انگلیس در دهه چهل میخواست بزند به چاک جاده و از خلیج فارس بیرون رود. فرصت خوبی بود برای زیر یوغ کشیدن خوانین جزایر محلی از جمله بحرین که هوا برشان داشته بود منامه هم شهریست.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری احوال نیوز :
پدر همین چاهزدهٔ سمت راست تصویر به جای خیز برداشتن برای الحاق بخشهای غصبشدهٔ خاک ایران به سرزمین مادری، جلوی فرماندهان نظامیاش گفته بود بحرین را به ما نمیدهند پس دست و پای بیخود نزنیم.
پدربزرگ چاهزاده هم در خشکشانسی دست کمی از پدر چاهزده نداشت. پاسبان سفارت هلند که به یمن شلتاق سیاسی انگلیسیها یکشبه با کودتا، سلطنت را از قاجار وا رفته قاپیده بود، بیست سال بعد با اشاره اعوان و انصار چرچیل از مملکت دیپورت شد تا چند هزار کیلومتر آنسوتر در جزیره موریس از نیش پشههای جنوب آفریقا کلافه شود.
حالا هم نوبت رسیده به شازده! یکی هم نیست از این شُلمغز بپرسد پدر و پدربزرگت از باختن نرد عشق با خود اصل جنس چه عایدشان شد که حالا اورجینال را وانهادی و با تخم و تَرکههای فِیک استعماریِ انگلیسیساختهٔ دست چندمشان لاس خشکه میزنی! حقا که صدر تا ذیل پهلوی بههم میآید.
از صفحه محمد صادق علیزاده
انتهای پیام/*
