خبر فوری۲۴ دقیقه پیش
اجتماعی کد خبر: ۱۴۰,۰۰۳

گفت و گوبا علی احمدی کارگردان نمایشنامه‌خوانی طلای عروس مرده

گفت و گوبا علی احمدی، کارگردان نمایشنامه‌خوانی طلای عروس مرده «طلای عروس مرده»؛ وقتی طلا قرار بود خوشبختی بیاورد، اما زندگی را به هم…

نویسنده: manager انتشار: مرداد ۲۳, ۱۴۰۵ بروزرسانی: مرداد ۲۳, ۱۴۰۵ بازدید: ۱

گفت و گوبا علی احمدی، کارگردان نمایشنامه‌خوانی طلای عروس مرده

«طلای عروس مرده»؛ وقتی طلا قرار بود خوشبختی بیاورد، اما زندگی را به هم ریخت ‌

علیرضا نیاکان پایگاه خبری احوال نیوز، گفت و گوبا علی احمدی، کارگردان نمایشنامه‌خوانی طلای عروس مرده ، در ابتدا درباره نمایشنامه «طلای عروس مرده» بگویید. چه شد که این اثر را برای نمایشنامه‌خوانی انتخاب کردید؟ «طلای عروس مرده» برای من صرفاً یک نمایش کمدی نیست. در ظاهر با یک موقعیت عجیب و طنزآمیز روبه‌رو هستیم، اما در لایه زیرین، نمایش درباره موضوعاتی مثل چشم‌وهم‌چشمی، تجمل‌گرایی، فشار اقتصادی، آبرو و نگاه مادی به ازدواج صحبت می‌کند. داستان از جایی آغاز می‌شود که یک عروس به دلیل وزن زیاد طلایی که به گردنش انداخته‌اند، دچار آسیب جدی می‌شود و سه مهره گردنش می‌شکند. همین اتفاق بهانه‌ای می‌شود تا دو خانواده وارد یک درگیری طولانی شوند و هرکدام از زاویه خودشان درباره طلا، آبرو، ازدواج و زندگی مشترک حرف بزنند. برای من جذابیت نمایش دقیقاً در همین تضاد بود؛ چیزی که قرار است نماد خوشبختی و شروع یک زندگی باشد، تبدیل به عامل اختلاف و بحران می‌شود. – یعنی طلا در نمایش فقط یک شیء نیست؟ نه، به نظرم طلا در این نمایش تقریباً تبدیل به یک شخصیت می‌شود.

تمام روابط آدم‌ها تحت تأثیر آن قرار می‌گیرد. خانواده عروس برای حفظ شأن و آبرو روی میزان طلا تأکید دارند و خانواده داماد برای تهیه آن مجبور به تحمل فشار اقتصادی می‌شوند. حتی در بخش‌هایی از نمایش درباره فروش دارایی‌ها و زیر بار قرض رفتن برای تهیه طلا صحبت می‌شود. بنابراین سؤال اصلی برای من این است: آدم‌ها برای حفظ ظاهر و رسیدن به تصویری که جامعه از خوشبختی ساخته، حاضرند چقدر از خود زندگی هزینه کنند؟ – طنز در نمایش بسیار پررنگ است. چطور تلاش کردید این طنز، مضمون اجتماعی اثر را تحت‌الشعاع قرار ندهد؟ به نظرم طنز در این نمایش ابزار است، نه هدف نهایی. ما قرار نیست فقط مخاطب را بخندانیم. اتفاقاً بخشی از جذابیت کار برای من این است که مخاطب ابتدا می‌خندد، اما بعد متوجه می‌شود پشت همان موقعیت خنده‌دار، یک مسئله جدی وجود دارد. گاهی یک خانواده درباره چند کیلو طلا دعوا می‌کند، اما پشت آن دعوا بحث آبرو، طبقه اجتماعی، فشار اقتصادی و نگاه آدم‌ها به ازدواج قرار دارد.

این تضاد بین خنده و تلخی، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی بود که در اجرای ما مورد توجه قرار گرفت. شخصیت‌های نمایش هم بسیار اغراق‌شده‌اند. نگاه شما به این اغراق چه بوده است؟ اغراق در این نمایش به نظرم کاملاً آگاهانه است. شخصیت‌ها قرار نیست صرفاً آدم‌های معمولی و رئالیستی باشند. هرکدام بخشی از یک رفتار اجتماعی را پررنگ می‌کنند. یکی نماینده چشم‌وهم‌چشمی است، یکی گرفتار حفظ آبروست، یکی نگاه اقتصادی به ازدواج دارد و دیگری میان خانواده و زندگی شخصی خودش گرفتار شده است. در نتیجه، ما با شخصیت‌هایی روبه‌رو هستیم که هم قابلیت خلق موقعیت کمدی دارند و هم می‌توانند یک مسئله اجتماعی را به مخاطب نشان دهند.

یکی از ویژگی‌های قابل توجه اجرای شما، استفاده گسترده از هنرمندان جوان است. چرا این انتخاب را انجام دادید؟ از ابتدا برای من مهم بود که از بچه‌های جوان تئاتر استفاده کنم. اعتقاد دارم نسل جوان فقط آینده تئاتر نیست، بلکه همین امروز تئاتر است و باید فرصت حضور و تجربه حرفه‌ای داشته باشد. در این اجرا تقریباً تمام گروه بازیگران جوان هستند و به جز یکی دو نفر، همه زیر ۳۰ سال سن دارند. بازیگران این نمایش عبارت‌اند از: ساقی اشرفی، کاوه تقوی، حلما عقیانی، محمدمهدی ریخته‌گرزاده، فرشاد اسدی، زهرا خسروی، غزاله رمضانی، غزاله سیاه‌منصوری، آرنیکا رحیمی و نسیم ترابی همچنین یزدان فرزامیانبه‌عنوان بازیگر خردسال در این پروژه حضور دارد.برای من مهم بود که این جوان‌ها فقط به‌عنوان نیروی اجرایی کنار پروژه نباشند، بلکه مسئولیت واقعی داشته باشند و تجربه حرفه‌ای کسب کنند. -تیم کارگردانی هم جوان است؟ بله. تیم کارگردانی ما شامل زهرا خسروی، نیما حسینی، آرنیکا رحیمی و حمیدرضا جهانگیری است که همگی از بچه‌های جوان تئاترهستند. این موضوع برای من اهمیت زیادی دارد. من نمی‌خواستم صرفاً یک نمایش تولید کنم؛ می‌خواستم در کنار تولید اثر، یک فضای حرفه‌ای برای رشد و تجربه یک گروه جوان هم ایجاد کنم.به نظرم اگر به جوان‌ها فرصت ندهیم، چند سال بعد نمی‌توانیم از آنها انتظار داشته باشیم که تئاتر را ادامه بدهند. -همکاری با یک گروه جوان چه تأثیری روی روند تولید داشته است؟ انرژی و ایده‌های تازه‌ای وارد کار شده است.

جوان‌ها معمولاً جسارت بیشتری برای تجربه کردن دارند و این برای تئاتر یک امتیاز است. ‌در فرآیند تمرین تلاش کردم اعضای گروه صرفاً مجری ایده‌های من نباشند. دوست داشتم درباره شخصیت‌ها، ریتم، شیوه خوانش و فضای اجرا نظر بدهند و در فرآیند شکل‌گیری اثر مشارکت کنند. ‌برای من مهم است که یک گروه تئاتری احساس کند نمایش متعلق به همه اعضای آن است، نه فقط کارگردان. ‌-در بین این گروه جوان، حضور یک بازیگر خردسال هم جالب توجه است. کار کردن با یک بازیگر کودک چه تجربه‌ای برای گروه بود؟ ‌حضور یزدان فرزامیان تجربه متفاوتی برای گروه بود. بازیگر خردسال انرژی و طراوت خاص خودش را وارد اجرا می‌کند، اما در عین حال کار کردن با او نیازمند توجه و مسئولیت بیشتری است.‌تلاش کردیم فضای تمرین برای او هم حرفه‌ای باشد و هم متناسب با شرایط یک بازیگر خردسال. ‌- نمایشنامه‌خوانی چه امکانی در اختیار شما قرار می‌دهد که شاید در یک اجرای کامل کمتر وجود داشته باشد؟ ‌نمایشنامه‌خوانی باعث می‌شود تمرکز اصلی روی متن، بازیگر، صدا، بیان و رابطه شخصیت‌ها قرار بگیرد.در «طلای عروس مرده» دیالوگ‌ها نقش بسیار مهمی دارند. بسیاری از موقعیت‌ها از دل گفت‌وگوهای شخصیت‌ها شکل می‌گیرد.

بنابراین برای من جذاب بود که به جای اینکه همه چیز را با دکور و امکانات اجرایی توضیح بدهیم، اجازه بدهیم متن و بازیگران بخش عمده این جهان را برایمخاطب بسازند. ‌- اگر بخواهید مهم‌ترین ویژگی این اثر را برای -مخاطب امروز بیان کنید، چه می‌گویید؟ ‌اینکه موضوع نمایش هنوز برای ما قابل لمس است.چشم‌وهم‌چشمی، حفظ ظاهر، فشار اقتصادی، مقایسه خودمان با دیگران و تلاش برای اینکه از دیگران عقب نمانیم، مسائلی هستند که همچنان در جامعه وجود دارند. ‌گاهی آدم چیزی را نمی‌خرد چون واقعاً به آن احتیاج دارد؛ می‌خرد چون نمی‌خواهد دیگران فکر کنند توان خریدنش را ندارد. ‌«طلای عروس مرده» از همین نقطه به مسئله نگاه می‌کند. ‌-عنوان نمایش هم تضاد جالبی دارد. «طلای عروس مرده» دقیقاً چه معنایی برای شما دارد؟ ‌عنوان برای من خلاصه تمام نمایش است.

‌طلا معمولاً نماد شادی، عروسی، ثروت و خوشبختی است. اما در اینجا همان طلا باعث آسیب دیدن عروس و ایجاد بحران میان دو خانواده می‌شود. ‌در واقع نمایش می‌پرسد وقتی چیزی که قرار است وسیله خوشبختی باشد، خودش تبدیل به عامل نابودی آرامش می‌شود، هنوز می‌توانیم آن را خوشبختی بنامیم؟ ‌- اگر بخواهید نمایش را در یک جمله معرفی کنید؟ ‌«طلای عروس مرده» درباره طلا نیست؛ درباره آدم‌هایی است که برای داشتن طلا، چیزهایی را از دست می‌دهند که ارزششان از طلا بیشتر است. ‌-در پایان، از مخاطبان چه انتظاری دارید؟ ‌دوست دارم مخاطب با ما بخندد، با شخصیت‌ها همراه شود و از فضای نمایش لذت ببرد، اما وقتی از سالن خارج شد، یک سؤال هم با خودش ببرد: ‌ما در زندگی واقعی، چند بار برای حفظ ظاهر و قضاوت دیگران، چیزی را قربانی کرده‌ایم که واقعاً برایمان ارزشمند بوده است؟ ‌اگر نمایش بتواند این سؤال را در ذهن مخاطب باقی بگذارد، برای من به هدفش رسیده است. ‌از طرف خودم هم خوشحالم که این پروژه را در کنار یک گروه جوان پیش بردم. این بچه‌ها برای من فقط اعضای یک گروه اجرایی نیستند؛ هرکدامشان بخشی از آینده تئاتر هستند و امیدوارم «طلای عروس مرده» برای آنها شروع تجربه‌های بزرگ‌تر باشد. روز ۲۴ مرداد تماشاخانه طهران منتظر حمایت هنر دوستان عزیز هستیم.

ضمن تشکر از علی احمدی، کارگردان نمایشنامه‌خوانی طلای عروس مرده، که وقت گرانبهای خود را در اختیار پایگاه خبری احوال نیوز، قرار دادند.

انتهای پیام/*

0 0 رای ها
Article Rating
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 Comments
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x