دلمان گرفته است…

دلمان گرفته است…

درد_دل

دلمان گرفته است…

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری احوال نیوز،

سلام به همه رفقای فرهنگی، همراهان مسجدی و دل‌سوختگان جبهه فرهنگ مردمی.
امروز، ۱۹ مهر ۱۴۰۴ است؛ درست دوازده سال پس از آن روزی که رهبر معظم انقلاب فرمودند:

«من سفارش می‌کنم کانون‌های فرهنگی هنری مساجد را فراموش نکنید.
این کانون‌ها را مؤثر کنید، برایشان کار کنید، بنشینید فکر کنید، مطالعه کنید و سخنی فراهم کنید که متناسب با نیاز آن جوانی باشد که در مسجد حضور پیدا می‌کند.»
(بیانات در ۱۹ مهر ۱۳۹۱)

اما چه تلخ است که در سالروز همان سخن پرمغز، خبرمان این باشد که ستاد کانون‌های فرهنگی و هنری مساجد استان اصفهان را از خانه‌اش بیرون کردند…

صبح امروز، در حالی که جمعی از مدیران کانون‌ها به نمایندگی از بیش از ۲۰۰۰ کانون استان و خانواده ۳۵۰.۰۰۰ نفری بچه های مسجد استان محضر نماینده محترم ولی‌فقیه و امام‌جمعه اصفهان به مناسبت همین روز گردهم آمده بودند، مأموران اداره اوقاف اصفهان و نمایندگان دادگستری حکم تخلیه ساختمان مجتمع فرهنگی صائب را اجرا کردند؛

ساختمانی که از بیت‌المال ساخته شد، از محل اعتبارات عمرانی فرهنگ و ارشاد اسلامی تا بنایی باشد در خدمت فرهنگ و هنر شهرو برای اینکه با نیت واقف زمین سازگار باشد این ساختمان از سال ۱۳۸۷ در اختیار ستاد کانون های مساجد استان قرار گرفته بود،
ساختمانی با ارزش که ریالی از بودجه اوقاف یا موقوفه در آن هزینه نشده است. حتی یک میخ یا یک آجر..

اما امروز وسایل ستاد را بیرون ریختند؛
همان ساختمانی که سال‌ها با خون دل و همت بچه‌های مسجد توسعه، تکمیل و تجهیز شد بود تا مرکزی در شأن کنشگران فرهنگی استان باشد.

در این سال‌ها، با وجود پیگیری‌های مکرر برای پرداخت اجور معوقه و انعقاد قرارداد جدید، اداره اوقاف نه‌تنها از تعامل سر باز زد، و تمام حکمیت های باستانی و ملی را زیرپا گذاشت
حالا قصد دارد مجتمع فرهنگی صائب را به مزایده بگذارد—برای کاربری‌هایی که ظاهراً بیشتر تجاری‌ است تا فرهنگی! شنیده‌هایی هم هست از تلاش برخی برای تصرف این مکان؛ برخی که گویا “زورشان از ما بچه مسجدی ها و اهالی فرهنگ بیشتر است.”
جالب آن‌که هیئت امنای موقوفه نیز با این اقدام مخالف‌اند و این رفتار را منصفانه نمی‌دانند.

امروز، ما مانده‌ایم و یک ساختمان بیرون‌ریخته، چند ده سال خاطره، و دلی پر از درد.

مجتمعی که با عشق ساخته شد تا پناه دل‌های بچه های فرهنگی و مسجدی باشد، حالا قربانی بی‌مهری و بی‌تدبیری شده است.
و این است قصه پرغصه ما…
ما سال‌ها کوشیدیم علی رغم بی مهری های مکرر، بی توجهی ها ، عدم حمایت ها چراغ فرهنگ در مساجد استان روشن بماند. کارگری کردیم. کار کردیم درآمدش را آوردیم تا صرف تجهیز و عملیات فرهنگی این مجتمع شود و بهتر خادمی بچه های مسجد را بکنیم.

دلم گرفته از این روزهای بی‌خورشید
ولی هنوز به فردا امید دارم، هنوز…

یا علی.

علیرضا اقتصاد

انتهای پیام

نظرات
0 0 رای
Article Rating
اشتراک
اطلاع از
guest
0 Comments
بازخورد درون خطی
مشاهده همه نظرات
0
لطفا اگر نظری دارید برای ما ارسال کنید.x