
پایگاه خبری احوال نیوز– بر اساس گزارشهای میدانی و تحلیل دادههای اقتصادی، افزایش بیسابقه و بیرویه قیمت دلار در ماههای اخیر، نه تنها تورم را به مرزهای هشدار نزدیک کرده، بلکه شکاف طبقاتی در ایران را به عمیقترین حالت در دهههای اخیر رسانده است. کارشناسان هشدار میدهند که این روند، ساختار اجتماعی را به سمت یک «دوگانگی خطرناک» سوق میدهد.
سقوط آزاد قدرت خرید و گسترش دامنه فقر بر اساس تازهترین دادههای مرکز آمار ایران، قدرت خرید خانوارهای شهری در یک سال گذشته حدود ۳۰ درصد کاهش یافته است. همزمان، نرخ تورم نقطۀ کالاهای اساسی مانند دارو، مرغ و لبنیات، گاه از مرز ۱۰۰ درصد نیز عبور کرده است. «محمد رضایی»، سرپرست یک خانوار چهار نفره در حومۀ تهران، میگوید: «حقوقم ثابت، اما قیمتها لحظهای است. دیگر نمیدانیم چگونه اقلام اولیه را تهیه کنیم. حتی گوشت تبدیل به کالایی لوکس شده است.»
این وضعیت در حالی است که دهکهای بالای درآمدی که دسترسی به داراییهای ارزی یا فعالیتهای صادراتی دارند، نه تنها ثروت خود را حفظ کردهاند، بلکه در برخی موارد بر حجم آن افزودهاند. زوال طبقه متوسط و تولد یک جامعه دو قطبی اقتصاددانان بر این باورند که بیثباتی ارز، به سرعت در حال محو کردن «طبقه متوسط» سنتی ایران—متشکل از کارمندان، اصناف کوچک و صاحبان مشاغل دانشی—است.
دکتر «فریبا هاشمی»، اقتصاددان اجتماعی، در گفتوگو با ما میگوید: «افزایش دلار مانند یک مالیات تورمی سنگین بر دوش حقوقبگیران ثابت عمل میکند، اما برای دارندگان سرمایه، به منزلۀ یک یارانۀ کلان است. نتیجه، فروریختن پلکان تحرک اجتماعی و ایجاد یک شکاف عظیم بین قشر محدود «برخوردار از ارز» و اکثریت «تحت فشار تورم» است.» به گفتۀ وی، نشانههای این دوگانگی را میتوان در تفاوت فاحش الگوی مصرف، محل سکونت و حتی دسترسی به خدمات درمانی بین این دو گروه به وضوح مشاهده کرد. پیامدهای اجتماعی: از ناامنی غذایی تا فرار مغزها پیامدهای این شوک ارزی فراتر از اقتصاد است: ·
ناامنی غذایی: سازمانهای مردمی فعال در حوزۀ فقر گزارش میدهند که سهم هزینههای خوراک در سبد خانوارهای کمدرآمد به بیش از ۷۰ درصد رسیده و کیفیت تغذیه به شدت افت کرده است. ·
فرار سرمایه انسانی: افزایش فشار معیشت، به ویژه بر تحصیلکردگان و متخصصان، موج جدیدی از تمایل به مهاجرت را ایجاد کرده است. ·
کاهش سرمایهگذاری مولد: بیثباتی، انگیزه برای سرمایهگذاری در تولید را از بین برده و اقتصاد را به سمت دلالی سوق داده است.
آینده مبهم و فریاد خاموش جامعه کارشناسان تأکید میکنند که بدون یک برنامۀ جامع اقتصادی شامل کنترل تورم، هدفمندسازی یارانهها، حمایت از تولید داخلی و ایجاد ثبات در بازار ارز، این روند قطببندی ادامه خواهد یافت. همچنین، افزایش نارضایتیهای معیشتی ممکن است به ناآرامیهای اجتماعی بیشتری بینجامد، امری که ثبات کلی کشور را تحت تأثیر قرار میدهد. به نظر میرسد جامعۀ ایران در یک گذرگاه حساس تاریخی قرار گرفته است؛ گذرگاهی که نتیجۀ آن میتواند تعیین کند که آیا جامعه به سمت یک آشتی ملی بر سر محور اقتصاد حرکت میکند یا شکافهای طبقاتی، بنیانهای انسجام اجتماعی را بیش از پیش میخراشد.
انتهای پیام/*