بررسی عوامل اعتیاد زنان و راهکارهای پیشگیری از آن

بررسی عوامل اعتیاد زنان و راهکارهای پیشگیری از آن

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری احوال نیوز :

یکی از دلایل اعتیاد زنان زندگی با فرد معتاد است که ناآگاهانه آنها را در معرض اعتیاد قرار می دهد چون مصرف کنندگان برای جلوگیری از شکایت های همسران خود، آنها را در اعتیاد خود شریک می کنند.
رابطۀ اعتیاد با جامعه یک رابطه دوسویه است، آسیب های اجتماعی همچون فقر، طلاق، نارضایتی از زندگی، نبود نشاط اجتماعی بسترساز رشد اعتیاد در جامعه هستند و در یک تسلسل بی پایان اعتیاد میتواند آسیب های ذکر شده را به وجود آورد. امروزه زنان جزو نخستین قربانیان بسیاری از آسیب ها و انحرافات اجتماعی اند و اعتیاد یکی از مهمترین آسیب هایی است که در دهه های اخیر تعداد بیشتری از زنان جامعه را درگیر خود کرده است.
آسیب های اعتیاد زنان مخرب تر از اعتیاد مردان
اعتیاد به مصرف موادمخدر، آسیب ها و زیان های عمده ای برای سلامتی فرد و جامعه دارد. در تصور اکثر افراد جامعه، اعتیاد به موادمخدر و سوء مصرف مواد، پدیده ای بیشتر مردانه است؛ به عبارتی اعتقاد بر این است که زنان بسیار کمتر از مردان به اعتیاد روی می آورند، درحالی که آسیب اجتماعی پناه بردن بانوان به اعتیاد بسیار مخرب تر از اعتیاد مردان است و عواقب اعتیاد در ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی بر زنان تأثیر بیشتری دارد.
وابستگی به مواد مخدر در زنان به دلیل تربیت نسل های آینده، یکی از بزرگترین نگرانی های جوامع امروزی است. مسئله گسترش و شیوع اعتیاد در بین بانوان و دختران علاوه بر کاهش امنیت و احساس امنیت اجتماعی، می تواند زمینه را برای وقوع انواع جرایم و آسیب های اجتماعی دیگر به ویژه انحلال کانون خانواده فراهم سازد.
پدیده اعتیاد در میان زنان دارای ابعاد پیچیده و چندگانه ای است؛ بدین جهت بررسی های جامعه شناسی، روانشناختی، اقتصادی و سیاسی در راستای شناسایی علل و عوامل این معضل و یافتن راهکارهای مؤثر جهت پیشگیری، مقابله و درمان آن امری ضروری یه شمار می آید.
الگوی مصرف مواد توسط زنان در ایران
بی تردید زندگی با فرد معتاد، ناآگاهانه زن را در معرض اعتیاد قرار می دهد. مصرف کنندگان برای جلوگیری از شکایت های همسران خود، آنها را در اعتیاد خود شریک می سازند یا اینکه مواجهه با مواد مخدر به طور مزمن، زنان را به مواد وابسته می سازد. بنابراین الگوی مصرف موادمخدر در کشور ما زن متاهلی است که همراه با همسر معتادش مصرف میکند.
عوامل دخیل در گرایش زنان به مصرف مواد مخدر
براساس پژوهش صورت گرفته در اداره برآورد اجتماعی و افکارسنجی معاونت فرهنگی اجتماعی استان اصفهان و با توجه به نتایج استخراج شده از مولفه‌های مرتبط با اعتیاد بانوان و پیامدهای ناشی از آن می‌توان گفت که این امر یک مسئله ای چند بعدی است و عوامل مختلفی همچون روانشناختی، جامعه شناختی سیاستگذاری و فرهنگی در آن دخیل هستند.
۱-عوامل جامعه شناختی: عواملی نظیر تجربه طلاق در دوران زندگی، عدم درک هویت اجتماعی فرزند به واسطه اختلاف سنی زیاد با والدین، گسترش باورهای غلط در جامعه در زمینه اعتیاد زنان و دختران، رشد نیافتن مهارت های لازم برای توفیق در زندگی اجتماعی زنان و دختران، بروز فشارهای اجتماعی ناشی از تبعیض جنسیتی، نظارت و کنترل اجتماعی کمتر بر جامعه زنان از جمله عوامل جامعه شناختی هستند که زمینه را برای گسترش این آسیب اجتماعی فراهم می سازند.
۲-عوامل روان شناختی: در این بخش عواملی همچون عدم درک هویت شخصیتی فرزند به واسطه اختلاف سنی زیاد با والدین، بارداری ناخواسته مادر در سنین بالا و سرزنش فرزند توسط والدین، اعتیاد پدر به مصرف مواد مخدر، ازدواج زود هنگام و اجباری فرد در سنین پایین، اختلاف سنی بالا با همسر، بروز ناکامی های متعدد در زندگی فردی، همنشینی با همسر معتاد جای گرفته است.
۳- عوامل سیاست گذاری: عواملی همچون فقر اقتصادی، توزیع ناعادلانه منابع درآمد، فقر و درآمد پایین اقتصادی، فقدان محیط امن شهری برای درمان زنان معتاد و بیکاری در این بخش موجب گسترش گرایش زنان به این سمت می شوند.
بر اساس مشاهدات و مصاحبه های انجام شده عوامل روان شناختی با ۴۰ درصد از شاخص‌های استخراج شده مهمترین و بیشترین بُعد مسئله را به خود اختصاص داده‌ است. پس از آن عوامل جامعه شناختی با ۳۷ درصد، سیاست گذاری با ۱۴ درصد و عوامل فرهنگی نیز با ۹ درصد قرار گرفته است.
راهکارهای پیشگیرانه از اعتیاد زنان با توجه به فرضیه های حاصل شده
فرضیه اول: نقش کسب قدرت و هویت یابی در گرایش زنان و دختران به مصرف موادمخدر است. در این راستا پیشنهاد می شود:
۱-دستگاه های فرهنگی ﺗﻼش کنند تا نگرش جامعه و مردم را نسبت به اعتیاد زنان و دختران که اغلب به سمت و سوی یک رفتار سوء اخلاقی است؛ در جهت دیدگاه بیمار بودن سوق دهند تا از این طریق بتوان افراد بیمار را در چرخه درمان قرار داده و از ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎ و ﻋﻮارض ﻧﺎﮔﻮار، ﻣﻬﻠﮏ و ﺟﺒﺮان ﻧﺎﭘﺬﯾﺮ آن کاست.
۲-ﻟﺰوم ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻔﺎوت های ﺟﻨﺴﯿﺘﯽ در ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی ﭘﯿﺸﮕﯿﺮاﻧﻪ از دیگر مواردی میباشد که می تواند در درمان زنان و دختران معتاد یاری رسان باشد، لذا لازم است ﺑﺮﻧﺎﻣﻪهای پیشگیرانه در ابعاد مختلف برای دو جنس با ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ وﯾﮋگی های آﻧﻬﺎ ﻃﺮاﺣﯽ و اﺟﺮا ﺷﻮد.
۳- لازم است تا مسئولان زمینه را برای ارتقای مشاغل خانگی زنان خانه دار فراهم نموده تا از این طریق در جهت ارتقای هویت زنان و دختران نسبت به جامعه مردان قدم بردارند.
فرضیه دوم: نقش یادگیری در گرایش زنان و دختران به مصرف مواد مخدر است. در این راستا نیز پیشنهاد می شود:
۱-شهرداری ها با همکاری بهزیستی نسبت راه اندازی مکان های معلوم در جهت نگهداری معتادین متجاهر در سطح جامعه اقدام نمایند تا از این طریق نمادهای محیطی جامعه از بین رفته و زمینه یادگیری از افراد در معرض خطر بویژه زنان و دختران سلب گردد.
۲-با توجه به اینکه عوامل محیطی نقش بسزایی در گسترش اعتیاد افراد دارد لازم است تا پلیس با همکاری دستگاه قضا نسبت به جمع آوری معتادان از سطح خانواده ها و جامعه اقدام و ضمن ارجاع آنان به مراکز ترک اعتیاد، زمینه های یادگیری محیطی را از سایر افراد بویژه دختران و پسران سلب نماید.
۳- در زمینه کاهش زمینه های یادگیری محیطی، ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد ﻣﻲﺷﻮد از ﻇﺮﻓﻴﺖ ﻃﺮح های دفاتر ﺗﺴﻬﻴﻞﮔﺮی ﺑﺮای ﭘﻴﺸﮕﻴﺮی از اﻋﺘﻴﺎد در ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﻬﺰﻳﺴﺘﻲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﺷﺒﻜﻪ اﻃﻼع رﺳﺎﻧﻲ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮادهﻫﺎ در ﻣﺤﻼت ﺷﻬﺮی و روﺳﺘﺎیﻲ در ارﺗﺒﺎط اﺳﺖ، در راﺳﺘﺎی ﺷﻨﺎﺳﺎﺋﻲ ﺧﺎﻧﻮادهﻫﺎی دارای ﻣﻌﺘﺎد و ارﺗﻘﺎء ﺳﻄﺢ آﮔﺎﻫﻲ ﺧﺎﻧﻮادهﻫﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻋﻮارض و ﻣﺎﻫﻴﺖ ﻣﻮادﻣﺨﺪر اﺳﺘﻔﺎده ﺑﻬﻴﻨﻪ ﺷﻮد.
فرضیه سوم: نقش کنترل و نظارت اجتماعی در کاهش وقوع جرایم. در این راستا پیشنهاد می شود:
۱-با توجه به اینکه امروزه بسیاری از آسیب های اجتماعی در حوزه فضای مجازی تحقق می یابد، لازم است در درجه اول خانواده ها با نظارت مستقیم بر فعالیت فرزندان خود زمینه را برای آشنایی فرزندان با مواد مخدر سلب نموده و در درجه دوم نیز پلیس ضمن رصد فضای مجازی نسبت به شناسایی گردانندگان این قبیل سایتها و فروشندگان مواد مخدر در این فضا اقدام نمایند.
۲-با توجه به اینکه فقدان ارتباط قوی والدین با فرزندان زمینه دور شدن فرزندان را از خانواده فراهم می سازد لازم است دستگاه های فرهنگی و مراکز مشاوره و مددکاری فعال نسبت به شناسایی خانواده های در معرض آسیب اقدام و با برگزاری کارگاه های آموزشی به خصوص در حوزه فرزند پروری و نحوه ارتباط گیری والدین با فرزندان در سطوح مختلف سنی اقدام نمایند.
فرضیه چهارم: نقش فشارهای اجتماعی در گرایش زنان و دختران به مصرف موادمخدر. در این راستا پیشنهاد می شود:
با توجه به اینکه شرایط اقتصادی حاکم بر جامعه زمینه را برای گسترش ناکامی در افراد در رسیدن به اهداف خود فراهم ساخته است، مدیران شهری به ویژه استانداران با تدوین و اجرای برنامه های سازنده در جهت ارتقای معیشت مردم قدم بردارند و از این طریق مردم به ویژه جوانان و نوجوانان را نسبت به آینده امیدوار سازند.
سرگرد علیرضا زارعان، کارشناس ارشد اجتماعی- اصفهان

انتهای پیام/*

نکات منفی
  • ابطۀ اعتیاد با جامعه یک رابطه دوسویه است
نظرات

نظرتان را با ما به اشتراک بگذارید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *