اصفهان دین و اندیشه یادداشت/مقاله/گفتگو/مصاحبه

امام علی(علیه الصلاه و السلام) قلّهٔ فضیلتها

(بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِیمِ )

نویسنده مقاله:
حجت الاسلام والمسلمین
(شیخ محمدرضابهبودی یزدی)
………………………..

مقدمه:
درآستانه ی شهادت مردی ازتبارپاکان وعرشیان قرارداریم که دراوج وقلّهٔ تمام فضائل وکمالات انسانی است.

بزرگ مردی که،
نبی مکرم اسلام حضرت محمد(صلی الله علیه وآله وسلم)،
پیرامون شخصیت وفضائل والایش این چنین فرمودند:

{لَوْ أَنَّ اَلْغِیَاضَ أَقْلاَمٌ وَ اَلْبَحْرَ مِدَادٌ وَ اَلْجِنَّ حُسَّابٌ وَ اَلْإِنْسَ کُتَّابٌ مَا أَحْصَوْا فَضَائِلَ أَمِیرِ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ}.

«اگر همه درختان باغ‌ها قلم شوند و تمام دریا‌ها مرکّب و جوهر، و جن‌ها حسابگر و انسان‌ها نویسنده گردند، نمی ‏توانند فضائل علی (علیه الصلاه والسلام) را شمارش کنند».

سند:(بحار الانوار، جلد ۲۸، صفحه۱۹۷)

آری به گفته وبیان پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)وقتی هیچ موجودی تاب وتوان برشمردن فضائل این وجوداعلاء راندارد،
برای مانوشتن وگفتن این فضیلتهاکاری بس مشکل وخارج ازتوان انسانی وزمینی است.

لذادراین مقاله ازبابِ ادای احترام وبزرگداشت مقام آن حضرت،
سعی نمودم گوشه ای ازفضائل ومنش مولاامیرالمؤمنین علی(علیه الصلاه والسلام)راآنهم ازبیان وگفتارمعصومین(علیهم الصلاه والسلام)وحتی مخالفانش را،
تقدیم نگاه شماخوانندگان ومخاطبان ارجمند،بنمایم.
امیدکه موردرضایت حضرت باریتعالی ومولایمان والبته شماگرامیان قراربگیرد.انشاالله تعالی.
………………………………..‌

پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)ازفضائل علی(علیه الصلاه والسلام)این چنین فرمودند:

خداوند تبارک و تعالی برای برادرم،
علی بن ابی طالب(علیه الصلاه والسلام)آن قدر فضیلت قرار داده که شمارش آن را فقط خدا می داند.

هرکس فضیلتی از فضائل او را بازگو کند و به آن اعتراف نماید،
خداوند گناهان گذشته وآینده اش را بیامرزد ، هرچند به اندازه جن و انس گناه کرده باشد.

و هرکس فضیلتی از فضائل علی(علیه الصلاه و السلام) رابنویسد،
تا آن نوشته باقی است فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند.

و هر که به فضیلتی از فضائل علی(علیه الصلاه و السلام)گوش دهد،
خداوند گناهانی را که به وسیله ی گوش انجام داده می آمرزد.

و هرکس به نوشته ای از فضائل علی علیه السلام نگاه کند،
خداوند گناهانی را که با چشم انجام داده میآمرزد.

سنداین روایت[امالی مرحوم شیخ صدوق، مجلس۲۸،حدیث دهم]

……………………………….

بزرگترین فضیلت امام علی (علیه الصلاه والسلام)ازگفتارفرزندش حضرت امام رضا(علیه الصلاه والسلام)

روزى مأمون(علیه اللعنه)
به حضرت امام رضا (علیه الصلاه والسلام) گفت:
بزرگترین فضیلت امیر المؤمنین(علیه الصلاه والسلام) که قرآن هم بر آن دلالت داشته باشد، چیست؟

امام رضا (علیه الصلاه والسلام) فرمود:

« آیه مباهله.
خداوند در سوره آل عمران، آیه‌ی۶۱ می‌فرماید:
هر کس با تو در مقام احتجاج و گفتگو برآمد،
بعد از آنکه تو بر رسالت خود یقین داری،
بگو بیایید فرزندان را بخوانیم و شما هم فرزندانتان را بخوانید،
ما زنهایمان و شما زنهایتان و ما افرادی را که چون نَفْسْ و جانمان هستند و شماهم نَفْسهای خودرا بخوانید.
سپس مباهله کنیم و برای دروغگو لعنت خدا را بخواهیم.

وقتی این آیه نازل شد،
رسول خدا( صلی الله و آله و سلم)،
حسن و حسین(علیهم الصلاه والسلام)
را به عنوان فرزندان و فاطمه(سلام الله علیها)
را به عنوان زنان و نیز امیرالمؤمنین علی(علیه الصلاه والسلام)را به عنوان نَفْس خودش برای مباهله با،نصاری به میعاد برد.

پس به حکم خداامیرالمؤمنین(علیه الصلاه و السلام)
نَفْس رسول خداست و چون هیچ‌یک از مردم،
برتر از رسول خدا(صلی الله علیه وآله)نیستند،
ضروری است که هیچ‌یک از مردم از امیرالمؤمنین(علیه الصلاه والسلام) برتر نباشند؛
جز خود رسول الله(صلی‌الله علیه وآله وسلم).

فضیلت امیرالمؤمنین(علیه الصلاه والسلام)بر تمام خلایق بعد از رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) این است.»

مأمون(علیه اللعنه) گفت:
« مگر در این آیه، فرزندان به لفظ جمع نیامده؟ ولی رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم)
فقط دو فرزندش را برد؛
و مگر زنان به لفظ جمع نیامده؟
ولی رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم)
فقط فاطمه(سلام الله علیه)را برد.
پس چرا نگوییم در این آیه مقصود از نَفْس رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم)،
خود رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) باشد؛
که اگر این را بگوییم،
دیگر فضلی برای علی بن ابیطالب(علیه الصلاه والسلام)نخواهد بود؟»

امام رضا(علیه الصلاه والسلام)فرمود:
« نه؛ آنچه گفتی صحیح نیست. زیرا دعوت کننده، یعنی دعوت کننده‌ی کسی دیگر، نه خودش.
همان‌طور که فرمان‌دهنده یعنی فرمان‌دهنده به دیگری.

در آیه مذکور خداوند می‌فرماید:« بگو بیایید بخوانیم؛ معلوم می‌شود رسول خدا که خواننده است شخص دیگری را می‌خواند.
لذا باید نَفْس رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم)غیر از رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم)باشدتا خواندن صدق کند.
و چون رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) در هنگام مباهله هیچ مردی را جز علی بن ابیطالب(علیه الصلاه والسلام) نبردند،
معلوم می‌شود منظور خداوند از نَفْس رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم)، کسی جز امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه الصلاه والسلام)نیست.

مأمون(علیه اللعنه)که با این جواب دندان‌شکن حضرت رضاعلیه الصلاه والسلام)روبرو شد،
از جواب بازماند و گفت: « وقتی جواب آمد، سؤال از میان می‌رود.»

سنداین مطلب درکتاب[بحارالانوار، جلد۴۹، صفحه۱۸۸]آمده است.

این جریان رامیتوانیم به عنوان فضیلت ویژه اى براى حضرت على (علیه الصلاه والسلام)که هیچ کس از امّت ،
در این فضیلت با او سهیم نیست و در مفهوم معنوى آن،
احدى همسان و همگون على (علیه الصلاه والسلام)و یا نزدیک به آن نیست‌را،
بیان کنیم وبه عنوان حجتی محکم واستوارقراردهیم .
و این نیز از ویژگیهاى منحصر به فرد مقام امیرمؤمنان على (علیه الصلاه والسلام)وازفضائل آن قلّهٔ فضل وحکمت میباشد.

……………………………

دشمنان علی (علیه الصلاه والسلام) ازنشروگفتن فضائلش جلوگیری میکردند.

درکتاب شرح نهج البلاغه،نوشته ابن ابی الحدید جلد۱۱، صفحه۴۴،

آمده که معاویه(علیه اللعنه)به کارگزارانش نوشته بود که هرکس چیزى در فضیلت امام علی(علیه الصلاه والسلام) و خاندانش نقل کند،
حرمتى براى جان و مالش نیست.

وبازدرهمین شرح نهج البلاغهٔ، ابن ابی الحدیدآمده که:
معاویه(علیه اللعنه)
امام علی(علیه الصلاه والسلام) را سَبّ (ناسزاگویی) می‌کرد و می‌گفت:
دست از این کار برنمی‌دارم تا کسی فضیلتى را از او یاد نکند.
وبه‌دستور او سَبّ علی(علیه الصلاه والسلام) بر منابر آغاز شد.

فضائل حضرت علی(علیه الصلاه والسلام)ازبیان خودحضرت.

درخطبهٔ۳۷نهج البلاغه٬حضرت علی (علیه الصلاه والسلام) دربیان فضیلتهای خویش اینچنین میفرمایند:

آنگاه که همه از ترس سست شده،
کنار کشیدند، من قیام کردم ،
وآن هنگام که همه خود را پنهان کردند من آشکارا به میدان آمدم،
وآن زمان که همه لب فرو بستند،
من سخن گفتم، و آن وقت که همه بازایستادند من با راهنمایی نور خدا به راه افتادم.
در مقام حرف و شعر صدایم از همه آهسته تر بود اما در عمل برتر و پیشتازبودم.
زمام امور را به دست گرفتم، و جلوتر از همه پرواز کردم، و پاداش سبقت در فضیلت ها را بردم.
همانند کوهی که تندبادها آن را به حرکت درنمی آورد،
وطوفان ها آن را از جای برنمی کند، کسی نمی توانست عیبی در من بیابد، و سخن چینی، جای عیب جویی در من نمی یافت.
ذلیل ترین افراد نزد من عزیز است تا حق او را بازگردانم،
و نیرومند در نزد من پست و ناتوان است تا حق را از او بازستانم.
………………………………
فضائل حضرت علی(علیه الصلاه والسلام)اززبان مخالفانش.

از عامر، پسر سعد بن ابى وقاص،
نقل است که چون معاویه(علیه اللعنه) به دشنام دادن على(علیه الصلاه والسلام) فرمان داد،
سعد بن ابى وقاص از آن سرپیچید، معاویه از او پرسید: چه چیز تو را از دشنام دادن به على(علیه الصلاه والسلام) باز مى‌دارد؟
سعد گفت: تا سه سخنى را که رسول خدا(صلّى اللّه علیه وآله وسلم)به او گفت به یاد دارم،
هرگز او را دشنام نخواهم داد؛ زیرا هریک از این سه سخن نزد من، از رمه‌هاى شتران سرخ ارزنده‌تر و محبوب‌تر است:

[یکى آن‌که]رسول خدا(صلّى اللّه علیه وآله وسلم) در یکى از غزوات خود،
على(علیه الصلاه و السّلام)را در مدینه به جاى خویش نهاد.
على(علیه الصلاه و السّلام)به پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) گفت: اى رسول خدا! مرا با زنان و کودکان وانهادى؟
رسول خدا(صلّى اللّه علیه وآله وسلم) فرمود:
مگر خوش ندارى براى من مانند هارون براى موسى(علیه السلام) باشى، جز آن‌که پس از من پیامبرى نیست؟

[دیگر آن‌که]در جنگ خیبر از رسول خدا(صلّى اللّه علیه وآله وسلم)شنیدم که مى‌گفت:
پرچم را به مردى خواهم سپرد که خدا و رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) را دوست دارد و خدا و رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) نیز او را دوست دارند.
ما همه سر برکشیدیم [تا مگر یکى از ما را برگزیند؛ اما]فرمود:
على(علیه الصلاه والسلام) را نزد من بیاورید.
على(علیه الصلاه والسّلام)را آوردند؛ درحالى‌که چشم درد داشت؛ پس با آب دهان خویش چشم على(علیه الصلاه و السّلام) را درمان کرد و پرچم را به او سپرد و خداوند به دست او خیبر را گشود.

[و سوم آن‌که]چون آیۀ «فَقُلْ تَعٰالَوْا نَدْعُ أَبْنٰاءَنٰا وَ أَبْنٰاءَکُمْ»نازل شد،
رسول خدا(صلّى اللّه علیه وآله وسلم)، على(علیه الصلاه والسّلام)و فاطمه(سلام الله علیها) و حسن(علیه الصلاه و السّلام)وحسین(علیه الصلاه و السّلام)را نزد خود خواند؛ آن‌گاه فرمود: بار خدایا! اینان اهل بیت منند. 

سنداین مطلب[ دانشنامۀ امام علی علیه الصلاه والسّلام، جلددهم، صفحه۳۰۸]میباشد.

……………………………

خاتمه:
درپایان این مقاله که سعی شددرآن مختصری ازفضائل مولاحضرت امیرالمؤمنین علی(علیه الصلاه والسلام)
به خاطرمحدویت زمان مطالعه وحوصلهٔ شمامخاطب عزیزبیان شود،
باذکریک حکایت ازآن دریای بیکران فضل وقلهٔ رفیع فضائل این نوشتاررابه اتمام میرسانم.
……………………………….

برخوردکریمانه مولاعلی(علیه الصلاه والسلام)باقاتل خود،ابن ملجم(علیه اللعنه)سندی گویاازفضل علی(علیه الصلاه والسلام).

ابن ملجم ملعون(علیه اللعنه)قاتل حضرت،
نزد امیرالمؤمنین (علیه الصلاه والسلام) آمد و از ایشان،
اسبِ قرمزِ خوش‌ رنگی خواست.

حضرت هم به او هدیه داد، بی‌ چشم داشت و کریمانه.

وقتی سوار بر آن اسب شد و رفت، امیرمؤمنان(علیه الصلاه والسلام)این شعر را خواند:
«أُریدُ حیاتَهُ و یُریدُ قَتلی، عذیرَکَ مِن خلیلِکَ مِن مُرادِ»
یعنی «من برای او حیات و سلامتی را آرزومندم، اما او قصد کشتن مرا دارد».

کسی را از قبیله مراد بیاورید که عذر مرا (در اینکه به بدخواه خود محبت می‌ کنم) بپذیرد.

سپس رو به دوستان خود فرمود:
به خدا قسم که این مرد قاتل من است!
مردم بارها دیده بودند درستی پیش‌ بینی‌ هایش را،
با تعجب پرسیدند پس چرا او را نمی‌ کشی؟
پاسخ داد پس چه کسی مرا بکشد؟

سنداین مطلب:[کتاب بحارالانوار، جلد ۴۲، صفحه ۱۸۶]
…………………………….‌………….

«اللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَیْراً»
شیخ محمدرضابهبودی یزدی

نظرات

نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *