
ساده لوحی روزنامه نگاران در استمداد از مقام وزارت!؟
علیرضا اقتصاد – پایگاه خبری احوال نیوز ، به نقل از پایگاه خبری عصر اصفهان نیوز ، امروز ۲ماه است که سازمانها و ادارات دولتی از سفارش آگهی به ۲ روزنامه عصر اصفهان و یاقوت وطن، به دلیلی موهوم منع شدهاند. در اثر این محرومیت از حق، این دو نشریه محلی منبع مالی خود را از دست داده و خبرنگاران و کارکنان و نمایندگان آنها از فعالیت بازمانده و بلاتکلیفاند.
عصر اصفهان نیوز، نویسنده: نادرمجیدی آهی/پرسیدیم مسولان، یا حداقل مسولان استان مانند استاندار و امام جمعه و نماینده و مدیرکل و دادستان، در این زمینه چه کردهاند؟ پاسخ این بود که: هیچ! یعنی کک کسی هم نگزید، سهل است بقول مولوی لابد بعضا لاحول هم گفتند، شادیکنان! چرا که دیدند حالا یک مدعی (بخوانید فضول!) کمتر شد و تازه به مصداق گر ملک زباغ رعیت خورد سیبی، برآرند غلامان او، درخت ازبیخ، راهی سهل نیز برای بستن دهان اهل رسانه، فراچنگ آمد. با این امید که منبعد برای هر عدم کرنشی، بشود درب رسانه دلخواه را بی دغدغه از بازخواست و اتهام اعمال سانسور، تخته کرد. به این ترتیب حتی جناب استاندار اصفهان و باقی حضرات مسول، با همه اشتیاقی که به حضور در صفحات رسانه ها دارند، پاسخ استمداد دوستان را هم ندادند.
این اتفاقات قبل از آغاز تجاوز آمریکا به کشور بوده و مدیران این نشریات، در این زمینه به خود وزیر به رییس جمهور به سازمان بازرسی و هرجای دیگر موضوع را گزارش و تظلم نمودند و همکاران هم در رسانهها با انبوه مقاله بصورت جدی و طنز به موضوع اعتراض کردند. اما پاسخی نیامد و کسی از متخلف (اعم مطالبهگر مجازات شده یا معاون وزیر مجازات کننده) بازخواست ننمود که موضوع چیست. بزرگوارانی هم که از حوزه رسانه که به حضرات دسترسی داشتهاند، به قصد پادرمیانی ورود کرده و علت غضب حضرت والا را پرسیدهاند، هریک و هربار پاسخ متفاوتی شنیدهاند! مثلا اینکه اخیرا متواضعانه پاسخ داده شده که این خواسته بچههای_باصطلاح_بالا(!؟) بوده است!
به همین سادگی و معصومیت(!) اعنی دوران عباسقلیخان سوادکوهی و در صد سال قبل است که اگر در فلان روستا به ماموری بابت اجحاف اعتراض میشد، فَرّاش فورا گریبان معترض را میگرفت که به خان توهین کردی!
خواننده عزیز بداند که این رفتار در دیوانسالاری بیمار ما ریشههایی دارد. مثلا نگارنده و عزیز دیگری، چند سال قبل به خدمت برادر محترمی که مسول وقت مطبوعات استان بود، احضار شدیم. ایشان عتاب میفرمودند که چرا به تذکرات (اوامر) پاسخ میدهید و قانون را به ما یادآور میشوید؟ عرض شد: مگر آنها را برای دریافت توضیح ارسال نمیفرمایید؟ فرمودند: خیر! شما نباید قانون را به رخ ما بکشید. بعد نکتهای عجیب را هم گوشزد فرمودند: مگر نمیدانید که ما میتوانیم با یک یا دونامه، درب هر رسانهای را ببندیم!(عین کلمات) که سخنی تعجب آور بود. ولی وقتی بعدا در جمع همکاران و در حضور خود آن برادر عزیز، واقعیت این ادعا را از مدیرکل وقت، سوال نمودم، ایشان اِنکاری اَبلَغ مِن الاِقرار(!) فرمودند و فهمیدیم دنیا دست کیست!
حال برای فهم این که چرا یک مقام ظاهرا عالی دولتی، یعنی معاون وزیر به مخاصمه شخصی میرود و بدون توجه به آثار کارش در زندگی افراد، دست به اقدامی میزند تا بقول خودش، طرف را وادار به ابراز ندامت کند! اصلا لازم نیست شرح واقعه را بدانیم. چون دلیل ماجرا هرچقدر کوچک، مثلا در حد اعتراض به بیانصافی در توزیع امکانات بوده، یا بزرگتر و در حد مطالبه شفافیت با وجود تعارض منافع باشد، شرح آن بالسویه است. زیرا وقتی در یک روال اداری قرار نیست به تخلف اقرار شود و عدالت برقرار گردد، میشود همان حکایت سعدی در گلستان و درآوردن مغز و جگر آن شبانِ نوجوان با حکم سلطان و قاضی و حتی رضایت پدر و مادرش!
مشکلات رسانهها با مجموعه این وزارتخانه، منحصر به همین مشکل این دو روزنامه نیست و روال تلخ نوع مدیریتِ مشکلات هم بهتر از برخورد آن با ماجرای یاد شده نیست. لذا حسن ختام این چند کلمه شاید آن باشد که نکته شیرینی را هم به یاد آوریم.
دو یا سه دوره قبل وزیری دردآشنا و پاسخگو، یعنی آقای دکتر علی جنتی متولی امر فرهنگ و ارشاد ما بود. حالا تعجب آور خواهد بود که اگر بنویسیم ایشان در صورت دریافت شکایت و دادخواهی، شخصا در حضور شاکی و افراد، با بزرگواری و بی طرفی، به شکایت رسیدگی میفرمود و حتی دیدیم که درصورت لزوم برای حل مشکل، به استان و شهر مربوطه سفر کرد و حدی شگرف از پاسخگویی و احساس مسولیت را در دوره ریاست خود بروز داد، که امروز باور کردنی به نظر نمیرسد و یادباد آن روزگاران.
بزرگا مردی که دکتر جنتی بود که ما این رفتار را از امثال ایشان دیده بودیم و آن را به عنوان یک ترازِ آرمانی در مدیرانمان ، همواره مد نظر داشتیم و اما، چقدر ساده لوح بودیم!
منبع: عصر اصفهان نیوز
گزارشگر / نویسنده: نادر مجیدی آهی
انتهای پیام/*
