هوش عاطفی مجموعه ای از مهارت ها و تاثیر آن در روابط اجتماعی موفق

هوش عاطفی مجموعه ای از مهارت ها و تاثیر آن در روابط اجتماعی موفق

دکتر مهرناز آزاد – پژوهشگر مسائل فرهنگی و اجتماعی

یعنی توانایی داشتن یک زندگی غنی با تجارب خوب احساسی و هیجانی بالا در روابط اجتماعی و عاطفی

به گزارش خبرنگارپایگاه خبری احوال نیوز: دکتر مهرناز آزاد ،شاعر،نویسنده ، روزنامه نگار وپژوهشگر مسائل فرهنگی و اجتماعی در گفتگو با پایگاه خبری احوال نیوز در رابطه با هوش عاطفی مجموعه ای از مهارت ها و تاثیر آن در روابط اجتماعی موفق ،عنوان نمود:

امروزه روانشناسان علاوه بر توجهی که به تفاوت افراد از لحاظ هوش علمی دارند ، هوش عاطفی را به عنوان یک تفاوت عمده بین شخصیت های مختلف قلمداد می کنند به طوری که افراد مختلف ممکن است از لحاظ میزان بهره هوشی عاطفی متفاوت از دیگران باشند و این تفاوت به شیوه های گوناگون در زندگی آنها نمود پیدا میکند . کارکردها و عملکرد افراد به دلیل داشتن درجه هوش عاطفی متفاوت بوده و کل زندگی آنها را تحت الشعاع خود قرار می دهد .

هوش عاطفی ، شیوه برخورد فرد با مسائل و فراز و نشیب های زندگی را نشان میدهد . به عبارتی هوش عاطفی مجموعه ای از خصوصیات شخصیتی است که در سرنوشت و سبک زندگی فرد موثر است . این خصوصیت شخصیتی موجب میشود که فرد از شیوه های مناسب برای گذراندن زندگی و مراحل آن استفاده می کند . این افراد رضایت بیشتری از زندگی دارند و شاداب تر هستند .

ارتباط بهتری با اطرافیان برقرار می کنند و قدرت سازش بیشتری با مشکلات هیجانی دارند ، از زندگی عاطفی غنی و سرشاری برخوردار هستند ، دلسوز و پر ملاحظه هستند ، مسئولیت پذیری بیشتری دارند و در مورد خود، نگرش و برداشت مثبتی دارند ، با خود راحت هستند و بیشتر از افراد دیگر پذیرای تجارب احساسی و هیجانی هستند .

هوش عاطفی و هوش علمی یا میزان بهره هوشی افراد نمی تواند نشانگر زندگی آنها و میزان رضایت آنها از زندگی باشد بطوری که نمی توان گفت افرادی که از هوش بالاتری بهره مند هستند حتی در زمینه روابط اجتماعی ، زندگی عاطفی و … عملکرد بهتری دارند و به تبع آن تحصیلات بالا و موقعیت شغلی خوب نمی تواند موفقیت فرد را در زندگی تضمین کند ، مگر اینکه فرد از لحاظ هوش عاطفی نیز نمره بالاتری کسب نماید .

EQ یا بهره هوشی افراد هیچگونه اطلاعی در این باره نمی دهند که افراد در فراز و نشیب زندگی چگونه عمل خواهند کرد و مساله همین جاست . در مدارس و دوره های آموزشی با اینکه هدف فراهم ساختن آمادگی فرد برای ورود به زندگی موفق و رضایتبخش است تاکید علاوه بر هوش علمی بر هوش عاطفی است .

احساسات و عواطف انسان نیز همچون عملکرد منطقی فرد در مسائل هوشی دارای اصول و فنونی است که افراد مختلف از این لحاظ با یکدیگر تفاوت دارند . همانگونه که در فرد ممکن است در یک مسئله هوشی عملکردهای متفاوتی داشته باشند ، از لحاظ هوش عاطفی نیز با یکدیگر تفاوت دارند ، تفاوت آنها در هوش عاطفی در مواجه با مسائل زندگی عملکردهای متفاوتی را در آنها موجب خواهد شد .

تاثیر هوش عاطفی درموفقیت انسان

شاید تاکنون در مورد هوش عاطفی بسیار شنیده باشید و در مورد مزایای آن زیاد گفته باشند ولی درواقع این هوش عاطفی است که میتواند هوش عقلانی را به کار گیرد و در جهت مقصودش پیش ببرد . شاید تاکنون افراد باهوش زیادی را دیده باشید که نه در شغل و نه کارشان و نه در روابط خانوادگی و روابط بین فردی ایشان و نه در عشق ورزیدن و … موفقیتی حاصل نکرده اند و کسانی را میشناسیم که علی رغم اینکه از هوش سرشاری برخوردار نیستند زندگی آرام و موفق داشته اند و حتی به سطوح بالای موفقیت های اجتماعی دست یافته اند .

هوش عاطفی مجموعه ای از مهارت ها و شاخص هایی است که در زیر توضیح داده میشود :

۱-هوش عاطفی شناخت احساس خود : فرد باید قادر به شناخت و پیش بینی احساس خود در موقعیتهای مختلف باشد . شاید این جمله بدیهی به نظر برسد ولی باید بیشتر روی آن تامل کنیم . اشخاص زیادی هستند که یا از احساسات خود آگاهی ندارند یا ریشه آن را نمی فهمند.

فردی که احساسات خود را به راحتی شناسایی می کند ، واکنش سریع تری در برخورد با مسائل دارد . به عبارتی قدم اول در ارائه و استفاده از راهکارها برای مسائل زندگی ، شناسایی احساسات است و در اغلب مسائل زندگی احساسات و عواطف ما دخیل هستند . بنابراین هوش عاطفی با این مسائل درگیر است و بخشی ازآن که شناسایی نوع شدت احساسات را برعهده دارد ، اولین مراحل را برای آماده شدن فرد برای اجرای مراحل بعدی طی می کند. تا زمانی که فرد با تاخیر و با مشکل احساسات خود سر در می آورد ، امکان اداره و کنترل این احساسات نیز در او با تاخیر همراه خواهد بود . سرعت عمل در اجرای این مراحل ، بالا بودن هوش عاطفی را نشان می دهد .

به مثالهای زیر توجه فرمایید :

– نمی دانم چرا از فلانی بدم می آید .

– نمی دانم چرا علارغم اینکه خواهان موفقیت در کنکور هستم ولی هنگام مطالعه بی انگیزه هستم .

– نمی دانم چرا احساس پوچی و کلافگی می کنم .

۲- هوش عاطفی و کنترل احساسات خود : افرادی که هوش بالاتری دارند ، راحت تر از دیگر افراد احساسات خود را کنترل می کنند ، قدرت بیشتری برای تحت اختیار درآوردن عواطف خود دارند و اجازه نمی دهند عواطف آنها بیش از حد لازم و در سطح افراطی عمل کند یا پسروی عاطفی داشته باشند ، آنها برای کنترل احساسات خود شگردها و مهارتهای زیادی را می دانند و در اکثر موارد با سرعت عمل از این مهارت ها و سرعت عمل ها استفاده می کنند . آنها به راحتی خشم خود را کنترل کرده و آنرا در مسیر درست برای تخلیه و رسیدن به نتیجه مناسب هدایت می کنند . زود و نا به هنگام مضطرب نمی شوند و در این مورد می دانند که چگونه باید آرامش خود را حفظ کنند .

شناختن احساس هایی چون تنفر ، عصبانیت و افسردگی ، اضطراب ، غم و … و هزاران احساس دیگر به تنهایی کافی نیست ، بلکه باید آنها را تحت کنترل بگیریم . راننده خوب نه تنها جای ترمز ماشین را می شناسد ، بلکه به حالت لزوم آن را در اختیار می گیرد و بر آن مسلط است .

برانگیختن و به هیجان در آوردن خود یکی از ویژگی های افراد باهوش عاطفی بالا است . با اندیشیدن به عواقب اجمالی یک عمل، نسبت به انجام دادن یا ندادن آن برانگیخته می شوند . این افراد قدرت دارند که اهداف متعالی خود را تجسم کنند ، برنامه بریزند و جهت رسیدن به آنها انرژی بگذارند ، پشتکار و اراده نشانه برانگیخته شدن آنهاست و این کاری است که کمتر از هوش عقلانی بر می آید .

هوش عاطفی و شناخت احساس دیگران

افرادی که از هوش عاطفی بالایی برخوردارند ، علاوه بر اینکه احساسات خود را به خوبی می شناسند در شناخت احساسات دیگران نیز عملکرد خوبی دارند . این مهارت موجب می شود که فرد بتواند دیدگاه و نظر افراد دیگر را از لحاظ احساسی درک کند و به عبارتی بتواند خود را به جای او بگذارد . داشتن چنین مهارتی موجب می شود که فرد بتواند روابط خود را به بهترین وجه اداره کرده و سازمان دهد .

افرادی با هوش عاطفی بالا هرگز در لاک خود فرو نمی روند تا فقط اسب خود را برانند ، آنها تعاملات گسترده ای با اجتماع دارند  و می توانند دنیا را از نظر دیگران هم ببینند . لذا این افراد تحمل بالایی نیز دارند .

هوش عاطفی و روابط اجتماعی

افرادی که از  هوش عاطفی بالاتری برخوردارند ، از لحاظ روابط اجتماعی بسیار موفق هستند ، آنها روابط خود را برقرار می کنند ، می توانند با مهارت هایی که دارند این روابط را حفظ کرده و تحکیم ببخشند . آنها در روابط خود راحت ، فاقد اضطراب و خونگرم عمل می کنند و دیگران را نیز به راحتی می پذیرند . افراد دیگر در ارتباط با این افراد احساس راحتی و آرامش می کنند و معمولا تمایل بیشتری برای ادامه ارتباط با این افراد دارند، درحالیکه افرادی که دارای هوش عاطفی پایین تری هستند در روابط ، سرد و خشک ارزیابی می شوند و اغلب روابط آنها در همان مراحل اولیه با شکست مواجه می شود .

افرادی که دارای هوش عاطفی بالا هستند در تعادل و تعامل حرف اول را می زنند ، افرادی با اینگونه هوش ، هرگز در دوستی ها و روابط بین فردیشان افراط و تفریط ندارند . آنها از هر کس انتظاری متناسب با خودش دارند .

آنها می دانند که تمام آدمها ، شخصیت کامل و بیست نیستند لذا توقع ندارند همه افراد همانطور عمل کنند که دوست دارند . 

درواقع مردم را همانطور که هستند می پذیرند و اگر تلاشی جهت تغییر شخصیت دیگران در جهت اصلاح آنها انجام می دهند ، توقع ندارند که حتما به نتیجه ای رضایت بخش ختم شود .

هوش عاطفی کاربردهای زیادی برای رضایت بخش تر کردن زندگی افراد دارد به طوری که تحقیقات نشان می دهد رضایت از زندگی در افراد با هوش عاطفی بالا بیشتر است . هوش عاطفی پایین اغلب موارد ریشه اصلی مشکلات است که برای افراد پیش می آید . ناتوانی در برقراری روابط اجتماعی ، پیوند زناشویی مناسب ، سلامت روانی در معرض خطر و … از جمله این مشکلات هستند .

بخشی از کتاب “توان آزمایی در مدیریت “/ تالیف: دکتر مهرناز آزاد

الهه کمالی

انتهای خبر/*



دیدگاهتان را بنویسید