نازیلا انصاری پور : با همه نداشته هایم، داراترینم / آهای خبردار؛ شما خوابید و معلولان بیدار

نازلا انصاری پور : با همه نداشته هایم، داراترینم / آهای خبردار ؛ شما خوابید و معلولان بیدار

 

 

 پایگاه خبری احوال نیوز ، تا زمانی که یک معلول به دلیل غفلت ارگان‌های مختلف دولتی، شهری و خصوصی از نیازهایش با افسوس سخن بگوید، با حسرت به طبیعت و نعمت‌های خداوند نگاه کند، به دلیل عدم مناسب سازی و عدم استاندارد بودن محیط زندگی و اجتماعی، ‌امکان حضور و فعالیت نداشته باشد چاره‌ای جز مهجور ماندن و خانه نشینی ندارد

این روزها، فرهنگ انسانیت و نوعدوستی نه فقط از دیوار دل که بر صفحه های اینستاگرام، فضای مجازی، دست های مهربان و گام های استوار هم بالاتر می رود و مهر و محبت سهم دل هایی می شود که مکتب ایثار، گذشت و خدمت را به تصویر می کشند. شبکه های اجتماعی در دو سال اخیر، جایگزین ایمیل، فیس بوک و دیگر سایت هایی شد که اقدام به عضو گیری می کردند اگرچه از آسیب های این شبکه اجتماعی بسیار گفته شده اما از حق نباید گذشت که شبکه های اجتماعی نقش موثری در بسیاری از وقایع و رویدادهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و شهروندی داشته است. اگر شایعه سازی، حاشیه ها، شاخ و برگ دادن های بیهوده را از گروه های اجتماعی حذف کنیم و به کارکرد درست این مجموعه های انسانی آگاه باشیم به نقش مهم آن ها پی خواهیم برد. حرکت ها و جنبش های مردمی همواره بهترین پشتوانه و حامی افراد، گروه ها یا وقایع بوده اند؛ در زلزله بم و کرمانشاه، مردم با هر نژاد، دین، باور، تفکر، اندیشه و توان مالی، گروه های مختلف مردم از داشته های خود گذشتند تا ثابت کنند انسانیت را در پستوی خانه نهان باید کرد تا دستخوش جبر زمانه نشود و این بار اگرچه به اعتقاد برخی، معلولان و خواسته ها، مشکلات، پیشنهادات حتی جایگاه آن ها در شعارها جاخوش کرده است.

پوسترهایی در فضای مجازی با مضمون معلولان و فرهنگ از نشاط جامعه و توجه بیشتر به جامعه به معلولان خبر می دهد هرچند لایحه معلولان همچنان در پیچ و خم های تصویب و اجرا گرفتار مانده است.

‌قانون حمایت از معلولان در سال ۱۳۸۴ به تصویب مجلس رسید اما با مشکلاتی روبه رو شد و مورد انتقاد سازمان بهزیستی کشور، سازمان‌های مردم نهاد و نهادهای حقوقی قرار گرفت. پس از بررسی بخش‌های مختلف‌این قانون، مفاد جدید آن در صحن علنی مجلس بررسی و برای اجرا به سازمان‌ها اداره‌ها و ارگان‌های مختلف ابلاغ شد. صرف نظر از وقفه در اجرای مادۀ دوم قانون حمایت از معلولان در دو دهۀ گذشته، مشکلات‌این گروه همچون گذشته در جای خود باقی است که مهم ترین دلیل‌ آن نبود ضمانت برای اجرای‌این قانون است.

می خواهم درس بخوانم؛ اما نمی شود

 

 

مرجان را در ایستگاه اتوبوس یکی از خیابان های شهر دیدم، عصای سفیدش را کنار کیف اش قرار داده است. وی از کمبود مجلات تخصصی برای نابینایان می گوید؛ اگرچه معتقد کتاب های صوتی بخشی از مشکلات نابینایان را برطرف کرده است اما همچنان بسیاری از دانشجویان روشندل، رشته های مختلف دانشگاهی با مشکلات تحصیلی و آموزشی روبه رو هستند؛ این یعنی استعداد و توانمندی این قشر از جامعه نادیده گرفته شده است چرا که نبود و کمبود بسیاری از منابع تخصصی، کتب علمی حتی امکانات باعث شده که بسیاری از نابینایان از ورود به دانشگاه و مدرسه منصرف شوند.

وایسا دنیا؛ من می خوام پیاده شم

سهیل، همسر این بانوی روشندل که مانند زوجه خود عصای سفیدی در دست دارد و نیمه بینا می باشد از نبود امکانات تحصیلی و آموزشی در مناطق حاشیه ای وروستاها و ترک تحصیل معلولانی مانند خود می گوید که به دلیل نبود فضای آموزشی درس خواندن را رها کرده اند.

وی از نبود ایمنی برای عصای سفید در مناسب سازی فضای شهری، قوانین نانوشته و نوشته شده ای سخن می گوید که هرگز برای روشندلان اجرایی نشدهاست. مسئله مترو مسئله مهمی که با رشد تکنولوژی شهری بروز کرده اما به دلایل نقص های فنی، معلولان از این قافله عقب مانده اند.

با امید؛ زنده ایم

شاهین، کارمند یکی از اداره های شهر و نیمه بینا است؛ از اقدام یکی از اپراتورهای تلفن همراه برای روشندلان و ارائه گامی هرچند کوچک در مقابل دریای نیازهای این گروه گفت و ادامه داد، شنیده ام، سه دانشجوی رشته نرم افزار و فناوری اطلاات، نوار ابزاری برای صفحات پر بازید پیاده سازی کرده اند تا افراد کم توان یا دارای ناتوانی خاص از آن استفاده نمایند؛ اگرچه این اقدام شامل بخش بسیار کوچکی از نیازهای جامعه معلولان اما نقطه امیدی است.

کنار شمائیم؛ ما را می بینید؟

 

ملیکا، دختر ناشنوایی است که وی در محل کارش ملاقات کردم. سبزی پاک کردن، درست کردن عروسک های خمیری و ساخت پاکت های هدیه را برای گذران زندگی تجربه کرده است. وی، معتقداست، معلولان، سهم چندانی در مناسب سازی شهری ندارند و وضع خیابان‌ها و کوچه‌ها به گونه‌ای است که احتمال خطر برای معلول وجود دارد.

 

 

چاره ای جز خانه نشینی نیست

شادی دختر ۱۸ ساله ای که درس خواندن را به خاطر معلولیت رها کرده و معتقد است اگرچه برخی بر این باورند که معلولیت محدودیت نیست اما به راستی محدودیت نام دیگر مشکلات معلولینی که باید بار مشکلات را بر دوش خود تحمل کنند.

وی بر این باور است، تا زمانی که یک معلول به دلیل غفلت ارگان‌های مختلف دولتی، شهری و خصوصی از نیازهایش با افسوس سخن بگوید، با حسرت به طبیعت و نعمت‌های خدادادی نگاه کند، به دلیل عدم مناسب سازی و عدم استاندارد بودن محیط زندگی و اجتماعی، ‌امکان حضور و فعالیت نداشته باشد یا بسیاری از مشکلات از سر راه معلولان برطرف نشود چاره‌ای جز مهجور ماندن و خانه نشینی ندارد.

رسانه ملی، معلولان را از یاد برده است

رادمهر، گسترش فضای مجازی را راهکاری برای شبکه ای شدن معلولان جامعه دانست و گفت، کانال هایی برای کم شنوایان و نابینایان ایجاد شده که گردانندگان آن نیز دارای معلولیت هستند؛ حتی در برخی از کانال ها فردی مسئول معرفی افراد ناشنوا و نیمه شنوا به یکدیگر برای تشکیل زندگی مشترک است.

وی، پیشنهاد نوشتن زیرنویس برای برنامه های تلویزیونی را راهکار مناسبی برای استفاده از برنامه های فرهنگی و رسانه ای سیما دانست که اهمیت دادن به آن باعث ایجاد تعامل افراد معلول با جامعه خواهد شد.

 

 

 

 

دوستی نداریم

به کنارش می روم. رو به رویش می ایستم. بریده بریده خود را این گونه معرفی می کند؛ رامبد هستم، کلاس نهم.

از آرزوهایش می پرسم. نگاهی به پایین می اندازد. دستان لرزانش را به سمت جمعیتی که در کنار یکی از مجموعه های فرهنگی شهر در جریان است بلند می کند، از بزرگترین آرزویش یعنی داشتن دوست های زیاد سخن می گوید و نگاهش به ویلچرش می رسد.

رامبد با نگاهش از دوستی با ویلچری می گوید که نقش یک دوست را در نبود یک همبازی دارد.یاد شعری می افتم ما را غم پای و ماتم رفتن نیست، بی پای هم از پای نخواهیم افتاد.

مادر این پسر معلول نم اشکی بر گونه اش نشسته است، می گوید: کم توجهی به نیازها و انتظارات کودکان، نوجوانان و جوانان معلول یکی از بزرگترین مشکلات پیش روی این دسته از افراد و خانواده های آن ها است. این در حالی است که بسیاری از معلولان در زمینه های مختلف از استعداد بالایی برخوردارند اما به علت عدم حمایت و نداشتن امکانات از بسیاری مزایا بی بهره اند.

رامبد، مسطح نبودن زمین، خرابی و کنده شدن خیابان‌ها بر اثر اقدامات عمرانی شهری، عدم مناسب سازی محیط شهری، نبود تفریحات مناسب برای معلولان را که در بسیاری از کشورهای به آن توجه می شود مانند قابلیت استفاده از پارک های تفریحی را از آرزوهای یک معلول برای زندگی بهتر عنوان کرد.

دارو گران است

زهره مادر دو فرزند معلول جسمی- حرکتی است و از چشم انتظاری بیماران مبتلا به بیماری دیستروفی برای دریافت دارو سخن می گوید. به نظر این مادر که سال ها فرزندانش را با سختی و با کمک ویلچر برای رسیدن به خواسته هایشان کمک کرده، معتقد است، بیماران مبتلا به تحلیل عضلانی دیستروفی برای داروهای حیاتی خود دچار مشکل هستند. نبود و کمبود این دارو معلولیت و ضعف جسمی این افراد را بیش از گذشته می کند.

وی، باوردارد، اگرچه برخی معلولیت ها ناخواسته و بر اثر بیماری یا تصادف است اما ازدواج ها فامیلی، بی اهمیتی به غربالگری های ژنتیکی و بی توجهی به مشاوره های قبل از ازدواج مشکلات فراوانی را برای افراد به وجود خواهد آورد.

امیرعلی اگرچه غمگین است اما شعر ” گرندارم پای سالم، رنج نیست/ دست سالم هم کلید گنج نیست/ رنجِ گنجِ آدمیت، همت است، همت سبزم کلید جنت است” را می خواند و ادامه می دهد: باید به فکر مناسب ‌سازی اماکن شهری و عمومی اصفهان بود و پذیرفت مشکلات‌ معلولان فقط در قانون و لایحه نمی گنجد و نیاز به اجرا و همکاری ارگان‌های مختلف دارد. انتظار می‌رود فرمانداری، استانداری، شهرداری و دیگر مراکز دولتی و خصوصی در حل مشکلات فرهنگی، آموزشی، توانبخشی، و اطلاع رسانی معلولان تلاش بیشتری داشته باشند.

محمد، پسر دوم این خانواده، از نبود بیمه توابخشی،  بی توجهی به سهم سه درصدی معلولان برای استخدام، نبود جای پارک مخصوص، عدم دسترس پذیری زیرگذرها، مجهز نبودن اتوبوس های بین شهری به خصوص در فصل سرما و دور بودن از تکنولوژی ای که در کشورهای دیگر برای معلولان در نظر گرفته می شود مانند ویلچرهایی که تغییر ارتفاع می دهند، موتورها یا دوچرخه هایی ویژه معلولان سخن می گوید.

من، معلول اما توانمندم

ساناز دخترک معلولی و ریز اندامی که هیکل نحیف اش در ویلچر فرو رفته است. وی در یک تصادف دچار معلولیت شده و در کنار مادرش نظاره گر شادی کودکان و نوجوانان در پارک است. تواضع این دختر در شادی ناشی از شنیدن صدای شاد و خنده های کودکانه، بچه های هم سن و سال خود در پارک و لبخندی است که بر لب می نشاند.

شادی و غم دو روی سکه زندگی انسان ها است. برخورد با چالش‌های مختلف بخشی از زندگی در دنیایی که همیشه به کام انسان‌ها نمی‌چرخد.

معلولان، بخشی از جمعیت هر استان را تشکیل می‌دهند که به نوبۀ خود با مشکلاتی در حمل و نقل، تحصیل و آموزش، گذران زندگی و خرید تجهیزات پزشکی رو به رو هستند.

اعتقاد به توانمندی، استقلال و خودکفایی معلولان و عملی کردن شعار«معلولیت، محدودیت نیست»، نیازمند همفکری، اقدام کارآمد و تخصیص اعتبار دولتی؛ وقتی بیشتر قوانین حمایتی معلولان در حال خاک خوردن و از سوی دیگر مشکلات و نبود بسترهای لازم برای زندگی همراه با آرامش مزید بر علت است، روزهای تلخ بیش از روزهای خوش در زندگی معلولان، خودنمایی می‌کند.

نازیلا انصاری پور

انتهای پیام/*



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *