خبر فوری۲۴ دقیقه پیش
اجتماعی کد خبر: ۳۲,۷۶۰

فهیمه کریمی: دستانش را نوازش می کردم. داستانی دارد دستانش

فهیمه کریمی: دستانش را نوازش می کردم. داستانی دارد دستانش

نویسنده: manager انتشار: بهمن ۱۶, ۱۳۹۹ بروزرسانی: بهمن ۱۶, ۱۳۹۹ بازدید: ۶

فهیمه کریمی: دستانش را نوازش می کردم. داستانی دارد دستانش

قند خون مادر بزرگ بالاست
دلش اما همیشه  شور می زند برای ما
اشک‌های مادر بزرگ, مروارید شده است در صدف چشمانش
دکترها اسمش را گذاشته‌اند آب مروارید
حرف‌ها دارد چشمان مادر بزرگ گویی زیرنویس فارسی دارد
تپش قلب مادربزرگ نگرانی مدام برای فرزندانش
و ایست ناگهانی قلب مهربانش
وتنها گذاشتن غافل گیرانه و ناباورانه ما
دستانش را نوازش می کردم. داستانی دارد دستانش
رفتی و ارامش و بزرگی از بین ما رفت
نبودن هایى هست که هیچ بودنى جبرانشان نمیکند و آدمهایی هستند که هرگز تکرار نمیشوند و تو آنگونه ای مـــــــــــــــادربزرگ …
جاودانه ترین انسان توی قلبم
روز مادران زمین و آسمان مبارک.

فهیمه کریمی

انتهای پیام/*

0 0 رای ها
Article Rating
اشتراک در
اطلاع از
guest
1 دیدگاه
مینا بیگی

چه زیبا❤
خدا همه فرشته های آسمانی را رحمت کند🌹

1
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x