خبر فوری۲۴ دقیقه پیش
اجتماعی کد خبر: ۴۹,۶۵۲

سروده ای زیبا از استاد اسماعیل میری با مضمون یار

سروده ای زیبا از استاد اسماعیل میری با مضمون یار

نویسنده: مهدی انتشار: خرداد ۱۱, ۱۴۰۱ بروزرسانی: خرداد ۱۰, ۱۴۰۱ بازدید: ۱

سروده ای زیبا از استاد اسماعیل میری با مضمون یار

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری احوال نیوز :

من از گُل، عِطرِ آن خواهم که بوی یار می آرد
چناران را نه خوش دارم، که چوب دار می آرد
…………………….
اگر«سایه خوشی» باشد تهی از میوه شیرین
من آن را دوست دارم چون که با خود سار می آرد
…………………….
من از دلهای پر کینه، ندارم انس والفت هیج
که با خود تَلّی از خاشاک ومُشتی خار می آرد
………………………
گریزانم ز فقر ودوست می دارم فقیران را
تو دانی فقر چون آید، دلی غمبار می آرد
…………………….
درون هر قفس مرغی همی افسرده می بینم
تو گویی، نغمه ای زار از دل بیمار می آرد
…………………….
در آن بیشه که شیران پایشان بر قفل وزنجیر است
چه خواهد شد؟ کلید ش روبه مکار می آرد؟
…………………….
گر افسار حکومت داده شد در دست غیر دوست
به جای راحتی در هر گذر، دیوار می آرد
…………………….
خدا طالب بُوَداعمال خالص، فارغ از نیرنگ
که هر اجناس معیوبی، بسی سمسار می آرد
……………………..
بپوشان سِرّ خود ای میر نزد دوستان خود
که در وقت خصومت، با خودش، آزار می آرد
…………………….
سروده: اسماعیل میری
۱۴۰۱/۳/۱۰

انتهای پیام/*

0 0 رای ها
Article Rating
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 Comments
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x