
مهدی امیدوار ،خبرنگار پایگاه خبری احوال نیوز
ترامپ با اشتباه محاسباتی خود باعث تخریب هژمون آمریکا شد
در ابتدا همه چیز ساده به نظر میرسید میتوان با حذف کردن بازوهای ایران به راحتی به ایران دست یافت.
برای اولین بار در سوریه با فشارهای زیاد و با قدرتهای مختلف، توانستند با توافق دیپلماسی با روسیه ،ایران و هوادارانش را از سوریه بیرون کنند.
این شروع یک نبرد فرسایشی بود تا به جایگاه ایران در خاورمیانه لطمه بزند. بعد از سوریه در یک بازی از پیش تعیین شده عدهای از افراد خود اسرائیل در یک جشن عدهای دیگر از صهیونها را به رگبار بستند و حال بهانه لازم برای حمله به نیروهای حماس فراهم شده بود .
اسرائیل با ترور اسماعیل هنیه در ایران قصد خود را برای حمله به بزرگترین مخالف منطقیاش را نشان داد.
ولی ایران با توجه به نگرانیهایی که در مشکلات داخلی از بعد اقتصادی و نرس از کاهش محبوبیت ملی داشت،سعی در دور ماندن از خواست اسرائیل که ورود ایران به جنگ مستقیم بود ،داشت،
این بار اسرائیل با استفاده از سیستم اطلاعاتی و جاسوسی خود طبق روال پیشین خود ،خلاف عرف بین الملل ،دست به ترور یا با حمله هوایی زد. این بار به کشتن سران حزب الله مبادرت ورزید. برای بار سوم اسرائیل تلاش زیادی میکرد تا به شکلی با از بین بردن نزدیکترین نیروهای لبنانی نزدیک به ایران و افرادی که سابقه شکست اسرائیل را در جنگ رودررو داشتند،پای ایران را به وسط معرکهای بکشد که سر فرمان دست اسراییل باشد.
ایران با استفاده از موشکهای قدیمی خود و پهپادهای پیشرفته ساخت ایران ،برای اولین بار به صورت مستقیم به پاسخگویی در بعد وسیع نسبت به حمله نظامی اسرائیل پرداخت. در این حمله به اسرائیل ثابت گردید که گنبد آهنین چندان هم آهنین نیست،و اسرائیل پی برد که زمان مناسبی برای حمله مستقیم به ایران نیست از اینجا اسرائیل با لابی صهیونیستهای آمریکایی، تمام تلاش خود را برای ترمیم دیواره دفاعی و قدرت تهاجمی خود انجام داد. ناوگان هواپیمایی جنگنده های جدید، برنامهریزی و نقشهای لازم جهت حمله به ایران،استفاده از جاسوسان داخل ایران،و ورود یک رئیس جمهور جدید در امریکا، که به شدت عقده خود بزرگ بینی دارد که گهگاه با نگاه به تابلو نقش نرون را به جای خود در ایینه میبیند،دندان تیز صهیون را تیزتر کرد،رئیس جمهور تازه به مسند رسیده آمریکا با گفتمانی که من جنگ روسیه و اوکراین را ،غزه و اسرائیل را به اتمام خواهم رساند.
رشد اقتصادی چین را متوقف خواهم کرد و ایران را بر سر میز مذاکرات خواهم نشاند پا به عرصه گذاشت.
وی در هیچ کدام از این موارد تاکنون موفق نبوده است و این خود نیز دلیل دیگری است که میخواهد در زمینه ایران حرف خود را به کرسی بنشاند.
اما چیز این وسط در محاسبات آمریکاییها و اسرائیلیها لحاظ نگردیده است.
مهمترین نکته توان نظامی و قدرت ایرانیها آنگونه که هست در دید آنها نیامد..
همچنین ثابت شده که ایرانیان مثل بقیه کشورهایی که اسرائیل به سرعت توانست سیستم دفاعی آنها را به هم بریزد و برای خود یک هژمون بسازد نیست.
ایرانیها با هیچ بیگانه ای سازش نخواهند کرد در حالی که شمشیر آخته وی برای فرمانروایی بر بالای سر آنها باشد.
تاریخ ایران این را اثبات کرده است،شاید جمهوری اسلامی محبوبیت ۱۰۰ درصدی نداشته باشد، شاید اعتراضات پراکندهای نسبت به روشها و راهبردهای سیستم حکومتی جمهوری اسلامی وجود داشته باشد، اما هنگامی که حمله بیگانه به این کشور اتفاق میافتد بیشتر مردم کنار هم در مقابل قدرت بیگانه میایستند.
اینجا دیگر تفاوت دیدگاههای سیاسی یا طبقات اجتماعی یا تصورات فرهنگی مهم نیست .چیزی که مهم است تمامیت ایران است ،اقتدار ایران است و این در قلب تمام ایرانیها ریشه دارد.
و این دقیقاً چیزیست که نیروهای خارجی به آن نیندیشیدند.
.
با اتفاقاتی که در روزهای اخیر افتاده است یا باید اسرائیل جنگ را ادامه بدهد وگرنه هژمونی که از خود ساخته از بین میرود در این صورت آمریکا نیز مجبور است برای حمایت از اسرائیل وارد بازی بشود و این دقیقاً انتظاریست که روسیه برای ورود آمریکا به یک جنگ فرسایشی دارد. حال رقیب دیرین که از دایره قدرت به دور افتاده و در اوکراین با مشکلات عدیدهای روبرو شده آمریکا را نیز به بازی چون خود کشیده است. جنگ ایران و اسرائیل اگر یک طرف قضیه آمریکا و متحدان اروپایش را داشته باشد، قطعاً طرف دیگر روسیه و چین را خواهد داشت ،به خاطر اینکه موازنه قدرت ایجاب میکند .
آمریکا نباید برای مدت طولانی،به وضعیت تک قطبی فعلی بر جهان حکمرانی کند و جنگ اسرائیل با ایران بهترین فرصت را برای تخریب هژمون آمریکا برای دو قدرت اقتصادی بزرگ دیگر دنیا یعنی روسیه و چین ایجاد کرده است.
اگر روسیه و چین در این مرحله از حمایت ایران دست بردارند قطعاً تا سال ۲۰۳۰ رنگ قدرت و ابر قدرتی را نخواهند دید.
تنها راهکار باقیمانده برای آمریکا این است که دوباره به یک آتش بس تن بدهد با تفاوت اینکه هم اسرائیل نتوانسته قدرت خود را به منصه ظهور برساند و هم ایران ترس قبلی را از قدرت اول دنیا نخواهد داشت. حال روی میز مذاکره دیگر گزینههای قبلی نیست. آمریکا باید از برخی از گزینههای خود عقب نشینی کند و ایران با دست پر تری بر سر میز مذاکره حاضر میشود. آمریکا چارهای ندارد برای اینکه بتواند تا سال ۲۰۳۰ قدرت جهانی خود را حفظ کند، ایران را در معادلات سیاسی و اقتصادی و نظامی خود داشته باشد.
از طرف دیگر ،آمریکا و اسرائیل از حمله خود به ایران بیش از اینکه روی پیروی نظامی خود حساب کنند، بیشتر روی اختلافات داخلی ایران و تنشهای درونی بین حاکمیت و مردم حساب باز کرده بودند.
این تنشها با تهاجم اسرائیل نه تنها کاهش پیدا کرد، بلکه شکل گسسته و پراکنده مردم را ،به یک جامعه یک دست تبدیل میکند . در ذات هر ایرانی اینکه خود را بنده یا برده کشور دیگری برای مدت طولانی ببیند وجود ندارد، لذا هر چیزی برای یک ایرانی از بردگی و بندگی ارجحیت بیشتری دارد.
و این دقیقاً چیزی است که در محاسبات پیش از حمله به حساب نیامده است یا بر اساس شنیدههای میدانی تصمیم گیری شده است.
در اینجا به حاکمیت ایران توصیه میشود برای اینکه نتوانند اجانب در فرصتهایی چنین ، دست به تطاول به آب و خاک این سرزمین دراز کنند علاوه بر توان نظامی، عرق ملی لازم است .
آن چیزی که در این سالها توجه چندانی به آن نشده است، بد نیست در یک بازنگری فکری در سیستم حاکمیتی به انگیزه ها و غرور ملی نیز توجه شود.
آن چیزی که باعث خواهد شد که نظام جمهوری اسلامی ایران صدمه نبیند حمایت مردمی با انگیزه های ملیست.
همچنین حاکمیت با حذف رانتها ،طبقات ایجاد شده در ژنهای خوب، میتواند تا حد زیادی جبران کاهش مشروعیت خود در نزد مردم را بکند.
با توجه به آنچه که گفته شد پس جنگ ایران و اسرائیل سه رویه دارد.
۱.چشم پوشی روسیه و چین از ابر قدرت شدن شدن در سطح جهان و ایجاد یک جهان چند قطبی تا سال ۲۰۳۰ و ترجیح معاملات اقتصادی حال، با قدرت اقتصادی آینده، در این صورت جنگ به نفع اسرائیل و آمریکا تا مدت طولانی ادامه مییابد این اتفاق کمترین احتمال ممکن را دارد چون دو ابر قدرت آینده نیز تمایل ندارند که تمامی صفحه شطرنج را به نفع ابر قدرت قدیمی خالی کنند.
۲.روسیه و چین وارد عرصه کمکهای نظامی ،اقتصادی و سیاسی (در عرصه بینالمللی) به ایران شوند، که این جنگ یک جنگ طویل المدت اما به نفع ایران ادامه خواهد یافت و این بار غرب در مقابل شرق قرار میگیرد. نتیجه آن، تقاضای آتش بس و مذاکرات جدید با برگهای برنده بیشتر در دست ایران خواهد بود.
۳. طمعی که دولت آمریکا و اسرائیل در مورد ایجاد اختلافات داخلی در ایران و دامن زدن به آن کردند، اتفاق بیفتد و این بار دولتهای بیگانه در نقش یک منجی وارد عرصه سیاسی ایران شوند.
که در این صورت درگیریهای داخلی در ایران، چند پارهشدن کشور،و ایجاد دولت های کوچک دست نشانده در اختیار آمریکا، نتیجه آن خواهد شد. این بدترین اتفاق ممکن هم برای ایرانیان و هم برای دو ابر قدرت جدیدالورود خواهد بود.
این اتفاق باعث میشود که تا حداقل ۵ سال آینده چین و روسیه به ساختار ابرقدرتی که مد نظر آنهاست در مقابل آمریکا دست پیدا نکنند.
انتهای پیام/*