آقای رئیس جمهور / از فهلیانِ ممسنی تا چمِ شیرِ گچساران..! / حقابهی تاراج شده ی ممسنی

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری احوال نیوز :
نامه سرگشاده
یکی داستان است پر آب چشم … دلنوشته و نقدنامهایست از کشاورزانِ آب به یغما رفته و جلگه های لب تَرَک خوردهی ممسنی و رستم ، به درازنایی رودخانه فهلیان…کاش در کناره های سد چم شیر به محضر مبارک تان عرضه می شد.!
جناب آقای سیدابراهیم رئیسی؛ رئیس جمهور محترم و بزرگوار؛ قدم های عدالت گسترتان بر چشمان و چشمه های سرزمین مان مبارک باد.! خوش آمدید.. آنچه گفته می شود در راستای اعتراض به ناهمدلی ها ، کم توجهی ها ،ناسازماندهی ها و ناعدالتیهای موجودی ست که متاسفانه سالهاست که از پایتخت تا کوهپایه ها و دشت های محروم سرزمین مان جاری و ساریست و ممسنی بزرگ ما هم از جملهی گرفتارهای دیرینهی این بروکراسی تارعنکبوتیِ فروپاشنده ، بوده و هست.!
جناب آقای رئیسی، رئیس جمهور پاکدست و پرتلاش ؛ از توجهات شما به دیار همسایه و برادرانمان ناخرسند نیستیم،از کم توجهی و بی توجهی بودجه ریزها و خزانه به دست ها ، از بی مبالاتی های مدیران کلانی و میانی ، از مسامحه کاری و ناحقی هایشان در عدم اجرائیات مناسب در شهرستان، در به قهقرا بردن زادگاهمان ممسنی و رستم، و کم پردازی حق و حقوق شان در پایتخت و مرکز استان ، از دهههای اخیر تاکنون ، شدیدا گلایه مندیم…!
از تعطیلی پروژهی سدّ پارسیانمان پس از گرفتن مجوز کمیسیون ۲۱۵ و تخصیص ردیف ملی و چندین سال کار، واقعا ناخشنود و گلایه مندیم.!
_از به تاراج رفتن آب چشمه ها و رودخانه هایمان گلایه مندیم.!
_از وعده های نابجای پانزده سالهی مسئولان مان در راکدماندن پروژه های صنعتی پتروشیمی و کارخانه قندمان،
از نداشتن صنایع مادر ،صنایع پتروپالایشگاهی و صنایع تبدیلی برای تاکستان ها و جالیزهای هزاران هکتاری، از نداشتن حتی یک سیلو و سردخانه برای محصولات زراعی و باغاتمان ،از کم توجهی و نا مُدارایی در حق محیط زیست و آبهای زیرزمینیمان ،
_از جنگلسوزی و کوه خواری طبیعت مان و درماندگی مسئولانمان در واکنش ها ،
از فشلی و چرخه های نادرست اداری و مدیریتی و از بسیاری انتصابات ناتراشیده و نابجا ، از وعده های دروغ مقطعی برای تاسیس ها و بهبودبخشی ها… دلمان به دردست و واقعا گلایه مندیم…!
_از دهها بی اهمیتی دیگر از دولت های این دهه ها ، از رهاسازی پروژه ها و جاده های مواصلاتی مهم و هدررفت میلیاردها میلیارد بودجه مملکت…،
_از عدم مدیریت در داشته ها و پتانسیل های فرهنگی و گردشگری آثارباستانی_تاریخی لیدوما ، کورنگون، سراب بهرام ، میل اژدها و سرچشمه ها و تفرجگاهها بِکر و سرمایه زا…و…تی، قلم معلم و شاگرد و دانشگاهی مان با غرّش برنوهای میانه و بلندمان هم آواز و همخو هستند..!
.
آقای رئیس جمهور فرهنگدوست ،
_حتی شیهه اسبان و شیون و شروه ی زنان مان ، فرهنگ و ادب محزون و شاد لری ، یاریارِ مردان و هیهی چوپانانمان نیز هم ردیف و هم آوای هم اند …دردهای ملاهای کوه و کمرهایمان ، دردهای باسوادان و بیسوادانمان ، دردهای زنانِ پا به ماه و چون قرص ماه مان ، دردهای مردان رنگ پریده و صبور ،مردان کوهگرد و زُمُخت مان ، دردهای کوچ نشینان و کوخ نشینانمان را همه می دانند که تا چه اندازه باهم مشترک بوده اند و هستند…!
حضرت آیت الله ؛
_ما سرحد و گرمسیرهایمان، تندخویی و یاغی گری هایمان هم مشترک و پهلو به پهلو ، با هم، بوده اند…!
_ممسنی ما و یاسوجِ بویراحمد با هم ، داغ نقابِ شخصیت ِ شهری گری بر جبین شان نهاده شد.!
_روحیه سلحشوری و زورگریزی مشترک مان را در کنار چقّه و زناره های ایل مان به تدبیرِ دروغ و نیرنگ، با هم ، تخته قاپو کردند.!
_سواران ستیزه جو و اسپ های کَهَر و چال و ابرَش ِمان را که در جنگ ها و فتنه های جنوب زبده ترین جنگاوران و وفادارترین ها به حاکمیت فارس قدیم بودند ، با هم ، زمینگیر کردند و رم دادند ..! قجری های خوشگذران، ماها را دشمن مشترک خود می دانستند و یک دانگ و نیم از محصولات و زمین های حاصلخیزمان را _هنگامی که نتوانستند از آن منتفع بشوند به دست مَلاکی به نام معین التجار بوشهری به نام وقف و امورخیریه به زور از چنگمان درآوردند و ربودند…! بر بَنّ و بلوط و بادام های کوهیمان ، بر سَقز و زدوی گینه هایمان ، در کمال بی انصافی، باهم ، مالیات بربستند.!_مردان پرغرور و جسورمان را ، بی گناهانه ، با هم ، بر چَپِه های خار درگردانیدند… !_و چه بسیار پرتعداد از مردان ناسَربه راه و غیرتمندمان را که با هم به چوبه های دار بربستند…! _ماها را به زورِ دروغ و تطمیع ، به تاوان صداقت لری مان ، با هم ، کلاه از سرمان برداشتند و یکجا نشین و شهرنشین کردند و به قول خودشان مهارمان کردند…!_ما با این مردم نجیب ، حتی در فریب خوردن و یکجانشینی هم اشتراک درد داشتهایم و داریم…!_دیارمان با هم ، مردان
فریدون خو و کاوه آهنگر گونه فراوان زاده و پرورانیده و فراوان از دست داده… و حتی اینک نیز فراوان در دامان دارد… فوران خون آزادگی، در گوشت و پوست و روح ما با گردش بیرق و چرم پاره ی کاوه بر نیزه های مان مدام در جولان و هیجان است.. دلخسته نگشته و نمی شود…!
_ما باهم ، پشتاپشت با این مردم ِ حق طلب و مطالبه گر ، بر ستیغ قله های تامرادی و گجستان و نوگک و دهنو ، مدام در تکاپوی حق ستانی بوده ایم.!.جناب رئیس جمهور انقلابی و مردم دوست؛ما و بویراحمد در تلخکامی های ۵۷ هم با هم انقلاب کردیم ، با هم شعار دادیم ، رودها و عزیزانمان را با هم ، به مقابلهی با بعثی ها فرستادیم، با هم و با هم و با هم بوده ایم و با هم هستیم…!. و اینک نیز حضرت آیت الله ؛
از شما انتطار داریم، همسویی کنید
_تا با هم زندگی کنیم ،مثل هم و باهم، باغات و مزارع مان را از آبشارها و سرچشمه هایمان سیراب کنیم…!با هم کارخانه و صنعت و سدّ و تکنولوژی در دیارمان برویانیم…و با هم _حتی اگر قرارست بمیریم… بمیریم…!_اما ؛شما هم ، در تساوی و رسایی حقوقمان انتظار داریم ، عدالتمندانه قدم بردارید..!.سید متعادل و بزرگوار ؛ماها را با یک چشم ببینید!! چشم خودتان و دولتمردانتان را به روی ما و کوخ نشینان و کشاورزان ممسنی تبار ما نبندید ، بیشتر از اینها ما را و جلگه های مرغوب مان و به قول نادرشاه افشار، دشت پر از نونمان را ببینید.!
قریب به شصت درصد آب سد چم شیر از کوههای ممسنی و رستم ما ، از رودخانه #فهلیان و رودخانه #تنگ #شیو و #شش پیر و #کَتی و #جوزار ما تامین می شود که منابع اصلی سد پارسیان بوده ند که در خفای لابی گری هایی ناتراشیده ،تعطیل شد.! ما هیچگونه سهمی از این سد نوساز چمشیر نداریم .! در حالیکه بخش بزرگی از دریاچه ی این سد در حوزه جغرافیایی بخش ماهور ممسنی ما هست، اما برای احشام و گوسفندان و درختان ماهور ممسنی ما با تانکر از جاهای دیگر آب برده می شود.!چرا باید اینگونه باشد و بشود..!؟عدالت در این بود که حداقل سهمی از این سد بزرگ برای ممسنی ما در دولت عدالتخواه شما در نظر گرفته می شد ، یا سد #پارسیان ممسنی ما با چندین سال کار و پیشرفت بیست سی درصدی خوابانده نمی شد…!_جناب سیدابراهیم رئیسی بزرگوار ؛ پسند و مقبول مردم ممسنی و رستم ما این است که :اگر کارخانه ی قند یاسوج را راه اندازی می کنید ، کارخانه قند ممسنی ما هم که تولید چغندرش با خودمان است، فراموشتان نشود ،این را هم راه اندازی کنید.!
_ما نمی پسندیم که لوله های ۵۶ اینچی گاز های صادراتی ، هزاران هکتار جلگه و جنگل و مراتع مان را تکه
پاره کند و صدها خانوار فقیرمان در صدقدمی این سرمایه های صادراتی ، سر گرسنه در کنارشان بر زمین بگذارند..!
پتروشیمی پانزده ساله ی خاک خوردهی ما را هم ….طرح های اشتغال زا و راکد ما را هم …
و لیدوما ، کاخ چهارم هخامنشی در سِروانِ جِنجان و فهلیان مان را برای رونق گردشگری ،اشتغالزایی و حتی توسعه اقتصادی از زیر خاک درآورید…!
آقای رئیس جمهور ؛
حرف های دلمان خیلی زیاد است…
_حرف های دلمان مثل آتش بلوط و کَلَخُنگِ مان ،مثل چاله های پر تَش ِ اجاق هایمان است…!
همیشه برافروخته و بی پروا …
همیشه شعله ور …
و البته که گاه و بیگاه _مثل گِردِه های شُلشُلی مان _زیرخاکستر….!!ما ممسنی ها و بویراحمدی ها لرهای باصداقتی هستیم … .حضرت آیت الله بزرگوار ؛همه این موارد بالا را یکان یکان برشمردم تا گوشه هایی از اشتراکات دیروزی و امروزی ما ممسنی ها و برادران بویراحمدی و کهگیلویه ای ما را برای سنجش ، در ترازوی عدالتخواهی دولت سیزدهم شما بگذارم…!با بیان قصه های مشترک دیروزی مان ،می خواهیم بگوییم که ما از سفرهی دوازده دولت قبلی ، به اندازه یکصدم برادران همزادمان بهره ای نصیب مان نشده ….!ما نسبت به نداشته هایی که باید می داشتیم و الان نداریم ، مطالبه گر هستیم ، منتقدیم و معترض.. !
_ما زیاده خواه و پرتوقع نیستیم اما دلمان هم نمی خواهد که محروم و خدای ناکرده مغضوب و مبغوض، هم باشیم.!
.
ریاست محترم دولت سیزدهم ؛
حرف آخرمان این است ؛سرگشاده ، رک و بی پرده گفته ایم و گفته ایم…باز هم می گوییم:
_داشته ها و پتانسیل های زیرساختی و طبیعی ما فراوان است اما داشته های موجود صنعتی و پیش برنده ، توسعه بخش و تواناساز ما، به تناسب این پتانسیل ها، بسیار بسیار ناچیز و اندک است !شنیده ایم و دیده ایم که عدالتخواهی، سرلیست برنامه های کاری شماست ،ممسنی ما را از وضعیت موجود برهانید..!.دولت های قبل از شما بعضا در موضوع سدسازی و مهار سیلاب های ما (با احداث سدپارسیان و تعطیلی نابهنگام آن) و حتی برای ادامه بسیاری از پروژه های عمرانی و اقتصادی دیگر چه بسا تصمیمات ضعیف ، لابی گرایانه و ناعادلانه ای گرفتند.!ما دولت سیزدهم را دولتی انقلابی و فعال می دانیم و انتظار داریم این دولت انقلابی در سطح کلان در کنار مبادله های اقتصادی و تعاملات سیاسی با جهان و مهار بحران ها و تورم موجود کشور ، بتواند در سطح منطقه ای نیز فاقد صفات و روحیات بیعدالتی و منفی گرایانه باشد.!_ما به اجرای کارهای بزرگ توسط دولت شما ایمان داریم و می دانیم که دیار فرسوده و رنجور ما در سایه دولت خدمتکار شما ، پربار و غنی و آباد خواهد شد…ممسنی بزرگ ما نیز به گواه تاریخ به جز در برههی حکومت های قاجار و پهلوی که از اقتدارش کاسته شد ، همیشه مقتدر و خوش قول بوده و متعهد…ما لرها وفای به عهد و صداقتمان زبانزد است…به گواه تاریخ ،(همرزمان غزنوی ها در فتح هند ، صفویه در فتح جنوب ، افشاریه و زندیه … و حتی قبل تر از آنها بوده ایم…) هر کسی که یکروز محبت مان کرد ،دستمان را گرفت ، برایش هزاردستان بوده ایم و حتی هزار بازو و هزارشمشیر…!.انتظار داریم و شایسته می دانیم ،ممسنی و رستم محروم ما را دریابید.! یکصدم برادران بویراحمدی همزادمان به داد مردم ما هم برسید!سد پارسیان ما پروژه ملی نیمه تمام است، مجوز کمیسیون ماده۲۱۵ برنامه پنجم توسعه و ردیف ملی را در بودجه سراسری دارد. محبت بفرمایید دستور راه اندازی و تکمیلش را بدهید. مطمئن باشید با اشک چشم کشاورزان کهنهسال و جوانان جویای کار مان، لبریزش می کنیم. اگر لازم باشد..!آن وقت، آب رودها و چشمه هایمان پیشکش سد چم شیر و تپه ماهورهای زیردستش..!
سید محمد رضا رستمی
۲۷/تیر ماه/۱۴۰۲همزمان با سفر رئیس جمهور به یاسوج و افتتاح سد چم شیر گچساران
علیرضا گودرزی
انتهای پیام/*
