد شدم. مجددا بعد از چند ماه در شیراز توسط ساواک شناسایی شدم که خانواده را رها و فرار کردم. وقتی انقلاب اسلامی به مرحله ی اوج خود رسید، و همه ی اقشار جامعه در راهپیمایی و تظاهرات ها حضور پیدا می کردند ، از طرف جامعه معلمان ، برای کنترل راهپیمایی ها مسئول انتظامات بودم.

استاداسدالله امینی در هوابرد شیراز

وقتی انقلاب شکوهمند اسلامی به پیروزی رسید، در مسجد حضرت سجاد ، واقع در خیابان حضرت سجاد ( علیه السلام )، با نیروهای مردمی ، بسیج را تشکیل و به بازرسی و کنترل محله می پرداختیم. همچنین هر کسی مشکلی در زندگی و یا محله داشت به مسجد حضرت سجاد می آمد و مشکل خود را در مسجد حل می کرد، و در مسجد با حضور بزرگان محله مشکلات مردم حل می شد.

سروده و دست خط اسدالله امینی

سپس توسط نوکر آمریکای تروریست، صدام لعنتی جنگی را بر علیه کشورمان آغاز کرد، ، که بنده در سال ۱۳۵۹ به کردستان اعزام شدم ، که واقعا برای نیروهای انقلابی بسیار سخت بود.

استاد اسدالله امینی به همراه مادر شهید حسین خرازی

مدتی هم به عنوان امدادگر از طرف هلال احمر در عملیات های گوناگون شرک کردم. در همان منطقه کردستان مجروح شدم که به بیمارستان تهران منتقل و مدتی بستری  شدم.

لوح تقدیر اسدالله امینی

الان حدود ۶۰ سال است که در محله لسان الارض اصفهان محله ای معنوی و وجود شهدا و پیامبران الهی و بزرگان دین و معرفت و ادب کشور ساکن هستم.

لوح تقدیر اسدالله امینی

خلاصه بگویم که در سال ۱۳۶۸ با استاد حسین سرور که از شاعران به نام خود بود، افتخار آشنایی پیدا کردم. ایشان با آن روحیه لطیف و بزرگ منشی که در وجودشان بود، با من بسیار پدرانه برخور کرد و راهنمایی های خوب و امیدوار کننده ای را بنده کرد، که در ادامه مسیر زندگی شعری برایم بسیار تاثیر گذار بود. ایشان به من گفت: در منزل کتاب شعر دارید؟ گفتم بله  ، ایشان فرمودند که که شعرهای خود را در کنار شعرهای داخل کتاب قرار دهید ، و آن ها را مقایسه کنید. بنده هم این کار را انجام دادم و همزمان مطالعات بیشتری انجام می دادم که این راهنمایی بسیار خوب استاد حسین سرور در من اثر گذار بود و چراغی شد ، در پیش پای من. ایشا یک مصرع از شعری را من می داد و از من می خواستند که یک مصرع شبیه این شعر را بگویم که من هم در همان جا یک مصرع شهر را برایشان می گفتم و ایشان مرا تشویق می کرد.  بعدها با اساتید به نامی چون مصطفی هادوی ، متخلص به شهیر اصفهانی و ماهر و قیصر که همه از اساتید بزرگ و برجسته بودند افتخار آشنایی پیدا کردم. دغدغه مسائل اجتماعی ، مذهبی و یاد شهداء  مرا وادار به نوشتن کرده است.

استاداسدالله امینی شاعر فرهیخته

در سال ۱۳۸۲ اولین کتاب خود را به عنوان گلشن معرفت را نوشتم و سپس کتاب دیوان ، و بعد از آن جلد دوم ، و سوم ، و کتاب چهارم چلچراغ عشق را به رشته ی تحریر در آوردم.در سال ۱۳۹۰کتاب پنجم با عنوان فقط به خاطر تو و جلد ششم و هفتم  رباعیات را به رشته ی تحریر در آوردم.

لاله های آرمیده اثر اسدالله امینی

آخرین اثری که از خود به یادگار گذاشتم، کتاب شهدای منطقه شش شهرداری اصفهان به نام لاله های آرمیده بود، که با افتخار و با همه ی زحماتی که داشت ، به مرحله ی پایانی و انتشار پیدا کرد.

لوح تقدیر اسدالله امینی

در پایان از خداوند به خاطر همسر خوب و فرزندان خوب و دامادهای خوبی که به من داده است شکرگذار هستم.

از این که افتخار دادید و وقت ارزشمندتان را در اختیار پایگاه خبری احوال نیوز ، گذاشتید، تشکر و قدردانی می کنم و با آرزوی سلامتی و طول عمر با عزت برای شما شاعر ارزشی کشورمان، جناب استاد اسدالله امینی، افتخار این مرز و بوم.

لوح تقدیر اسدالله امینی

من هم از شما و همکارانتان در پایگاه خبری احوال نیوز ، تشکر می کنم که شرایط این مصاحبه را فراهم کردید. موفق و مؤید باشید.

انتهای پیام/*



دیدگاهتان را بنویسید