اجتماعی استان اصفهان اقتصادی بهداشت بین الملل تصاویر چندر رسانه حقوق بشر دین و اندیشه سیاسی صوت فرهنگ و هنر فیلم مرکزی

آیت الله ناصری در جوار شهدا آرام گرفت / دل از من برد و روی از من نهان کرد+ فیلم

آیت الله ناصری در جوار شهدا آرام گرفت / دل از من برد و روی از من نهان کرد+ فیلم

آیت الله ناصری در جوار شهدا آرام گرفت / دل از من برد و روی از من نهان کرد+ فیلم

آنچه که خبرنگار پایگاه خبری احوال نیوز دید و شنید:

میرسد صدای تابوت با صدای حزن انگیز عزا داران ،و در کنار چهره داغدیده،آن هم به ظن من داغ یکی از اوتاد، گام برمی دارم در مسیر فرشتگان به همراه کاروانند، جسم بر ارابه و روح در سیلان. نوازش بال فرشتگان را بر صورت همراهان حس می کنم.

اینجا صداقت موج می زد ، اینجا نه زمان تقسیم غنائم بود، نه زمان تقسیم مناصب.اینجا بوی ارادت می داد و عشق . چشم ها رد صداقت را با ترنم اشکشان زیبا به تصویر کشیده بودند. آرام گام بر میداری ژاله بر گونه می چکانیو در دل محزون .

به همراه دیگران در مسیر قدم برمی دارم .تصورم این است :عاشق حسین به حسین رسید.

مردی که سالهای عمرش را در تزکیه نفس و تعالی روح صرف نموده بود حالا در این دنیا نیز نظر حق را دیدکه تعزمن تشاء و تذل من تشا

در خود فرو میروی .مردمان بر سر زنان، شیون کنان ،هر کسی به قصد ارادت و به نیت قربت همراه شده است. می آیند و به این رود می پیوندند و در جریان رود تن می شویند و روح صیقل می دهند . در این بی خودی عظمایی نمی توانی به سی خودت باشی.
شاید ، نمی دانم شایدانا لله و انا الیه راجعون در مورد اوصدق کند. شاید اهل نظرآمدنش را به نظاره نشسته اند ،همانطور که ما رفتنش را به نظاره نشستیم. واقعاً خیل جمعیت چه چیزی را نشان می داد ،جزآنکه

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما

نمیدانم چرا بدون اینکه بخواهم این غزل سعدی به ذهنم آمد شاید شیخ ما مصداق آن باشد.

شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد
تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد
ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت
که محب صادق آنست که پاکباز باشد
به کرشمه عنایت نگهی به سوی ما کن
که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد
سخنی که نیست طاقت که ز خویشتن بپوشم
به کدام دوست گویم که محل راز باشد
چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی
تو صنم نمی‌گذاری که مرا نماز باشد
نه چنین حساب کردم چو تو دوست می‌گرفتم
که ثنا و حمد گوییم و جفا و ناز باشد
دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد
قدمی که برگرفتی به وفا و عهد یاران
اگر از بلا بترسی قدم مجاز باشد

آیت الله محمد علی ناصری درگذشت.

مَوتُ العالِمِ مُصیبَهٌ لا تُجبَرُ و ثُلمَهٌ لا تُسَدُّ، و هُوَ نَجمٌ طـمِسَ، و مَوتُ قَبیلَهٍ أیسَرُ مِن مَوتِ عالِمٍ.(رسول اکرم ص)

مرگ عالم مصیبتی جبران ناپذیر و رخنه ای بسته ناشدنی است. او ستاره ای است که غروب می کند،  مرگ یک قبیله آسانتر از مرگ یک عالم است.

حضرت آیت اله ناصری در صیانت از نفس و وصول به نفس مطمئنه  زبانزد خاص و عام در اقصی نقاط کشور بود ” مدیریت  تعداد زیادی از مراکز مذهبی و علمی  دراستان اصفهان و تربیت طلاب ” و تحریر آثار فقهی و اخلاقی به جا مانده از وی در حفاظت از دین و مکتب تشییع تردیدی  باقی نمی‌گذارد رفتار و کردار  و شیوه مراودات با علما و مردم و بی رغبتی وی به دنیا و آنچه مظاهر دنیوی است اورا مزین به صفت مخالف لهوی نموده و دفاع از رهبری در طی سالیان متمادی و تلاش درجهت پیشرفت انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی مطیع لامر مولی را محقق ساخته بود.

درهرحال خورشید عمر ایشان هم غروب کرد هرچند به مصداق العلما باقون آثار و برکات مکتوب و باقیات و صالحات ایشان سراج منیری در حرکت جامعه و در حوزه های علمیه باقی است و به همین خاطر خورشید  عمر عالم  همیشه فروزنده و تابان است و غروب نمی‌کند  همین ویزه گیها بهانه حضور مردم شد.

نثار روح پر فتوح آن مرحوم مغفور الفاتحه مع الصلوات .

مهدی امیدوار

انتهای پیام/*

نظرات

نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *