ردپای تاریخ از ؛محلات قدیمی / بیایم دست به دست هم نصف جهانمان را برای همه، جهانی کنیم

گوشه ایی از تاریخ اصفهان

ردپای تاریخ از ؛محلات قدیمی  / بیایم دست به دست هم  نصف جهانمان را برای همه، جهانی کنیم .

 

 

 

برگ ، برگ خاطرهای تاریخ صدایت می کند . بناها و مکانهای نیمه خرابی که ، بعد ازسالیان سال بسیارتو را می خواند به صدایش گوش فرا بده ، شهر تو را می خواند تا نفسش شوی و، جان تازه ایی به اوببخشی

جغد شوم فراموشی را بنگر که ، بر دیوارها می نشیندو آواز سر می دهد تا ……

جایگاه فراموش تاریخ را چشمی برای دیدن و ،  گوشی برای شنیدن باید باشد و،حرکتی به روان و  پاکی آب برلب خشک تاریخ .

بگذارتا تازه شدنش را دوباره به گوش جان بشنوی .

 

برخیزتازبانت قلم تو گرددو، سخنها رسیده یکی ، یکی بر پهنه ی دلها نوشته شود تا ذهنها از یاد آوریشان  بر خود ببالند.

بگذارتا برتاریخ کهنمان که مدتها است خاک خورده ،  دستی محبتی  بکشیم و حکایت دل استاد کاران مرمت کاری باشیم که تاریخ را در بند انگشتانشان زنده نگه می دارند . و پژوهشگرانی که ، تاریخ را ذره ، ذره  با سبک و صیاق قدیمیش عجین می کنند که مرحم زخمهای عمارتهای قدیمی گردد تا  نفسش جان تازه ایی به کالبد بناهایی دهد که ، سالیان سال در گوشه و کنار نصف جهان خاموش افتاده است .

به گزارش پایگاه خبر نگاری احوال نیوز :  مهدی فقیهی پژوهشگر تاریخ و کارشناس میراث فرهنگی اصفهان گفت :  سخن راازعلت ایجاد امامزاده هاآغاز می کنیم  تا بدانیم به چه دلایلی به وجود آمده اند.

دسته اول : افرادی که در دوران انحلالی خلفای بنی امیه فرار کردندو،  در همه جای ایران پخش شده اند.

 

 

دسته دوم :افردای که بعد از قیام مختاربه ایران آمدند آنها  شیعه مذهب بودند و تحت تعقیب قرار گرفتند و عده زیادی ازآنها کشته وبقیه مخفیانه زندگی کنند وبه صورت  طبیعی از دنیا بروند.

دسته سوم:  افرادی که در قرون اولیه به مناطق عراق ،شمال  ایران، طبرستان ، گیلان ، مازندران ، بخصوص  شمال ایران  رفتند. آن هم  به خاطر طبیعت  در امان بودن از دست درازی عربهاچون  مناطق شمالی دیرتر توسط اعراب فتح شد .

*دسته چهارم : که تعدادشان زیاد ترازگروه دیگر بودند کسانی که ، ولایت مدار بودند و، در شهرهایی مانند طوس ، اهواز ، شیراز، خوزستان ، تهران ، قم ، اصفهان آمدندو در مساجد یا امامزاده های این شهرها دفن شدند.

 

 

کارشناس میراث ادامه داد: زمانی که مامون خلیفه عباسی  احساس خطر برای حکومتش می  کرد درهر مکانی که این افراد را می دیددستور قتلشان را میدادوجنازهها  در همان محل دفن می شدند مانند :حضرت معصومه (ص ) ، شاهچراغ( شیراز )  ، امامزاده شاه عبد العظیم(تهران ) یاامامزاده نرمی (اصفهان )

*فقیهی افزود : در زمانهای قدیم برای دلجویی ازمردم به خاطر کشتن علمایشان و ، بقاء حکومت لقب  بابا  می دادند این لقبها مخصوص علما بود و،وثوق (مورداعتماد ) داده می شد ازجمله مقبره بابا رکن الدین در تخت پولاد ( اصفهان ) در زمان حکومت ابوسعید ابو الخیریا ، عموعبد الله کالا داری درمنارجنبان( اصفهان )در زمان حکومت الجایدو، که در زمان حال اداره برق شده است .

 

*کارشناس تاریخ عنوان کرد :کوچه زعفرانیه که از سمت کمال به سبزه میدان می رسد که ،  داخل کوچه مسجد  قدیمی وتاریخی از دوران قاجار به  نام مسجد زعفرانیه که روبه روی آن سرای فرش فروشها  و، محل عرضه کالاهای صنایع دستی که ، هنوز هم در حال تولید می باشند  . در داخل  کوچه زعفرانیه حمام زعفرانیه که از دوران صفویه است  مدتی پیش توسط شهرداری خراب گشته است .و در مقابل  میراث فرهنگی زمین به جا مانده را توقیف کرد .

کوچه بعداز زعفرانیه

کوچه مسجد مصری که نزدیک سرامامزاده است و،تن ایشان در شهررضا دفن است .  این مسجدازدوره صفویه ساخته شده و،  توسط تاجری که با مصر تجارت می کرده ساخته ونام گذاری شده.

رو به روی مسجد  مقبره یکی از علمای دوره تیموری  که در حال حاضراین قبردر  داخل قرض الحسنه وجود دارد.

 

خانه نائل که از دوران پهلوی بوده و،کنارمسجد مصری که ،مدتی پیش توسط شهرداری تخریب گردید. که هنوز هم در این کوچه، لنگ بافی و، روسری بافی  ادامه دارد .

 

 

کارشناس میراث اضافه کرد : مقبره

صاحب بن عباد که وزیری ایرانی در حکومت آل بویه بوده و، وزارت فخرالدوله ، مویدالدوله دیلمی بوده است و، ایوان  میدان عتیق اصفهان به نام وی تهیه شده است .

از قدیم نقل شده است که ،  صاحب بن عباد شیعه مذهب بوده  و مامورشد به اصفهان بیاید و، سعی دراصلاح کردن اهل تسنن کند صاحب بن عباد شاگرد خود را به مغازه ایی فرستاد تاحبوباتی خریداری کندوقتی متوجه دید اهل تسنن نسبت به مولاعلی (ع ) شد حبوبات را با هم مخلوط کردو،  برای صاحب مغازه فرستاد هنگامی که صاحب مغازه حبوبات را درهم دید دلیلش را از شاگرد پرسید او جواب داداستادش صاحب بن عباد این کار را کرده و ، تا صاحب مغازه خواست حبوبات را جدا کند حبوبات به صورت جدا سرجای خودش برگشتند . صاحب مغازه به شاگرد گفت :  به استاد خود بگوتو که روزهارا دراینجا دیده ایی بمان و شب را ببین .شب هنگام اهل تسنن زنده داری می کردندو صاحب بن عباد روحانی این ۴۰ شب شد و، درهمین ایوان که به نام خودشان لقب گرفت مراسم عزادری مولا را بر گذارمی کرد و، هر شب به اهل تسنن ازآقایی بسیار خوب سخن می گفت که  کارههای خوبی می کرد تا ۴۰ شب تمام شدواهل تسنن فهمیدند که سخن از مولایی اول شیعیان بوده و عده ایی از ایشان مسلمان گشتند.

بیایم نصف جهانمان را جهانی کنیم .

رویا مردانی

انتهاییام/*



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *