سید مهرداد هاشمیان: سهم آب رودخانه زاینده رود فقط مال حاشیه رودخانه شهر اصفهان و دشت اصفهان است

«تولید؛ پشتیبانیها، مانعزداییها»
خدا از آسمان آبی نازل کرد که در هر رودی به قدر وسعت و ظرفیتش سیل آب جاری شد
He sends down water from the sky whereat the valleys are flooded to [the extent of] their capacity
بخشی از آیه ۱۷ سوره رعد
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری احوال نیوز ، سید مهرداد هاشمیان ، در ارتباط با رودخانه ی زاینده رود و تقسیم آن گفت: در حوضه ی زاینده رود در شرایط معمولی با بارندگی میانگین، میزان آب ورودی به دریاچه سد به قرار زیر است: از رودخانه ۸۵۰ میلیون متر مکعب در سال، از تونل اول ۳۳۰ میلیون متر مکعب در سال، از تونل دوم ۲۷۰ میلیون متر مکعب در سال و از چشمهی لنگان ۱۲۰ میلیون متر مکعب در سال، که مجموع آب ورودی برابر ۱۵۷۰ میلیون متر مکعب در سال است. قابل ذکر است که حوضه در زمانهای بارندگی از سایر سطوح و حواشی آب دریافت میکند به نحوی که میتوان برآورد نمود آب ورودی حوضه در یک سال معمولی در مجموع ۲۱۰۰ میلیون متر مکعب است. البته واضح است که در سالهای پرباران آورد رودخانه و یا مجموع آب حوضه از مقادیر ذکر شده به نسبت افزایش بارندگی، افزایش و همچنین در سالهای کم بارش کاهش پیدا میکند. برای مثال آورد رودخانه از مهر ۱۳۸۴ تا مهر ۱۳۸۶، ۳۷۰۰ متر مکعب و از مهر ۱۳۸۶ تا مهر ۱۳۸۸ به ۱۷۰۰ میلیون بالغ میشود (یعنی سالیانه به ترتیب ۱۸۵۰ میلیون ۸۵۰ میلیون متر مکعب).کارشناسان شرکت آب منطقه ای، خروجی از سد را ۱۸۰۰ تا ۱۹۰۰ میلیون متر مکعب در سالهای معمولی میدانند که ۴۲۵ میلیون متر مکعب آن را برای شرب و ۱۲۰ میلیون متر مکعب را برای صنایع و بقیه را برای فضای سبز و کشاورزی در نظر میگیرند . در سال های کم بارشی و خشکی مانند سال های ۸۶ تا ۸۸ با خروجی های معادل ۱۳۵۰ و ۱۰۰۰ میلیون مترمکعب مصارف شرب و صنعت کاهش نمییابد و فضای سبز نیز به مقدار کم کاهش پیدا میکند و بخش کشاورزی تقریباً از آب محروم میشود. حمیدرضا سالمی و نادر حیدری (۱۳۸۵) در گزارشی در مجله ی علمی – پژوهشی تحقیقات منابع آب ایران، منابع و مصرف آب در حوضهی زاینده رود را ارزیابی و چنین نتیجهگیری مینمایند که در حوضهی زایندهرود مراحل توسعه، تخصیص و مصارف آب فرآیندی ناگهانی است و تقاضا برای مصارف آب بلافاصله پس از تأمین آب در هر حوضه در طی ۵۰ سال اخیر به طور مداوم تحت تنش آبی قرار داشته است. این موضوع نشان دهندهی آن است که مدیریت جامع آب برای تخصیص بین بخشهای مختلف وجود ندارد و حتی کاهش ۱۰ درصدی در تأمین آب سبب بروز تنش آبی شدید در حوضه میگردد. مول و همکاران (۲) در سال ۲۰۰۸ در مقاله ای درباره اثرات خشکسالی در سال های ۷۸ تا ۸۰ در حوضهی زاینده رود، میزان تحویل آب در سد آبشار و سطح کشت محصولات زراعی وابسته را ارائه نموده اند و چنین نتیجه گیری کردهاند که با مدیریت بهتری اثرات خشک سالی در بخش کشاورزی میتوانست کاهش یابد و با مقایسه مصارف حوضه در سال آبی ۸۷ و ۸۸ مشاهده میشود مصارف شرب و شهری و صنایع و برداشتهای چهارمحال و بختیاری و پمپاژهای بالادست سد چم آسمان در این سال مشابه سالهای پرآب بوده و هیچ کاهشی نداشته است. برآورد میشود که فضای سبز شهری حدود ۵۰ درصد کاهش مصرف داشته ولی بخش کشاورزی ۹۰ درصد کمتر آب دریافت نموده است. به علت دسترسی کامل و بدون قید و شرط به آب زاینده رود و با استفاده از پمپاژ برای مصرف کنندگان چهارمحال و بختیاری و در همین شرایط برداشتکنندگان اصفهان نیز در بالادست سد چم آسمان بدون محدودیت در سالهای خشک آب مشکلات خود را نشان داده و این در صورتی است که این مصرف کنندگان دارای حق آبه نیستند. با عنایت به این که حق آبه داران زایندهرود که ۳۳ سهم رودخانه و تونل اول کلاً متعلق به آن هاست نسبت به سهم خود برداشت بسیار کمتری داشتهاند و کشاورزان حقآبهدار پایین دست اصفهان که دارای ۱۹ سهم حق آبه رودخانه هستند، هیچ آبی دریافت نکردهاند و فقط حدود ۷۱ میلیون مترمکعب آب در اصفهان به مصرف کشاورزی رسیده است که معادل ۷/۱ درصد از آب خروجی سال آبی ۸۸-۸۷ است. در این جا عدم اجرای عدالت در برداشتهای بخشهای مختلف و ظلم به حقآبهداران که شهر اصفهان نیز در زمرهی آنهاست مشاهده میشود. براساس طومار ۴ سهم از ۳۳ سهم زاینده رود متعلق به ماربین و اصفهان است که شاهد مناطق غرب اصفهان از محدودهی درچه تا اصفهان میشود. نیازهای شرب و صنعت در حوضه ِ زایندهرود مرتب رو به افزایش است قابل توجه است که آبهای زیرزمینی حوضه به علت کمبودهای شدید آب در سال ۵۰ سال گذشته کاهش فراوان یافته و هم اکنون به حدود ۶۰ درصد برآوردهای قبلی رسیده و امکان برداشت به شدت کاهش یافته است. زیرا بسیاری از چاهها کم آب یا خشک شدهاند. بدیهی است کمبود آب در حوضۀ زاینده رود به شدت خودنمایی می کند که علت اصلی آن توسعۀ بیش از ظرفیت در حوضۀ زاینده رود است و متأسفانه هنوز هم ادامه دارد و موجب افزایش جمعیت بیش از نرخ رشد جمعیت کشور در اثر ایجاد صنایع و جذب مهاجر میشود.

این توسعۀ ناپایدار از طرق زیر مصارف آب را به شدت افزایش داده است:
- جمعیت های شهری و روستایی نیاز مصارف شرب، بهداشت و غیره
- توسعۀ شهرها و نیاز به فضای سبز
- ایجاد صنایع مصرف کننده و آلوده کنندۀ آب
- توسعۀ کشاورزی
- عوامل دیگرکه مزید بر علت شده اند، مانند:
الف ) انتقال آب به یزد
ج ) اجازه پمپاژ از رودخانه توسط آب منطقه ای اصفهان

- آیا این نوع کارها موجب پیشرفت مملکت میشود و به نفع تولید و مطابق الگوی مصرف صحیح است؟
- ۲- آیا لازم است به جایی و کسانی و جمعیتی خسارت وارد کرد تا جای دیگری را بهره مندتر کرد؟
- ۳- آیا این گونه فعالیتها به اتلاف منابع انرژی و آب و سرمایه مملکت کمک نمیکند؟
- ۴- چگونه است که باید کشاورزان اصفهانی را که بسیار زحمتکش و دارای مهارت بالایی در کاربرد آب و خاک هستند و بسیار اندک آب در اختیار دارند و تولیدات آنها بر اساس آمار بالاترین رکوردها را نشان میدهد تنبیه کرد و اسباب نابودی آن ها را فراهم کرد .
با توجه به مطالب ارائه شده میتوان دلایل خشک شدن زاینده رود به ترتیب اهمیت چنین عنوان کرد:
- کاهش بارندگی در سالهای خشک طبق اظهارات مسؤولان آب استان در سالهای ۸۶ تا ۸۸ مقدار آب ورودی به سد زایندهرود جمعاً ۱۷۰۰ میلیون مترمکعب است، در صورتی که در دو سال معمولی ورودی سد معادل ۳۷۰۰ میلیون متر مکعب است.
- عدم ذخیره کافی در سد در سالهای معمولی و پرباران برای سالهای کم بارش که این موضوع به دلیل فشار بیش از حد مصرف و کمبود کلی آب در حوضه است.
- برداشتهای جدید از رودخانه در دو سال اخیر مانند پمپاژهای چهارمحال و بختیاری. با وجود کاهش شدید بارندگی برداشتهای چهارمحال و بختیاری و مصارف شهری افزایش داشته است.
- افت آب زیرزمینی در آبخوانهای اطراف زایندهرود بر اثر افزایش تعداد چاههای قانونی و غیرقانونی که موجب مصرف آب برای تغذیه آبخوانها میشود. تعداد چاههای قانونی در بخش کشاورزی، صنایع و مصارف شهری در مقایسهی با ۳۰ سال قبل حداقل ۷ برابر شده است.
- ایجاد بسترهای عریض و بندهای کندکننده جریان در طول مسیر که موجب افزایش نفوذ و تبخیر می شود.
- و از همه مهمتر که مادر همه مسائل است توسعهی خارج از ظرفیت در حوضهی زایندهرود است که با استقرار صنایع بزرگ، پالایشگاه، نیروگاه ها و توسعه ی کشاورزی و ازدیاد جمعیت بر اساس سرمایهگذاریهای انجام شده، نقش مخرب خود را ایفا نموده و توسعه در این حوضه را یکی از نمونه های کلاسیک آشکار و قابل استناد توسعهی ناپایدار نموده است. جمعیت استان اصفهان در ۳۰ سال قبل حدود ۵/۲ میلیون نفر بوده که اکنون به ۲/۵ میلیون نفر رسیده است و این خود موجب کاهش سرانهی آب به میزان قابل توجهی میباشد.
در این مدت دو پروژه انتقال آب یکی تونل دوم کوهرنگ و دیگری چشمه ی لنگان اجرا شده و در مجموع ۳۹۰ میلیون مترمکعب آب را در سال های عادی به اصفهان اضافه نموده است که برای جمعیت ۷/۴ میلیون نفر مقدار ۸۳ مترمکعب سرانهی آب را حمایت کرده و این در حالتی است که کاهش سفرههای آب زیرزمینی از این مقادیر بسیار بیشتر است و براساس نظر کارشناسان آب استان، هر سال ۲۰۰ میلیون مترمکعب بیلان آبهای زیرزمینی استان کسر میشود. این کارشناسان معتقدند که اکنون استان اصفهان در مجموع بیش از ۸۰۰ میلیون مترمکعب آب کسری دارد تا بتواند به حیات اقتصادی خود ادامه دهد.
اکنون به راه حلهای مناسب بیندیشیم:
- ۱- راه حل اساسی درازمدت این است که برای استان های اصفهان، چهارمحال و بختیاری و خوزستان طرح آمایش سرزمین به صورت صحیح و علمی تهیه شود و هرگونه توسعه ای بر پایه اصول علمی جایابی شود.
- مدیریت واحد حوضه ی رودخانه ی زاینده رود از مهم ترین اقدام های کوتاه مدت است که می تواند بسیار مؤثر باشد. طبیعی است که قانون استقلال آب استانها که نه با اصول علمی همخوانی دارد و نه با اصول مدیریتی و اجتماعی، ضربه ای مؤثر بر پیکر رودخانههای بین استانی کشور وارد کرده است.
- منابع آب استان حجم تخلیه(میلیون متر مکعب)دبی(متر مکعب در ثانیه)مصارف (میلیون مترمکعب)کشاورزی شیلات صنعت آبهای سطحی رودخانهی بهشتآباد ۵۸۸۶/۱۸ ۹۵ ۴/۳۸۵ رودخانهی کوهرنگ ۱۴۷۷۸/۴۶ رودخانهی ونک ۴۴۰۷۷/ ۲۲رودخانهی کارون۲۱۴۴۹۴ رودخانهی بازفت ۳۱۹۴۶۸ رودخانه زایندهرود ۸۰۰۴/۲۵۱۰۰ رودخانه دز ۷۴۰۲۳ آبهای زیرزمینی چشمهها ۵/۷۵۱۳۲/۲۳۸ ۷/۹۶۴ ۴/۳۸۵ ۰۹/۲۰ قنوات ۱۹۶۲/۶ چاهها ۴۸۷۴/۱۵ جمع ۵/۱۷۵۷۹ ۷/۱۱۵۹۸/۷۷۰۰۹/۲۰ جمع کل ۵۹/۱۹۵۰۳- نیاز اساسی مدیریت آب در کشور و خصوصاً در استانهای اصفهان، چهارمحال و بختیاری و خوزستان، تشکیل شورای برنامه ریزی و مدیریت آب بین استانی زیر نظر وزارت نیرو با شرکت تمام بخش های مصرف کننده آب مانند کشاورزان، شهروندان، صاحبان صنایع و سازمان های مربوط به آن ها است. این شورا نیازمند بهره گیری از مشاوره ی یک کمیته علمی شامل متخصصین رشته های مختلف مربوط به آب و اقتصاد است.
بررسی اجمالی چگونگی تخلفات انتقال غیر شرعی و غیر قانونی آب زایندهرود و نحوه آن:
- طرح انتقال آب در دولت آقای هاشمی طرح انتقال آب تصویب میشود زنگه وزیر نیرو بوده و بیطرف استاندار ، در صورتی که یزد نه حقآبه ای داشته و نه سهم آبه ، و رئیس جمهور وقت با این استدلال که چون اصفهان هم مشکل دارد در صورتی اجرا شود که برای زایندهرود منابع دیده شود، موافقت میکند.
- در زمان آقای خاتمی چون آقای بیطرف وزیر و اردکانیان استاندار می شود و بدون در نظر گرفتن منابع طرح انتقال آب را انجام می دهد و سپس این آب غیر مجاز برده شده که فقط برای شرب بوده به مصارف کشاورزی و صنعت هم می رسد و باز هم خط دومی طراحی شد که آب بیشتری هم برده شود.
- در سفر رهبری در سال ۸۰ که خشک شدن زایندهرود را مشاهده فرمودند که وضعیت زایندهرود برای بنده قابل تحمل نیست.
- ۴- در زمان آقای احمدینژاد الف ) آب منطقهای را استانی میکنند ، ب ) شورای آب را تعطیل میکنند ج) با حاتم بخشی غیر قانونی آب ، بدون بررسی علمی به بالا دست تخصیص میدهند.
- ۵- در زمان آقای احمدینزاد برای جبران اعمال اشتباه طرح بهشتآباد تصویب می شود که هنوز اقدام موثری اتفاق نیفتاده است.
- آقای روحانی هم قول غیرقانونی انتقال آب بن بروجن را صادر فرمودند.

حقآبه و سهم آبه:
بر اساس طومار شیخ بهایی آب ورودی به رودخانه زایندهرود که از چشمه ها مختلف به آن سرازیر می شده است را در تمام فصول سال چه کم آب و چه پرآب به نسبتی معین تقسیم میشده که این امر سالیان سال ادامه داشته است و اختلافی هم هیچ وقت نبوده است (این تقسیم را “حقآبه ” میگویند و کشاورزان برای آن سند رسمی و قانونی دارند که بسیار معتبر و حتی در قباله های ازدواج مورد استناد قرار می گرفته است ).
برای کشاورزی بیشتر نیاز به آب بیشتر بوده است و لذا کشاورزان اصفهانی در قبل از انقلاب با هماهنگی اقدام به احداث تونل اول کوهرنگ کرده و بر اساس اقدام قانونی به آنها “سهمآبه” تعلق میگیرد. این اقدام باعث رونق اقتصاد در کشاورزی شده و کشاورزان منطقه را تشویق به احداث تونل دوم کوهرنگ می نماید پس “سهم آبه” آن نیز به کشاورزان واگذار شده است.
نتیجه گیری :
- سهم آب رودخانه زایندهرود فقط مال حاشیه رودخانه ، شهر اصفهان و دشت اصفهان است.
- سهم آب ورودی از تونل اول کوهرنگ به زاینده رود ، فقط مال اصفهان و دشت اصفهان است.
- سهم آب ورودی از تونل دوم کوهرنگ به زایندهرود هم ، فقط مال اصفهان و دشت اصفهان است.
نکته: قبلا سه استان اصفهان و یزد و چهار محال بختیاری یک استان بودند که معلوم نیست با چه هدفی به سه استان ۱- اصفهان ۲- یزد و ۳- چهارمحال بختیاری تقسیم و در این تقسیمبندی استان چهارمحال بختیاری به عنوان استان محروم ، اصفهان به عنوان استان برخوردار و یزد هم …. به آنها نگاه شد که شاید بتوانند استان برخوردار اصفهان را به نابودی بکشانند.
اما پس از حاتم بخشها و برداشتهای غیر شرعی و غیر قانونی متعدد قرار بوده است که یزد ۴۵ میلیون متر مکعب ، چهارمحال بختیاری ۲۳۷ میلیون متر معکب برداشت کند که متاسفانه مراعآت نمی کند و استان اصفهان ۱٫۲۰۰ میلیارد مترمکعب برداشت داشته باشد که خبری از آن نیست.

پشنهادات:
- برای نجات حوضه و حفظ وضع موجود و سرمایه های هزینه شده و زندگی مردم در شرایط فعلی، انتقال آب از حوضههای دیگر الزامی است. همان گونه که قبلاً ذکر شد در حال حاضر۸۰۰ میلیون مترمکعب کمبود آب سالیانه است تا از خشکی ها و خسارتهای مشاهده شده بتوانیم احتراز کنیم.
- پروژههای تونل سوم باید به اتمام برسد و طرح بهشت آباد هر چه سریع تر به اجرا درآید (تا مقداری از آب غیرشرعی و غیرقانونی به زایندهرود برگردد).
- عزیزان مسؤول و نمایندگان چهارمحال و بختیاری با توجه به نیاز به آب و شدت کمبود آب و فراوانی آب در استان خود، از برداشت و استفاده از آب زایندهرود و تونلهای اول و دوم کوهرنگ صرف نظر کنند.
- هیچگونه تخصیص جدیدی برای صنعت و کشاورزی در استان شکل نگیرد.
- کمیتههای سه نفری و پنج نفری با مشارکت نمایندگان وزارت نیرو، کشاورزی و کشاورزان تشکیل و بر تخصیص آب و صدور پروانههای مصرف معقول آب نظارت نمایند.
- فرهنگسازی لازم توسط مؤسسات فرهنگی و رسانهای انجام گیرد و ارزش و اهمیت آب برای همه روشن شود و راههای جلوگیری از اتلاف آب و صرفهجویی در مصرف و در نتیجه اصلاح الگوی مصرف آب تحقق پذیرد.
- در بخش کشاورزی از تبدیل اراضی حاصلخیز کشاورزی جلوگیری شود، زیرا راندمان آب در اراضی حاصلخیز بسیار بیشتر از اراضی نامرغوب است.
- ۸- فضای سبز شهرها خصوصاً شهر اصفهان که الگوی تمام شهرها و روستاهای استان و حتی برخی از شهرهای کشور است، باید بر اساس اقلیم خشک برنامه ریزی و طراحی شود و از گیاهان بومی و مقاوم به خشکی استفاده شود و برای گیاهان پوششی از گونه های چمن مقاوم و یا گرامینه های بومی استفاده شود و در هر صورت سطوح چمن کاری محدود به فضاهایی شود که واقعاً مورد نیاز است. بدیهی است که هرگونه روش آبیاری که موجب شود قسمت عمدهی آب مصرف شده تبخیر گردد بسیار نابخردانه است.
بررسی جمعیتی:
- جمعیت استان اصفهان ۵,۱۲۰,۸۵۰ نفر
- ۲- استان چهارمحال و بختیاری ۹۴۷,۷۶۳ نفر
- ۳- استان یزد ۱،۱۳۸،۵۳۳ نفر
یعنی حداقل با انتقال غیرشرعی و غیرقانونی زندگی ۶،۰۶۸،۶۱۳ نفر را به خاطر ۱،۱۳۸،۵۳۳ نفر به خطر انداختهایم و شاید رونقی به زندگی انگشت شماری شامل کارخانهها و گلخانهها و… یزدی داده باشیم.
با تشکر از جنا آقای سید مهرداد هاشمیان که این مطلب علمی و خوب را را برای خوانندگان پایگاه خبری احوال نیوز، زحمت کشیدند.
کد خبر ۶۰۸۰
انتهای پیام/*
