سوگند موسوی
روانشناس و رئیس اتاق خانه روان شناسان ایران

فریبا وفی، شش سال پس از انتشار آخرین رمانش «روز آخر شورا»، با رمان «آدمهای زندگی قبلی»، بار دیگر به دوران اوجاش بازگشته است. وفی بعد از رمانهای موفق «پرندهی من»، «ترلان»، «رویای تبت» و… در این رمان هم برای تنهایی، جستوجوی معنا در زندگی و روابط انسانی اهمیت ویژهای قائل است. محور اصلی داستان درباره زنی است که مدام با خاطرات گذشته و روابطاش دستوپنجه نرم میکند و سعی دارد به درکی جدید از هویت خود برسد.
او مثل مهاجری سرگشته، مدام میان گذشته و حال معلق است؛ نه میتواند از گذشته دست بکشد، نه توانایی دارد زندگی جدیدی را در موقعیتی متفاوت شروع کند. خاطرههایش را زیرورو میکند و در این جستوجو بهدنبال پاسخی برای سوالهایش میگردد. رمان در سه فصل روایت میشود که هر فصل شخصیت زن داستان، به خانهای جدید قدم میگذارد. با صاحبخانههایی روبهرو میشود که هرکدامشان با وجود ویژگیها و خلقوخوی متفاوت، با خلأیی دائمی دستبهگریبانند و آنها هم مثل خودش تلاش میکنند معنایی برای ادامهی زندگی بیابند.
نکات مشترک
شخصیت اصلی رمان «آدمهای زندگی قبلی» مثل بسیاری از قهرمانان زن داستانهای قبلی فریبا وفی، درگیر یافتن هویت و جایگاه خود در زندگی است. احساس تنهایی و ناتوانی در برقراری ارتباط عمیق با دیگران، مسئلهای است که ردپایش را در آثار قبلی این نویسنده هم میبینیم؛ شخصیتهایی که انگار درون دنیای خودشان گیر افتادهاند و حتی اگر بخواهند هم توانایی برقراری ارتباط با دیگران را ندارند. وفی در این رمان هم همان سبک روایی ساده و سرراست را حفظ کرده. از جملات کوتاه و توصیفهای عمیق استفاده میکند و روایتی ملموس از حالات روحی شخصیتهایش دارد. وفی در این رمان مدام از مرز میان حال و گذشته، واقعیت و رویا عبور میکند و بهقدری روی انتقالهای زمانی و مکانی مسلط است که مخاطب نه گم میشود، نه خط روایی داستان را از دست میدهد.
شخصیت داستان در نقطهای از زندگی، بهخاطر یک تصمیم اشتباه مسیرش را گم کرده و بعد از آن مدام دستوپا زده و هیچگاه نتوانسته است خود واقعیاش را پیدا کند. این حس گمگشتگی پس از مهاجرت پررنگتر شده و او را مثل یک شناگر ناشی به بخش عمیقتری از استخر کشانده است. نکته مهم اینکه برخلاف بسیاری از آثاری که در مذمت مهاجرت نوشته شده، وفی مهاجرت را نفی نمیکند و اتفاقاً معتقد است، آدم تا وقتی با خودش بیگانه باشد و با درونش به صلح نرسد، همهجای دنیا یک رنگ است.
