تحصن معلمان ریشه در ناکارآمدی دولت مردان

تحصن معلمان ریشه در ناکارآمدی دولت مردان

احوال نیوز :دیرگاهی است که معلمان در پی احقاق حق خویشند و  به هر شکلی برای دسترسی به این حق تلاش کرده اند و بدتر اینکه هر چه بیستر تلاش کرده اند کمتر به هدف رسیده اند .

این  تکاپو به سال های دور بر می گردد.در دولت سازندگی که همه چشم ها به دولتی بود که دیگر هزینه روزمره جنگ را نداشت و امید می رفت که علاوه بر ساخت سد و کارخانه و عمارت،  به معیشت مردم و به خصوص فرهنگیان که یکی از آسیب پذیرترین این اقشار بودند نیز توجه شود .گفته متولی سازندگی که آن ها را زیادی خواند معلمان را دلسرد وناامید کرد. این جمله نابخردانه برای همیشه معلمان را رنجاند و باعث شد که در هر تجمعی مورد اعتراض قرار گیرد.

دولت اصلاحات که از دولت بسته و تکنوکرات سازندگی تا حدی فاصله گرفته بود و فضای سیاسی بازتری فراهم کرده بود باعث شد اولین تجمعات مدنی وسیع شکل گیرد و صدای اعتراضات معلمین شنیده شود .

 اما ما حصل کار باز هیچ نبود،  تلاش معلمان برای حل مشکل معیشتی دستاویز رسانه ها برای ساخت و تحقیر معلمان را فراهم کرد . مجموعه هایی مثل مبصر چهار ساله یا معلم عینک کائوچویی ،کت چهارخانه رفو شده فیلمها و سریال ها اینگاه جایگاه رفیع معلم را مورد هجمه قرار داد .دولت اصلاحات پس از اجتماعات متعدد که با عث شد انجمن صنفی تازه متولد شده معلمان نیز حذف گردد ولی کمی اوضاع معیشتی بهتر شد .

 

دولت پوپولیستی بعد گر چه با نگاه اولیه انقلاب و استیلای مستضعف بر مستکبر آمد برای فرهنگیان چندان مثمر ثمر نبود  باز هم تورم زورش از اقتصاد نابسامان دولت بیشتر بود.

  

اما دولت تدبیرو  امید بیشترین ضربه را به وضعیت معیشت فرهنگیان  با تورم لجام گسیخته  اقتصادی زد . دیگر افزایش صد در صدی حقوق فرهنگیان نیاز کمکی به بهبود وضعیت آن ها نخواهد کرد .

در آخر در این سال ها گرچه قوانین فرادستی به فرهنگ،  به عنوان مهمترین مولفه در نظام اجتماعی توجه چشمگیر دارد، ولی در حیطه عمل آموزش و پرورش آخرین وزارت خانه مورد توجه است. وزرای غیر آموزش و پرورشی که در بیشتر دولت ها مسند وزارت را گرفته اند یا وزرایی که صرفا نه به خاطر توانمندی بلکه در بازی سیاسی صاحب منصب شده اند نمی توانند نجات بخش و امید ساز باشند.

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل                                  کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها

باید جامعه و دولت مردان به  این درک برسند که بر اساس سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بنیادی ترین و مهمترین  سازمان متولی ساخت،  پیشبرد و نگهداشت فرهنگ  است . وتا به این باور نرسیم باید   فدیه بر یخ نویسیم .

چرا که در حال حاضر نظام طبقاتی آموزش و پرورش،  نه برای فرزندانمان مفید فایده است و نه برای معلمانمان ایجاد انگیزه می کند .  با وجود مدارس  منبعث از نظام طبقاتی که در جامعه مستولی است ،   چون مدارس متمول غیر دولتی، مدارس استعداد های درخشان ، نمونه دولتی و شاهد با معلمین و دانش آموزان برگزیده ، مدارس برند دولتی با دانش آموزانی با والدین ذی نفوذ یا مرفه ،و مدارس دولتی یا مدارس غیر دولتی حمایتی معمولی که نه در انتخاب معلم و نه دانش آموز مخیر نیستند ، دانش آموزان در بدو ورود با این نظام طبقاتی آشنا می شوند . حال انتظار ما چیست؟ در حالی که باد می کاریم آیا طوفان درو نخواهیم کرد؟

انتهای پیام/*



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *