
بررسی تحلیلی از پایگاه خبری احوال نیوز،هر سال با آغاز فرآیند هدایت تحصیلی، هزاران دانشآموز و خانواده با امید به انتخاب رشتهای متناسب با علاقه، استعداد و آینده شغلی فرزندشان وارد این مرحله مهم میشوند. فلسفه هدایت تحصیلی نیز دقیقاً بر همین اساس شکل گرفته است؛ یعنی شناسایی استعدادها، علایق و تواناییهای دانشآموز و هدایت او به مناسبترین مسیر آموزشی و شغلی. اما پرسش اساسی این است که آیا در عمل نیز چنین اتفاقی میافتد؟واقعیت آن است که در بسیاری از مناطق کشور، هدایت تحصیلی بیش از آنکه بر پایه علاقه و استعداد دانشآموز باشد، تحت تأثیر محدودیت ظرفیت مدارس، کمبود امکانات، تعداد کلاسهای موجود و سیاستهای اجرایی قرار میگیرد. نتیجه این وضعیت آن است که دانشآموزی با علاقه و توانایی در رشته علوم تجربی، ریاضی یا علوم انسانی، تنها به دلیل تکمیل ظرفیت، به رشتهای دیگر هدایت میشود؛ نه به این دلیل که آن رشته برای او مناسبتر است، بلکه چون جای خالی در آن وجود دارد.
این مسئله تنها یک نارضایتی مقطعی نیست؛ بلکه میتواند آثار بلندمدتی بر زندگی فرد و جامعه داشته باشد. دانشآموزی که بدون علاقه وارد یک رشته میشود، معمولاً انگیزه کمتری برای یادگیری دارد، عملکرد تحصیلی او کاهش مییابد و احتمال تغییر رشته، ترک تحصیل یا نارضایتی شغلی در آینده افزایش پیدا میکند. در چنین شرایطی، نه تنها استعدادهای فردی شکوفا نمیشود، بلکه جامعه نیز بخشی از سرمایه انسانی خود را از دست میدهد.
بیتردید آموزش و پرورش با محدودیتهایی مانند کمبود فضای آموزشی، کمبود دبیر، امکانات ناکافی و عدم توازن میان ظرفیت رشتهها و تقاضای دانشآموزان روبهرو است. اما آیا منطقی است که هزینه این کمبودها را دانشآموزان بپردازند؟ آیا میتوان از نوجوانی که سالها برای رسیدن به یک هدف تلاش کرده انتظار داشت تنها به دلیل نبود ظرفیت، از آرزو و علاقه خود دست بکشد؟
هدایت تحصیلی زمانی معنا پیدا میکند که «هدایت» باشد، نه «تخصیص». تفاوت این دو بسیار مهم است. هدایت یعنی کمک به دانشآموز برای کشف بهترین مسیر زندگی؛ اما تخصیص یعنی فرستادن او به مسیری که سیستم برایش تعیین کرده است. اگر معیار اصلی انتخاب رشته، ظرفیت خالی مدارس باشد، دیگر نمیتوان آن را هدایت تحصیلی نامید.
اصلاح این وضعیت نیازمند تصمیمهای اساسی است. افزایش ظرفیت رشتههای پرمتقاضی، توسعه هنرستانها، تقویت نقش مشاوران متخصص، استفاده از آزمونهای معتبر استعدادیابی و مشارکت واقعی خانوادهها در فرآیند تصمیمگیری، میتواند بخشی از مشکلات موجود را کاهش دهد. همچنین لازم است مسئولان آموزش و پرورش، آمار دانشآموزانی را که برخلاف علاقه خود وارد رشتههای مختلف میشوند، به صورت شفاف بررسی و منتشر کنند تا امکان اصلاح سیاستها فراهم شود.
نسل امروز، سرمایه فردای ایران است. اگر استعدادها و علایق آنان نادیده گرفته شود، هزینه آن تنها متوجه یک دانشآموز یا یک خانواده نخواهد بود؛ بلکه جامعه در سالهای آینده با نیروهای انسانی کمانگیزه، نارضایتی شغلی و کاهش بهرهوری روبهرو خواهد شد.
هدایت تحصیلی نباید به فرآیندی تبدیل شود که دانشآموزان احساس کنند آیندهشان نه بر اساس توانایی و علاقه، بلکه بر اساس ظرفیت خالی کلاسها تعیین میشود. رسالت آموزش و پرورش، کشف و پرورش استعدادهاست؛ نه تطبیق اجباری دانشآموزان با محدودیتهای اداری. هرچه فاصله میان این رسالت و واقعیت کمتر شود، امید به آیندهای پویا و توسعهمحور نیز بیشتر خواهد شد.
مهدی امیدوار
انتهای پیام/*