محمود حیدری
شعبده باز بین المللی و جهانی

امید مجیک:
زندگی معمولی
به گزارش پایگاه خبری احوال نیوز ، این روزها چه اهل تلویزیون نگاه کردن باشید چه نه، در هر محفل و جمع، همچنین شبکههای اجتماعی صحبت درباره فصل هفتم سریال «پایتخت» در جریان است. یکی از دلایل اصلی این اتفاق، به نوستالژی جمعی است که این مجموعه برای مردم ایران ایجاد کرده؛ سریالی که ۱۴ سال پیش کار ساخت فصل اول آن شروع شد و در نوروز ۱۳۹۰ روی آنتن شبکه یک رفت. این سریال از همان قسمتهای ابتدایی مورد توجه مخاطب عام و منتقدان قرار گرفت و پس از مدتی به یکی از مجموعههای پربیننده تلویزیون تبدیل شد.
این اقبال باعث شد که هم مخاطب، هم سازندگان اصرار داشته باشند که فصلهای بعدی این مجموعه هم ساخته شود. اما مانند هر پدیده فرهنگی دیگری مجموعه سریال «پایتخت» پس از کرونا و در سالهای اخیر دچار تحولاتی شد؛ تحولاتی که بهصورت محسوسی بر کیفیت این سریال اثر گذاشت. نوروز امسال بعد از پنج سال، فصل هفتم این مجموعه روی آنتن رفت. بهدلیل پیشینهای که از این سریال در ذهن مخاطب بود، انتظارات هم از آن بالاتر رفته. در این مدت نقدهای مختلفی درباره آن نوشته شده و طرفداران و مخالفان زیادی پیدا کرده. حالا با گذشت نیمی از آن، میتوان ابعاد مختلف آن را مورد بررسی قرار داد.
سفری بیهیجان به علیآباد
طراح مجموعه «پایتخت» محسن تنابنده است. کسی که در تمام این سالها سرپرستی نویسندگان این مجموعه را هم برعهده داشته. قصه اولیه این سریال براساس داستان زندگی یک خانواده معمولی با نام فامیلی «معمولی» از طبقه پایین جامعه که در یکی از شهرستانهای کوچک استان مازندران زندگی میکردند، شکل گرفت. فصل اول «پایتخت»، قصه سرگردانی خانواده معمولی در سفر به تهران بود. قصهای که نشان میداد اگر کسی در پایتخت جایی برای ماندن نداشته باشد، با چه چالشهایی روبهروست.
این چالشها در عین اینکه دراماتیک بود، دوز کمدی قابلقبولی داشت و در کنار سادگی افراد خانواده، «پایتخت» را تبدیل به یک اتفاق ویژه در تلویزیون کرده بود. فصل دوم «پایتخت» دو سال بعد از فصل اول دوباره در نوروز روی آنتن رفت. اینبار هم قصه در خلال سفر خانواده معمولی اتفاق میافتاد. درحالیکه از مازندران قرار بود به قشم بروند و این سفر طولانی اتفاقات بیشتری را سر راهشان قرار میداد. در فصل سوم هم سفر و اتفاقات که در یک جابهجایی خانوادگی و قرار گرفتن در محیطهای مختلف برای این خانواده پیش میآمد، درونمایه اصلی قصه بود.
اما حقیقتاً وقتی فیلمنامه روی موج مسائل وایرالشده در فضای مجازی بیفتد، بیشتر از هرچیزی نشان از قصهای است که وجود ندارد. البته شاید بتوان بخشی از این موضوع را به این ربط داد که بهقول یکی از کاربران توییتر، محسن تنابنده دیگر در تلاش برای خلق طنز نیست، بلکه سعی میکند طنزی که ایجاد شده است را دستبهدست کند.
حاشیهها و شنیدهها
در کنار همه مسائل تکنیکی و ساختاری سریال «پایتخت»، موضوعی که بیشتر از همه فصل هفتم را از دیگر فصلها جدا میکند، حاشیهها، اتفاقات فرامتنی و شایعاتی است که درباره این سریال وجود دارد. مسائلی که شاید آن اعتماد و اقبال فصلهای اولیه درباره این سریال را دچار تغییراتی کرد. شاید از برجستهترین این مسائل بشود به اتفاقات بعد از سال ۱۳۹۸ اشاره کرد. در روزهایی که گروه تولید سریال «پایتخت» در حال ساخت فصل ششم این مجموعه بودند، اعتراضات گستردهای نسبت به تلویزیون از سوی هنرمندان شکل گرفت.
در جریان همین اعتراضات، محسن تنابنده که در جریان فیلمبرداری بود، در صفحه شخصی اینستاگرامش اعلام کرد که پس از پایان فصل ششم برای همیشه همکاریاش را با تلویزیون قطع خواهد کرد. اما نهتنها این اتفاق نیفتاد که پس از یکسال تنابنده با ساخت دو قسمت پایانی فصل ششم به تلویزیون بازگشت و از همان اسفندماه ۱۳۹۹، مدام شایعه و خبرهای پراکنده از مذاکرات او با تلویزیون رسانهای میشد. این موضوع هنر تنابنده و انرژی که او در این ۱۴ سال برای خلق یک سریال دنبالهدار محبوب صرف کرده را زیر سوال نمیبرد.
حتی موفقیتهای جهانی او در زمینه بازیگری، وجهه دیگری از هنر او را به همه نشان داد. اما بههرحال شایعات باعث ایجاد فضایی شد که صفی از مخالفان و موافقان را در مقابل او شکل داد. این اتفاق شاید بیشتر از آنکه برای خود پایتخت حاشیه داشته باشد، برای تنابنده بهعنوان طراح، نویسنده و شخصیت اصلی این سریال حاشیه ایجاد کرد و نظرها را نسبت به او تغییر داد.
موضوع برجستهتر دیگری که مخصوصاً در سالهای اخیر و بدتر شدن شرایط اقتصادی بیشتر در مرکز توجه قرار گرفت و شاید بهنوعی مخاطب و منتقدان را نسبت به سریال «پایتخت» دچار بدبینی کرد، موضوع دستمزدهای بازیگران و عوامل این مجموعه بود. موضوعی که از فصل ششم و با راه افتادن همان حاشیههای ساخته نشدن ادامه پایتخت شکل دیگری به خود گرفت. حالا با پخش فصل هفتم مسئله دستمزدها تبدیل به شایعات و خبرهایی شده که نهتنها در محافل هنری که میان مردم عادی هم در جریان است.
اینکه رقم این دستمزدها و بهرهبردن از سود تبلیغات توسط بازیگران واقعیت دارد یا نه، موضوعی نیست که بتوان براساس آن کیفیت سریال را سنجید. چون اگر محصولی با کیفیت با هزینه کلان هم تولید شود که بتواند لحظات مفرحی را برای مخاطب عام ایجاد کند، میتوان از این موضوع چشم پوشی کرد. اما بههرحال باتوجه به ضعفهایی که وجود دارد، نمیتوان این موضوع را انکار کرد که وجود شایعات دستمزدها هم بر نگاه مخاطب به این مجموعه اثرگذار است.
انتهای پیام/*