دو شیوه عشق: «رمئو و ژولیت» و «آنتونی و کلئوپاترا»

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری احوال نیوز :
یکی از پژوهشگران غربی در تحلیل نمایشنامههای شکسپیر به دو نمایشنامه عاشقانه شکسپیر اشاره میکند: یکی «رمئو و ژولیت» و دیگری «آنتونی و کلئوپاترا». او نشان میدهد که این دو داستان چه تفاوتهایی دارند. تفاوتهای مهمی بین تجربه عاشقانه رمئو و ژولیت که در دوران نوجوانیاند و آنتونی و کلئوپاتراست که در دوران پختگیاند و هر دو امپراتورند و سرزمینی را اداره میکنند و علاوه بر روابط عاشقانهشان در امر حکمرانی یک قلمرو با هم مشارکت میکنند. او این دو مدل عشقورزی در آثار شکسپیر را در مقابل هم قرار میدهد و نشان میدهد، تصویری که رمئو و ژولیت از هم دارند، تصویری آرمانی و خالی از جزئیات انضمامی و پیراسته از درگیریها و کاستیها و مرارتهای یک زندگی هر روزینه است و از طرف دیگر روابط آنتونی و کلئوپاترا درگیر مسائل روزمره انضمامی است. نهایتاً سخن این است که در «آنتونی و کلئوپاترا»، با عشقی پخته میان دو فرد بالغ روبهرویید که از زندگی لذت میبرند. برعکس «رمئو و ژولیت»، تصویری از یک عشق خام نوجوانانه به دست میدهد. برای مثال در «رمئو و ژولیت» نمیبینید که ایندو چیزی بخورند یا با هم شوخی بکنند. اما آنتونی و کلئوپاترا در تمام طول نمایشنامه در حال خوردناند و مرتب با هم شوخی و مزاحهای خاص و پختهوپرورده میکنند. آنتونی حتی جاهایی از طریق ریشخند کلئوپاترا و اشاره به نقاط ضعف اوست که او را به خنده میآورد و سرخوش میکند. ولی این مغازلات را در «رمئو و ژولیت» نمیبینید، این دو هیچ شوری ندارند و کاری نمیکنند. گویی در شرایطی اثیری زندگی میکنند، همهچیز از بیرون برایشان فراهم است. ولی آنتونی و کلئوپاترا هردو کار میکنند و درگیر اداره یک امپراتوریاند. رمئو و ژولیت کاملاً در یکدیگر غرق شدهاند و هیچ توجهی به اطراف ندارند، انگار هیچ آدمی در اطراف نیست و فقط این دو نفرند. اما آنتونی و کلئوپاترا مرتب پشتسر دیگران حرف میزنند و به صحنههای عجیب در خیابان و جامعه مینگرند و دیگران بخشی از… آنان هستند. اینطور نیست که خلوتگاهی برای خودشان ساخته باشند و دیگران را از آن رانده باشند. تجربه آنها در متن تجربه روزینه شکل میگیرد. رمئو و ژولیت فقط در قالب عبارتهای مبالغهآمیز و پرستشگونه درباره هم حرف میزنند. اما آنتونی از طریق نیشوکنایه، حتی درباره سنوسال کلئوپاترا، با او ارتباط برقرار میکند. به نظر میرسد رمئو و ژولیت کاملاً از این واقعیت بیخبرند که آدمها نقاط ضعف و نواقصی دارند و عشق واقعی با بهرسمیتشناختن این نقاط آسیبپذیر و رفتار ملاطفتآمیز با این نقاط شکل میگیرد. ولی عشق آنتونی و کلئوپاترا اینچنین نیست و کاملاً میدانند که آدمهای کاملی نیستند و آشکارا به نواقص و نقاط ضعف یکدیگر اشاره میکنند و در عین اینکه آن نقاط آسیبپذیر را دستمایه طنز و شوخی قرار میدهند، آنها را با ملاطفت و ملایمت لمس میکنند. بنابراین وقتی با رمئو و ژولیت سروکار دارید، در عشقهای نوجوانانه همهچیز به نظر اثیری و غیرواقعی میآید، ولی در «آنتونی و کلئوپاترا» همهچیز زمینی و انضمامی است. در توصیفات عطار از شیخ صنعان و دختر ترسا کاملاً عناصر یک عشق نوجوانانه دیده میشود. گویی دو نوجوان درگیر این رابطه شدهاند. آن پختگی و بلوغ موجود در رابطه میان دو فرد بالغ سردوگرم کشیده در این اثر نیست. یکمرتبه پیرمردی برای لحظهای دختری را میبیند و دلش میرود و توصیفاتی کاملاً آرمانی و آسمانی از آن دختر میکند، انگار دنیا فقط این دو هستند و همهچیز دور ایندو میگذرد. ولی در عشقهای پختهتر افراد با آرامش و تجربه بیشتر حضور دارند و بهجای آنکه یکسره مغروق یکدیگر باشند، لحظاتی از وقتشان را با هم میگذرانند و بعد هم دنبال کاروزندگی خودشان میروند و دوباره به هم برمیگردند. عشق هیجانی، عشق عاطفی این نوع تقابلها به این نکته مهمی اشاره میکند که نباید تنوع عشق را نادیده گرفت. تعبیری که من مایلم به کار ببرم، تفاوت میان عشق خیزابی و عشق جویباری است. عشق خیزابی همان عشقهای نوجوانه رمئو-ژولیتوار است و عشقهای جویباری عشقهای پختهتری که در روابط آنتونی و کلئوپاترا میبینید. عشق خیزابی بیشتر شورمندانه و جنسی است، اما عشق جویباری بیشتر ناظر به مصاحبت است. در عشقهای خیزابی این شور جنسی و توجه به تن و جستوجوی لذت جنسی نقش زیادی ایفا میکند، ولی در عشقهای جویباری آرامش و طمأنینه هست و بیش از آنکه لذت جنسی مدنظر باشد، مصاحبت مهم است. عشق خیزابی به دنبال هیجان با هم بودن و عشق جویباری تجربه آرامش در حضور دیگری است.
امیر حسین جمشیدی
انتهای پیام/*
