اصفهان دین و اندیشه یادداشت/مقاله/گفتگو/مصاحبه

غروب شمس ششم

بسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ

به گزارش دنیای اسرار: مقدمه:

گذرایام وتقویم بازبه۲۵ماه شوال رسیدوشیعیان،داغدارِغروبِ شمسِ ششم،
امام وراهبرورئیس مکتب تشیع،
حضرت صادق آل محمد(صلی الله علیه وآله وسلم)شدند.
دراین مقاله سعی شده تاگوشه ای ازفضائل وکمالات آن امام همام٬به رشته تحریردرآورده شود.
امیدکه موردتوجه حضرت باریتعالی ورضایت حضرت امام جعفرصادق(علیه الصلاه والسلام)قراربگیرد.
انشاءالله تعالی.

«مختصری اززندگینامه حضرت امام جعفر صادق(علیه الصلاه والسلام)»

حضرت امام جعفر صادق (علیه الصلاه والسلام)
رئیس مذهب جعفرى،
در روز هفدهم ربیع الاول سال ۸۳
هجرى قمری در شهر مقدس مدینه به دنیا آمدند،
پدر آن بزرگوار حضرت امام محمدباقر (علیه الصلاه والسلام)
و مادر آن بزرگوار امّ فروه دختر قاسم بن محمد بن أبى بکر بود.

ایشان۱۲سال باجدش امام سجاد (علیه‌ الصلاه والسلام) و۱۹سال با پدرش امام محمد باقر(علیه‌ الصلاه والسلام)زندگی کرد و دوران امامتش، ۳۴ سال بود.

دوران زندگانی آن حضرت با۱۰نفر از خلفای اموی و دو نفر از خلفای عباسی،
و مدت ۳۴ سال ازامامت ایشان با۷ تن از آنان مقارن بوده است که اسامی آنهاعبارتند از:

۱- هشام ابن عبدالملک
۲- ولیدابن یزیدابن عبدالملک
۳- یزید بن ولید بن عبدالملک
۴- ابراهیم ابن ولیدابن عبدالملک
۵- مروان ابن محمد
۶- عبدالله ابن محمد(سفاح)
۷- ابو جعفر مشهور به منصور دوانیقی.
……………………

حضرت امام جعفرصادق(علیه الصلاه و السلام) در بیست و پنجم ماه شوال سال ۱۴۸ هجری قمری،
در حالیکه۶۵سال از عمر مبارک آن حضرت گذشته بود،
به وسیله عوامل منصور دوانیقى(علیه العنه) پس ازبارهااذیت وآزاروهتک حرمتهاوبا سم به شهادت رسیدند.

درتاریخ شهادت آن حضرت اختلاف وجوددارد،
این که امام در چه ماهی شهیدشدند، روایات مختلف است.

برخی ۲۵ شوال و برخی ۱۵ رجب را روایت کرده اند، اما روایت ۲۵شوال مشهورتر است.

پیکرمطهرحضرت امام جعفرصادق(علیه الصلاه والسلام) در قبرستان بقیع در کنار قبرمطهر پدرش امام باقر(علیه الصلاه والسلام)و جدش امام زین العابدین(علیه الصلاه والسلام) وامام حسن مجتبی(علیه الصلاه و السلام)به خاک سپرده شد.

………………………

«شیخ الائمه»

امام جعفر صادق (علیه الصلاه والسلام) در بین امامان معصوم (علیهم الصلاه والسلام)
به شیخ الائمه معروف هستند،
به این دلیل که بیشترین عمر و مدت امامت را داشتند.

«گوشه ای ازفضائل و مکارم اخلاقی حضرت امام جعفرصادق(علیه الصلاه والسلام)»

[نیکی در برابر بدی]

گاهى امام جعفرصادق(علیه الصلاه والسلام)مى شنیدند
که یکى از خویشاوندان نزدیکش او را به بدى یاد کرده و وى را ناسزا گفته است.
امام فوراً آماده نماز مى شد و پس از نماز،
دعائى طولانى مى خواند و با اصرار از پروردگار خویش مى خواست که آن شخص را در برابر عمل ناروایش موأخذه نکند.
و او را به سبب ستمى که در حق امام روا داشته است، گرفتار نسازد.

سنداین مطلب کتاب (اصول کافى)

[تسلیم محض در برابر خدا]

« قتیبه اعشی » می گوید :
برای عیادت از فرزند بیمار امام(علیه الصلاه و السلام) به منزل آن حضرت رفتم .
امام را افسرده و محزون جلو منزل دیدار کردم و از حال کودک پرسیدم .
فرمود: رفتنی است.
آنگاه به اندرون رفت و پس از ساعتی بیرون آمد ، در حالی که اندوهش تسکین یافته بود.
من امیدوار و خوشحال شدم.
بار دیگر از حال کودک جویا شدم ، فرمود: از دنیا رفت .
با شگفتی عرض کردم : فدایت شوم ، هنگامی که زنده بود غمگین بودید و اینک که درگذشت شما را این گونه می بینم!
فرمود: ما خاندانی هستیم که پیش از ورود مصیبت بیتابی می کنیم،
ولی چون قضاء الهی رخ دهد راضی به قضاء الهی و تسلیم امر او هستیم.

سنداین مطلب(کتاب بحارالانوار،جلد ۴۷،صفحه۴۹)میباشد.

[ دلسوزی وتوجه نسبت به مردم ]

زمانی مدینه دچار گرانی و قحطی شد.
امام صادق(علیه الصلاه والسلام) از خدمتکار خود « معتب » پرسید :
چه مقدار مواد غذایی در منزل داریم ؟
گفت به اندازه کفاف چند ماه .
آقافرمود:همه را ببر و در بازار بفروش .
خادم گفت در مدینه مواد غذایی نایاب است!
حضرت فرمود:بفروش !
معتب می گوید : چون همه را فروختم امام (علیه الصلاه و السلام) فرمود :
اینک چون دیگر مردم روز به روز خرید کن ( و خوراک هر روز را همان روز تهیه کن )
و افزود: ای معتب ! خوراک روزانه ما را نیمی از جو و نیم دیگر را از گندم فراهم ساز؛
زیرا گرچه خداوند می داند که من توانایی آن را دارم که همه آن را از گندم تهیه کنم ،
ولی دوست دارم خداوند مرا در موضع رعایت اندازه گیری معیشت ببیند.
سنداین مطلب(کتاب بحارالانوار، ۴۷ ، صفحه۵۹)میباشد.

یک تذکراخلاقی ومهم:

این روایت خودسندی گویا،
ازبرخورداجتماعی واقتصادی وتوجه به زیردستان وفقیران توسط امامی که درزمانه ای زیست میکردکه ازلحاظ مادی دروسعت زیادی نسبت به سایرائمه(علیهم الصلاه والسلام)قرارداشت وازنظرمعیشت واموال وثروت فردی متمکن دردوران خویش بود.
وخودِاین منش ورفتارمیتوانددرسی آموزنده برای مسئولین وزمامداران حکومت اسلامی درشرایط سخت ودشواراقتصادی اکنون باشد.

[سخاوتمندی ناشناس وگمنام]

« ابوجعفر خثعمی » می گوید :
امام صادق (علیه الصلاه والسلام) کیسه ای که محتوی ۵۰دیناربود به من داد تا به فردی از بنی هاشم بدهم و تأکید کرد که نام ایشان را نبرم .
وقتی کیسه را به آن شخص دادم تشکر کرد و گفت: این کمک از ناحیه چه کسی است که هر چند مدت یکبار برای ما می فرستد و تا یکسال زندگی ما اداره می شود؟
ولی از امام صادق (علیه الصلاه و السلام) گلایه کرد که با وجود آنکه قدرت دارد به ما کمک نمی کند.

سنداین مطلب کتاب( بحارالانوار ، جلد۴۷، صفحه۵۴)

کلام آخر
صحبت کردن وقلم زدن دروصف ستارگان آسمان هدایت وائمه ی راستین بسی کاردشواروازتوان هرخطیب وگوینده ونویسنده ای خارج است.
دراین مجال کم،
سعی نمودم قطره ای ازاین دریای بیکران رابرداشت نموده ودرکام شمامخاطب وخواننده گرامی این نوشتار٬قراردهم .
امیدآنکه مقبول طبع شماقرارگیرد.
انشاءالله تعالی.

درپایان توجه شمارابه پندوموعظه حضرت امام جعفرصادق(علیه الصلاه والسلام)وهمچنین وصیتش درآخرین روزهای حیات بابرکتش جلب مینمایم.

سفیان ثوری می‌گوید،
به امام صادق (علیه الصلاه و السلام) عرض کردم:
مرا پندی بده که از شما به یادگار داشته باشم شاید خداوند به توسط آن، نفعی به من ببخشد.
فرمود: ای سفیان! کسی که بسیار دروغ می گوید، هیچ بهره ای از جوانمردی ندارد؛
حسود هیچ آسودگی ندارد؛
بداخلاق هیچ شرافتی ندارد،
و بخیل هیچ آسایشی ندارد.
گفتم: بیشتر بگو. فرمود: ای سفیان! از محرمات الهی بپرهیز تا خدا را ملاقات کنی؛
به آنچه خدا قسمتت کرده است، راضی باش تا غنی شوی؛
همسایه خوبی برای همسایه ات باش تا مسلمان باشی؛
با فاجر همنشین نباش،
زیرا فجورش را به تو می آموزد؛
در کارهایت با کسانی مشورت کن که خداوند متعال را دوست دارند.
گفتم: باز هم بگو. فرمود: ای سفیان! هرکس عزت را بدون اتکای به قوم و عشیره ی خود و بخشش را بدون اتکای به سلطان می‌خواهد،
باید ازمعصیت خدابیرون آیدو به عزت طاعت خداوندنقل مکان کند.

گفتم: بیشتر بگو. فرمود: ای سفیان! هرکس همنشین رفیق ناباب شود،
در امان نمی‌ماند و هرکس به مراکز ناسالم وارد شود،
متهم می‌شود و هرکس که مالک زبان خویش نباشد، پشیمان می گردد.

سنداین مطلب کتاب(الأنساب،جلد‏۸،صفحه۲۵۱)

عده ای از یاران امام جعفرصادق (علیه الصلاه و السلام) نقل می‌کنند: که آن حضرت در آخرین روزهای عمر خویش به فرزندش حضرت امام موسی بن جعفر (علیه الصلاه والسلام) فرموند:
پسرم!
وصیتم را بپذیر و گفته‌هایم را به یاد بسپار که اگر آنها را به خاطر بسپاری،
با خوشبختی زندگی می‌کنی و با نام نیک از دنیا می روی.
ای پسرم!
هرکس به آنچه که قسمت اوست، راضی باشد،
غنی خواهد شد.
هرکس که چشمش به آنچه در دست دیگران است باشد،
فقیر خواهد شد.
هر که به قسمتی که خداوند نصیبش کرده، راضی نباشد،
خداوند را در قضا و قدر الهی متهم کرده است.
هرکس لغزش‌های خویش را کوچک شمارد،
لغزش‌های دیگران را بزرگ خواهد شمرد.
و هرکس لغزش‌های دیگران را کوچک شمارد،
لغزش‌های خود را بزرگ خواهد شمرد.
ای پسرم!
هرکس پرده از اسرار دیگران بردارد، پرده از اسرار خودش برداشته خواهد شد.
هرکس شمشیر ستم به دست گیرد، به همان کشته خواهد شد.
هرکس برای برادر دینی خویش چاهی حفر کند،
خود در آن چاه سقوط خواهد کرد. هرکس با نادانان همنشین شود،
خود را خوار کرده و هرکس با عالمان همنشین شود،
وقار و متانت می یابد.
هرکس به مواضع ناسالم و آلوده پای گذارد، متهم می‌شود.
فرزندم!
حق را بیان کن، چه به سودت باشد و چه به زیانت.

  1. سنداین مطلب کتاب( حلیه الاولیاء،جلد۳، صفحه۱۹۵)میباشد

«اللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَیْراً»

نویسنده مقاله:حجت الاسلام والمسلمین(شیخ محمدرضابهبودی یزدی)

نظرات

نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *