
در هوای همدلی؛ روایت مردم ایران از جنگ دوازدهروزه
به گزارش پایگاه خبری احوال نیوز، مهرناز آزاد، در یادداشتی تحت عنوان ،«درهوای همدلی؛ روایت مردم ایران از جنگ دوازده روزه» نوشت:
در دوازده روزی که هوای ایران پر شده بود از پهباد و موشک های که از دل تلآویو برای ویران کردن می آمدند و مزدورانی که از قلب ایران ناجوانمردانه به قلب ایران شلیک می کردند. در روزها و شب هایی که دیوارهای زیادی لرزیدند و خانههای فراوانی فرو ریختند،ایرانیان همیشه قهرمان بجای ترسیدن ، با اقتدار و شجاعت غیر قابل باور از سوی دشمن ، در هر شهر و روستایی،با قیامی پر از همدلی و همیاری بیآنکه فراخوانی رسمی در کار باشد، دستهایشان را به هم گره زدند.
ایران در آن روزها، خود را نه در فاصلهی جغرافیایی، بلکه در پیوند دلها تعریف کرد.
در خیابانهای تهران تا شیراز،بلوچستان تا کردستان ، مازندران تا بندرعباس پیر و جوانان در پویشهای جمعآوری دارو و پوشاک حضور داشتند؛ کودکان نقاشیهای خود را برای بچههای زخمی فرستادند؛ و شاعران گرد آمدند تا از «عشق»، بگویند. این حرکتها نه پروژهای از پیش تعیینشده بود، نه تبلیغاتی — تنها ترجمان درونی فرهنگی بود که قرنها در ایران زیسته است.

فرهنگ ایرانی، از نذر و وقف تا شعر و موسیقی، همیشه با درد دیگری همراه بوده است. در روزهای جنگ، مردم همان روحیه دیرین را احیا کردند: روحیه ای که از آموزههای دینی تا ادبیات عرفانی سرچشمه میگیرد. در خانهها، سفرههایی با نیت سلامتی بازمانده گان گسترده شد، و مادرانی که خود قسط و اجارهای عقبمانده داشتند، سهم کوچکی کنار گذاشتند تا بخشی از تسکین باشند، نه فقط تماشاگر اندوه
شبکههای اجتماعی و رسانه های رسمی و روزنامه نگاران و خبرنگاران متعهد وغیور هم آمدند تا میدان جنگ نرم، به میدان روایت مقاومت و همدلی تبدیل شود.

«جانم فدای ایران» از هشتگهای مهم جنگ رژیم صهیونیستی علیه ایران در توئیترفارسی بود که وجهه فرامرزی گرفته و توانست همگرایی امید ، ایمان و پایداری و اتحاد ایرانیان داخل و خارج از کشور را از خاک و میهن خود به رخ بکشد.
شاعران حتی شاعران جوان نگاهی تازه به واژهها بخشیدند؛ به جای “صلح ”، از “دلاوری و مقاومت ” نوشتند؛ به جای “تسلیم ”، از “شهادت”. رسانههای محلی، صحنههایی از آرامش و شهامت مردمی در استانها را پوشش دادند و نشان دادند که همبستگی ملی نه فقط در بحرانهای داخلی، بلکه در دردهای جهانی معنا دارد.
در سینمای مستقل و هنرهای تجسمی نیز انعکاس این احساس دیده شد. نقاشیهایی با رنگهای سرد و روشن، نمایشگر تناقض میان ویرانی و امید بودند. در کارگاه های هنری، هنرمندان آثار خیره کننده ای خلق کردند. حتی گروهی از دانشآموزان در مدارس روستایی ودردور افتاده ترین جغرافیای ایران، دلنوشتههایی برای کودکان آسیبدیده تهران و شهرهایی که مورد اصابت موشک قرارگرفته بود فرستادند.
این همدلی فراتر از شجاعت وغیرت ، بیانی از احساس مشترک انسان ایرانی در مواجهه با رنج. در روزهایی بود که جهان در خبرهای دروغ از سوی دشمن حل شده بود.
اما ایران در همان زمان پرچم انسانیت را بدون شعار برافراشت. و معنای واقعی “بنیآدم اعضای یکدیگرند” را دوباره در جان «گلستان سعدی » زنده کرد.

جنگ دوازدهروزه ایران با صهیونیسم و آمریکا شاید در شمارش زمان کوتاه بود، اما در حافظهی جهان و تاریخ مبارزات مردم آزاده ایران علیه ظلم, طولانی و پرعمق جلوه ای ابدی خواهد داشت.
جنگ پایان یافت اما تاهمیشه خاطره این همدلی برجا خواهد ماند. ردی در دل و ذهن، در شعر و تصویر، در نگاه کودکی که هنوز باور دارد یک ایرانی همیشه می تواند ، سرشار ازغیرت و قدرت بجنگد و در مقابل دشمنی که موشک برسر مردم بی دفاع می ریزد بی رحم ترین انسان جهان باشد.
جنگ دوازده روزه ایران شجاع در مقابل دوقدرت بزرگ نظامی جهان تصویری جاویدان از مردمی ساخت که بر خلاف پیش بینی های دشمن، مشکلات و مسائل داخلی را فرصتی برای سو استفاده دشمنان خارجی نکردند و در کنار رهبران نظام و کشورایستادند و سلاح به دست برای حفظ و ادامه شجاعت تاریخی خود باز هم از جان گذشتند.
جنگ دوازده روزه آزمونی بود برای اینکه جهان به دانایی ، درک و شعور ایرانیان پی ببرد ،درک و شعوری که صدها رسانه قدرتمند جهان با میلیونها دلار هزینه و صدها مجری و کارشناس خبره و ساختن هوشمندانه تصاویری که هر انسان باهوشی را دچار تردید می کرد نتوانست برای ایستادگی آنها در مقابل دشمن کوچکترین تردیدی ایجاد کند
و خوشابحال سرزمینی که مردمی تا این حد دلاور صبورووفادار دارد.
تاریخ هرگز این دوازده روز را فراموش نخواهد کرد
دکتر مهرناز آزاد
انتهای پیام/*