هاشمی رفسنجانی این خبر فوق سری را در سخنرانی جلوی همه مردم گفتند! و آن بیچاره ها هم لو رفتند وجانشان از دست رفت!

هاشمی رفسنجانی این خبر فوق سری را در سخنرانی جلوی همه مردم گفتند! و آن بیچاره ها هم لو رفتند وجانشان از دست رفت!

کتاب حرفه ای از مرتضی قاضی÷

پایگاه خبری احوال نیوز ، زمان جنگ، هواپیماهای عراقی در یک کارخانه قالی شویی در خیابان خاوران
۸ بمب انداختند که ۶ تاشون عمل نکرده بودند. رفتیم سراغ بمب های عمل نکرده،
همه چیز‌‌ درست بود اماخرج کمکی شونو نزده بودند! عمل نکردن این بمب ها طبیعی نبود
و ذهن من را درگیر کرده بود. در راه برگشت، غرق درهمین فکرها رفتم دفتر ستاری(فرمانده نیروی هوایی ارتش). به ایشان گفتم اتفاقی افتاده که خیلی عجیبه،
۸ تا بمب بوده که فقط دوتاش عمل کرده. من الان شش ست فیوز دارم. تفسیرش اینه که این پینها رو نکشیدن و روشون مونده وظاهراً کسانی درعراق دلشون نمی خود
اینها منفجر بشن! قرار بود قضیه بین ما بمونه. تا یک مدت طولانی بمبها اینطوری فرود میومدند. افتادیم دنبال اینکه این هواپیماها ازکجا میان. فهمیدیم که از پایگاه شعیبیه عراق بلند میشن. به این نتیجه رسیدیم
که یک گروه بزرگ در این پایگاه، کاری میکنند که این بمبها عمل نکنند.
و بمدت سی تا چهل روز هم این اتفاق درجاهای مختلف کشور تکرار شد. تا اینکه در یکی از سخنرانیهای رسمی،
آقای هاشمی رفسنجانی قضیه را اعلام کرد وگفت ما در بین دشمن اینقدر نفوذ کردیم که توی پایگاههای هوایی عراق فلان می کنیم، بهمان می کنیم.
(خلاصه کاری می کنیم که بمب هاشون عمل نمی کنند)! از آن به بعد، دیگه این اتفاقِ تکرار نشد و دیگه پین بمبها روشون نبود. سه چهار ماه بعد، پالایشگاه اصفهان را بمباران کردند. بچه‌های ماهم یک میراژ اف۱ عراقی را زدند.
خلبان شم باصندلی اِیجکت کرده بود (به بیرون پریده). هواپیما از شعیبیه آمده بود کنجکاو شدم برم و اون خلبان عراقی را ببینم. از مترجم خواستم ماجرای بمبهای عمل نکرده را بپرسد.
خلبان گفت من نمی دانم چه شده اما چند وقت پیش صدام تعداد خیلی زیادی(حدود ۷۰ نفر) از پرسنل و کارکنان و تعدادی از خلبانها را توی پایگاه ما اعدام کرد،
(بجرم خیانت و توطئه علیه صدام )! مدتی بعد، یک روز ستاری را در پایگاه خودمان دیدم و گفتم مگر قرار نبود اون موضوع بین خودمان بماند؟
ستاری گفت من این موضوع را در شورای امنیت ملی مطرح کردم، اونوقت آقای هاشمی این خبر فوق سری را آمدند در سخنرانی شون جلوی همه مردم گفتند! و آن بیچاره ها هم لو رفتند وجانشان از دست رفت!
خاطرات جواد شریفی‌راد
معلم و سرتیم خنثی‌سازی نیروی هوایی ارتش در زمان جنگ که توسط مرتضی قاضی درکتابی بنام “حرفه‌ای“جمع‌آوری وچاپ شده است.

انتهای پیام/*



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *