
دکتر مهرناز آزاد: اصفهان دلشکسته؛ نشستهای پیدرپی، وفریادهای بیپاسخ

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری احوال نیوز،
“وقتی جلسات بحران از بحران جا میمانند”
اصفهان، این نگین فرسوده فلات مرکزی، این روزها نه بهخاطر شکوه پلهایش که با تصویر ترکهای ریز و درشت بر پیکره شهر شناخته میشود. سکوتی سنگین، مانند پردهای غبارآلود، بر خانهها و خیابانها افتاده است؛ سکوتی که گاه با صدای شکافی تازه در دل زمین یا فروریختن دیواری قدیمی شکسته میشود.
در این میان، سالنهای شیک و صندلیهای نرم، شاهد دهها «نشست» و جلسه بودهاند؛ نشستهایی که تصمیمهایشان بیشتر به خطابههای کاغذی شبیهاند تا درمانی برای زخمی که هر روز عمیقتر میشود. زمان گذشت، اما دست نجات دیر رسید؛ و اصفهان، همچنان نفسنفسزنان، زیر بار بیتدبیری خمیدهتر شد.
زنگ خطر در قلب شهر
استاندار اصفهان بهتازگی هشدار داده است که یک میلیون و ۲۴۲ هزار نفر در پهنهای زندگی میکنند که «هر لحظه امکان فروریزش دارد» . این رقم یعنی تقریباً یکسوم ساکنان استان، هر روز زیر پایشان صدای شکستگی نامرئی را حس میکنند.
مدیرکل مدیریت بحران استانداری نیز اعلام کرده که تنها در چند هفتهی اخیر، چهارمین فرونشست زمین در نقاط مختلف شهر ثبت شده است؛ حوادثی که علت اصلی آن را بحران شدید آب و برداشت بیرویه از سفرههای زیرزمینی ذکر میکند .

فرونشست؛ زخمی که سالهاست باز مانده
فرونشست خاک، آنگونه که کارشناسان زمینشناسی توضیح میدهند، نتیجه افت سطح آبهای زیرزمینی و فشرده شدن لایههای زمین است. برخلاف زلزله، این پدیده بدون لرزش و هیاهو پیش میرود، اما پیامدهایش میتواند بهمراتب مخربتر باشد: فروریختن خانهها، نابودی زیرساختهای شهری، و از دست رفتن زمینهای کشاورزی و آثاربسیار بارزش تاریخی.
در اصفهان، افت سالانهی سطح آب گاه به یک متر میرسد؛ نشانهای از برداشت بیرویه برای کشتهای پرمصرف، توسعه بیبرنامهٔ شهری و انتقال آب به مناطق دیگر. این روند سالها ادامه یافته، بیآنکه سیاستهای جدی برای مدیریت منابع آب به مرحله اجرا برسد.
مدیریت بحران؛ از واکنش تا پیشگیری
مدیریت بحران استان بیشتر بر بعد واکنشی متمرکز بوده است: بازسازی خطوط آب و فاضلاب پس از حادثه، بستن مسیرهای آسیبدیده، و جابهجایی محدود ساکنان. این اقدامات لازماند اما کافی نیستند. بحران اصفهان، به گفته بسیاری از متخصصان، نیازمند سیاستگذاری پیشگیرانه و بلندمدت است؛ نه نشستهای پیدرپی که تنها نقش مسکن را ایفا میکنند.
نشستها زمانی کارآمدند که نتیجهشان در میدان دیده شود؛ در غیر این صورت، به حلقهای بیپایان از «حرف» و «کاغذ» بدل میشوند، بیآنکه زمین در انتظار، حتی اندکی آرام بگیرد.
هشدار فردا
اصفهان اکنون در موقعیتی ایستاده که هر تعلل بیشتر، به معنای عمیقتر شدن شکافها و کاهش توان بازسازی خواهد بود. وقت آن رسیده که «مدیریت بحران» از حافظهی جلسات، به عمل ملموس در بافت شهری و روستایی منتقل شود.
و اگر نه، تاریخ، اصفهان را نه با کاشیهای فیروزهای و بازارهای پرهیاهو، که با نقشههای گسلخورده و عکسهای آرشیوی زایندهرود خشک به یاد خواهد آورد.
اصفهان دلشکسته؛ نشستهای پیدرپی، وفریادهای بیپاسخ
“وقتی جلسات بحران از بحران جا میمانند”
اصفهان، این نگین فرسوده فلات مرکزی، این روزها نه بهخاطر شکوه پلهایش که با تصویر ترکهای ریز و درشت بر پیکره شهر شناخته میشود. سکوتی سنگین، مانند پردهای غبارآلود، بر خانهها و خیابانها افتاده است؛ سکوتی که گاه با صدای شکافی تازه در دل زمین یا فروریختن دیواری قدیمی شکسته میشود.
در این میان، سالنهای شیک و صندلیهای نرم، شاهد دهها «نشست» و جلسه بودهاند؛ نشستهایی که تصمیمهایشان بیشتر به خطابههای کاغذی شبیهاند تا درمانی برای زخمی که هر روز عمیقتر میشود. زمان گذشت، اما دست نجات دیر رسید؛ و اصفهان، همچنان نفسنفسزنان، زیر بار بیتدبیری خمیدهتر شد.
زنگ خطر در قلب شهر
استاندار اصفهان بهتازگی هشدار داده است که یک میلیون و ۲۴۲ هزار نفر در پهنهای زندگی میکنند که «هر لحظه امکان فروریزش دارد» . این رقم یعنی تقریباً یکسوم ساکنان استان، هر روز زیر پایشان صدای شکستگی نامرئی را حس میکنند.
مدیرکل مدیریت بحران استانداری نیز اعلام کرده که تنها در چند هفتهی اخیر، چهارمین فرونشست زمین در نقاط مختلف شهر ثبت شده است؛ حوادثی که علت اصلی آن را بحران شدید آب و برداشت بیرویه از سفرههای زیرزمینی ذکر میکند .
فرونشست؛ زخمی که سالهاست باز مانده
فرونشست خاک، آنگونه که کارشناسان زمینشناسی توضیح میدهند، نتیجه افت سطح آبهای زیرزمینی و فشرده شدن لایههای زمین است. برخلاف زلزله، این پدیده بدون لرزش و هیاهو پیش میرود، اما پیامدهایش میتواند بهمراتب مخربتر باشد: فروریختن خانهها، نابودی زیرساختهای شهری، و از دست رفتن زمینهای کشاورزی و آثاربسیار بارزش تاریخی.
در اصفهان، افت سالانهی سطح آب گاه به یک متر میرسد؛ نشانهای از برداشت بیرویه برای کشتهای پرمصرف، توسعه بیبرنامهٔ شهری و انتقال آب به مناطق دیگر. این روند سالها ادامه یافته، بیآنکه سیاستهای جدی برای مدیریت منابع آب به مرحله اجرا برسد.
مدیریت بحران؛ از واکنش تا پیشگیری
مدیریت بحران استان بیشتر بر بعد واکنشی متمرکز بوده است: بازسازی خطوط آب و فاضلاب پس از حادثه، بستن مسیرهای آسیبدیده، و جابهجایی محدود ساکنان. این اقدامات لازماند اما کافی نیستند. بحران اصفهان، به گفته بسیاری از متخصصان، نیازمند سیاستگذاری پیشگیرانه و بلندمدت است؛ نه نشستهای پیدرپی که تنها نقش مسکن را ایفا میکنند.
نشستها زمانی کارآمدند که نتیجهشان در میدان دیده شود؛ در غیر این صورت، به حلقهای بیپایان از «حرف» و «کاغذ» بدل میشوند، بیآنکه زمین در انتظار، حتی اندکی آرام بگیرد.
هشدار فردا
اصفهان اکنون در موقعیتی ایستاده که هر تعلل بیشتر، به معنای عمیقتر شدن شکافها و کاهش توان بازسازی خواهد بود. وقت آن رسیده که «مدیریت بحران» از حافظهی جلسات، به عمل ملموس در بافت شهری و روستایی منتقل شود.
و اگر نه، تاریخ، اصفهان را نه با کاشیهای فیروزهای و بازارهای پرهیاهو، که با نقشههای گسلخورده و عکسهای آرشیوی زایندهرود خشک به یاد خواهد آورد.
انتهای پیام/*
