روایت پلیسی که مأموریتش با انسانیت معنا میشود

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری احوال نیوز :
فرمانده انتظامی استان اصفهان با روایت ماجرای نجات جان یک دختر نوجوان در نیمههای شب توسط مأموران کلانتری ۱۱ شهرستان چادگان، این اقدام را جلوهای از مسئولیتپذیری، هوشیاری و مردمداری پلیس دانست و گفت: مأموران انتظامی در کنار برقراری امنیت، در سختترین لحظات نیز برای حفظ جان مردم از هیچ تلاشی دریغ نمیکنند.
به قلم سردار عبدالوهاب حسنوند فرمانده انتظامی استان اصفهان
گاهی امنیت، صدای آژیر نیست؛ صدای لرزان دختری است که در نیمههای شب، میان مرگ و زندگی، آخرین شمارهای را که به خاطر دارد میگیرد؛ ۱۱۰. آن شب، عقربههای ساعت از سه و چهل و پنج دقیقه بامداد گذشته بود. تماس کوتاه بود؛ آنقدر کوتاه که تنها فرصتی برای گفتن نامش و چند جمله باقی ماند: «قرص خوردم… حالم خوب نیست…» و بعد… سکوت. شاید بسیاری تصور کنند مأموریت پلیس از همینجا به پایان میرسد؛ وقتی نه آدرسی دقیق وجود دارد و نه امکان برقراری دوباره تماس. اما برای پلیس، پایان تماس، آغاز مسئولیت است. در کلانتری ۱۱ شهرستان چادگان، افسر نگهبان حتی یک لحظه هم زمان را از دست نداد. مأمور گشت، استوار محمد قاسمی، مأموریتی را آغاز کرد که مقصدش نه تعقیب یک مجرم، بلکه نجات یک انسان بود. تقدیر، گاهی در دل کوچکترین اتفاقها پنهان میشود. حدود یک ماه پیش، همین مأمور برای ابلاغ یک اخطاریه به روستایی دورافتاده رفته بود؛ مأموریتی کاملاً عادی که شاید همان روز هیچکس اهمیتش را درک نکرد. اما آن شب، همان خاطره، همان کوچه و همان خانه، به نقشه نجات یک زندگی تبدیل شد. چند دقیقه بعد، پلیس مقابل خانه ایستاده بود؛ خانهای خاموش، بیهیچ پاسخی. در کوبیده شد، تلفن بارها زنگ خورد، اما سکوت همچنان سنگینی میکرد. زمان با شتاب میگذشت و هر ثانیه میتوانست آخرین فرصت باشد. با هماهنگی فوری دادستان محترم شهرستان، دستور ورود صادر شد. مأمور پلیس بدون تردید از دیوار خانه بالا رفت؛ نه برای تعقیب متهم، نه برای کشف جرم؛ بلکه برای نجات دختری که شاید آخرین امیدش همان تماس کوتاه با پلیس بود. پشت آن دیوار، نوجوانی بیهوش بر زمین افتاده بود. دهها قرص مصرف کرده و دیگر رمقی برای درخواست کمک نداشت. مأمور پلیس بیدرنگ اورژانس را به محل هدایت کرد و تا آخرین لحظه کنار او ماند. پزشکان بعدها گفتند اگر این عملیات تنها چند دقیقه دیرتر انجام میشد، دیگر فرصتی برای بازگشت او وجود نداشت. برای ما، این تنها یک مأموریت موفق نیست؛ این تصویر واقعی پلیسی است که مردم باید او را بشناسند. پلیسی که گاهی با سارقان، قاچاقچیان و برهمزنندگان امنیت مقابله میکند و گاهی، در سکوت نیمهشب، از دیوار خانهای بالا میرود تا مادری داغدار نشود و پدری، تنها فرزندش را از دست ندهد. این دختر نوجوان امروز دوباره زندگی میکند. پس از نجات، مشاوران کلانتری، کارشناسان بهزیستی و دستگاههای مسئول نیز در کنار او قرار گرفتند تا آنچه او را به لبه این تصمیم تلخ رسانده بود، درمان شود؛ زیرا باور داریم مأموریت پلیس تنها پایان یک حادثه نیست، بلکه آغاز بازگرداندن امید به زندگی مردم است. بارها گفتهایم که اقتدار پلیس تنها در برخورد با مجرمان خلاصه نمیشود. اقتدار واقعی، آنجاست که مردم مطمئن باشند در سختترین لحظههای زندگی، اگر همه درها بسته شد، درِ پلیس همیشه باز است. این روایت، داستان یک شب است؛ اما حقیقتی بزرگتر را روایت میکند؛ حقیقتی به نام پلیس مردم؛ پلیسی که امنیت را فقط با قانون نمیسازد، بلکه با مسئولیت، ایثار و انسانیت معنا میکند.
محمد امین اقتصاد
انتهای پیام/*
