اعترافات رضاخان درباره نامردی انگلیسی‌ها

اعترافات رضاخان درباره نامردی انگلیسی‌ها

منصوری: اعترافات رضاخان درباره نامردی انگلیسی‌ها موجود است

پایگاه خبری احوال نیوز :

یک استاد دانشگاه و مورخ تاریخ معاصر گفت: نکته مهم این است که زمان تبعید رضاخان گفته بود: هر چه انگلیسی‌ها خواستند، من انجام دادم حتی من خلاف دین و مروتم، چادر ناموسم را هم برداشتم، اما اینها خیلی نامرد هستند.

دومین روز همایش ملی «هشتادمین سالگرد اشغال ایران و سقوط رضاخان؛ بررسی علل اشغال ایران و سقوط رضاخان در ۳ شهریور ۱۳۲۰» به دبیری دکتر موسی حقانی، رئیس پژوهشکده تاریخ معاصر، ۲۳  شهریورماه ۱۴۰۰ در این پژوهشکده با حضور اساتید مختلف حوزه تاریخ آغاز شد. متن نخستین روز این همایش را از اینجا  و اینجا بخوانید.

نخستین سخنران روز دوم «محمدحسن رجبی» درباره «ایدئولوژی رژیم پهلوی اول» بیان کرد: رویدادهای سیاسی ـ نظامی کشور که به کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و متعاقب آن انقراض سلسله قاجار و استقرار رژیم پهلوی انجامید، چه از حیث اهداف بلندمدتی که برای آن اندیشیده شده بود و چه از حیث عملیات سیاسی-امنیتی که منجر به پیروزی کودتا شد، نباید آن را واقعه‌ای شبیه تغییر سلسله‌های پادشاهی تاریخ ایران دانست؛ بلکه باید این جریان را در چارچوب نقشه راهی که انگلستان و صهیونیسم جهانی برای خاورمیانه کشیده بودند، شرایط مناسبی که پس از پس از جنگ جهانی اول و تحولات مهمی که در نتیجه آن پدید آمد دانست و بررسی کرد.

وی افزود: در نقشه راه جدید، استعمار انگلستان به سبب ضربات نظامی و اقتصادی که در جریان جنگ جهانی اول متحمل شده ‌بود، دیگر نمی‌توانست همانند گذشته به حضور نظامی خود در آن زمینه‌ها فراهم کند و به دنبال این جریان دولت‌های دست‌نشانده جدیدی با ظاهر ملی‌گرایانه بر سر کار آورد و همان اهداف را با هزینه مردم آن کشور به نتیجه می‌رساند. اما لازم بود این تغییرات به‌گونه‌ای بسیار سری و در درازمدت صورت بگیرد تا بر مردم پنهان بماند، مگر بر مجریانی که قرار بود آن را اجرایی کنند.

رجبی اشاره کرد: عامل دوم در تغییر رژیم ایران، جریان صهیونیسم بود که از حدود یک صد سال پیش از آن و از طریق درخواست سفرای اروپایی و آمریکایی از سلطان عثمانی برای فروش فلسطین به سرمایه‌داران یهودی در اندیشه مهاجرت یهودیان جهان به فلسطین و دولت یهودی بود که با تهدید دولت‌های اروپایی به سبب مخالفت سلطان عثمانی ناکام ماند.

این پژوهشگر در ادامه عنوان کرد: انگلستان و صهیونیسم در این فکر بودند که پیوندهای مشترک کشورهای اسلامی را از بین ببرند و برای هرکدام از این کشورها هویت نوینی تعریف و جایگزین کنند و اشتراکات اسلامی این کشورها را از بین ببرند تا نسلی که با این هویت جدید پرورش پیدا می‌کند، به دین، فرهنگ دینی و مفاخر گذشته خود احساس حقارت ملی کند و به هویت جدید خود افتخار کند.

وی با اشاره به اینکه این ایدئولوژی جدید همان ایدئولوژی رژیم رضاخانی بود که در تمام دوران ۲۰ساله دیکتاتوری و در تمام سطوح نظام آموزشی و رسانه‌ها مطرح می‌شد، گفت: این ایدئولوژی دو وجه سلبی و ایجابی داشت که وجه سلبی، اسلام را دین غیر ایرانی معرفی می‌کرد که متعلق به نژاد غیرآریایی بود. بخش مهمی از اقدامات دوره فرهنگی رضاخان در همین مقطع انجام شد که واکنش‌های منفی از سوی مردم و روحانیت به همراه داشت؛ از قبیل محدودیت لباس روحانیت برای طلاب، ایجاد محدودیت برای مدارس دینی و … اما بخش ایجابی رژیم رضاخان بر دو بخش استوار بود؛ ناسیونالیسم رمانتیک و یا خیال‌پردازانه و تجدد.

رجبی بیان کرد: بیشترین تلاش و اقدامات فرهنگی رژیم پهلوی در جهات نظریه پردازی و تبیین این وجه از ایدئولوژی رژیم شاهنشاهی بود که از طریق رسانه‌ها و تریبون‌های عمومی به آن دامن می‌زد و شعله احساسات ناسیونالیستی را فراتر می‌برد. بخش دوم ایدئولوژی رضاخان تجدد بود، آرمانی که فرهنگی‌‌مآبان از ۱۰۰ سال پیش از آن در تحقق آن بودند که با قدرت رضاخان آرمان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود به دست رضاخان را محقق دانستند و برنامه‌های تجددخواهانه خود را در پیش گرفتند.

این پژوهشگر در پایان گفت: رژیم رضاخان به گمان خودش برای انعطاف خود در جامعه دست به کار نوسازی زد و با ظلم و ستیز به مقابله با سبک زندگی مردم برآمد و اقداماتی شتاب‌زده انجام داد که نارضایتی‌هایی به همراه داشته و موجب وقایع خونین شد. ایدئولوژی رضاخان همچون رژیمش از آن‌جایی که هیچ سنخیتی با مردم نداشت نتوانست جایگاه خود را در حافظه مردم بیابد و سرانجام خود را از بین برد.

اعترافات رضاخان درباره نامردی انگلیسی‌ها موجود است

جواد منصوری استاد دانشگاه و مورخ تاریخ معاصر با موضوع «دلائل و پیامدهای سقوط رضاشاه» پشت تریبون قرار گرفت و طی سخنانی گفت: درباره تحولات قرن چهاردهم هجری شمسی که با کودتای رضاخان شروع می‌شود، حرف‌های مهم در قالب کتاب و سخنرانی و جلسه بسیار است.

وی در ادامه افزود: در اسناد زیادی مطرح شده که بهایی‌ها گفتند رضاخان جزو آنها بوده و محمدرضا هم بهایی است. یک نکته حائز اهمیت این است که به طور معمول حکومت‌های این چنینی چون پایگاه مردمی ندارند، مثل یک درخت بی‌ریشه هستند که اگر باد تندی بوزد، به زمین می‌افتند و خیلی دوام نمی‌آورند، حتی اگر پنجاه سال هم حکومتشان به طول بینجامد، اما کارشان به دوره طولانی‌تری نمی‌رسد، من جمله پدر و پسر خاندان پهلوی که چنین شرایطی پیدا کردند.

منصوری درباره چگونگی سقوط رضاخانی گفت:  اتفاقاتی در سال‌های ۱۳۱۴ به بعد رخ داد، مثل جنگ جهانی دوم و شایعه رسیدن هیتلر به مسکو، خیلی مسائل در ایران کلید خورد. زمانی که بحث دشمن مشترک شد، شوروی و متفقین متحد شدند. ما در زندان دوران شاه گاهی با سران حزب توده صحبت می‌کردیم و می‌پرسیدیم چطور شد که شوروی با ضد خود متحد شد و این اصلا با منطق فلسفی و سیاسی شوروی جور در نمی‌آید؟ اینها هم پاسخ می‌دادند که این یک اتفاق تاریخی بود که رخ داد. اما ما پاسخ می‌دادیم که اینطور نیست و یک روند عادی است که تضاد دو جریان با اشتراک منافع به اتحاد برسد.

وی همچنین درباره اشغال ایران در زمان دولت رضاشاه گفت: رضاخان تصمیم داشت در مقابل آنها بایستد، منتها با ارتشی که البته برای سرکوب مردم درست شده؛ چرا که ارتش پهلوی برای مقابله با دشمن درست نشده بود. ارتشبد طوفانیان چند سال پیش با یکی از دوستان ما در ژنو صحبت کرده بود و ضمن صحبتش حرف جالبی زده بود که آنها در دوره پهلوی دوم با آمریکایی‌ها صحبت کرده بودند که اگر عراق به ایران حمله کرد، ارتش فقط دو هفته مقاومت کند تا آمریکایی‌ها نیرو پیاده کنند و ارتش عقب بکشد تا آمریکا با عراق بجنگد!

منصوری با تأکید بر تصمیم شاه برای اعلام بی‌طرفی در زمان جنگ جهانی دوم گفت: اینطور شد که اروپایی‌ها رضاخان را تهدید کردند و تصمیم به خلع او از سلطنت گرفتند و سپس پسرش محمدرضا روی کار آمد.

وی اظهار داشت: نکته مهم این است که زمان تبعید رضاخان گفته بود؛ هر چه انگلیسی‌ها خواستند، من انجام دادم حتی من خلاف دین و مروتم چادر ناموسم را هم برداشتم، اما اینها خیلی نامرد هستند. جالب است که بعد از این چیزها امروز هم می‌بینیم که خیلی‌ها حرف دیگری درباره رضاخان می‌زنند؛ مثل اینکه اصلا کودتایی نبوده و خود شاه سرکار آمده و مسائل دیگر، دیگر اینها را خود خارجی‌ها هم در آثارشان نوشته‌اند که آمریکا چطور باعث کودتا شده است.

منصوری با بیان اینکه در ایران دو قرن گذشته ثابت شده که خارجی‌ها اگر در ظاهر دوستی خود را نشان دادند، هر زمان منافعشان به خطر افتاده از هیچ کاری دریغ نمی‌کردند، توضیح داد: حضرت امام (ره) در صحبت‌های خود در عاشورای سال ۴۲ در مدرسه فیضیه خطاب به محمدرضا فرمودند که کاری نکن، مثل پدرت وقتی داشتند تبعیدش کردند، ملت اظهار خوشحالی کردند که از شر او راحت شدیم!

وی در پایان گفت: آنچه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی اتفاق افتاد قطعا با تجربیاتی بود که در دوران گذشته کسب کردیم مثل انسجام نسبی مردم و عدم اعتماد مطلق به قدرت‌های بزرگ و به همین دلائل انقلاب اسلامی توانست بماند.

در این همایش، صاحب‌نظران حوزه تاریخ معاصر از جمله دکتر منوچهر محمدی، دکتر موسی نجفی، دکتر مجید تفرشی، استاد خسرو معتضد، دکتر محمدحسن رجبی، مهندس عباس سلیمی نمین، دکتر جواد منصوری، دکتر یعقوب توکلی، مسعود رضایی، دکتر محمد ملک‌زاده، دکتر رضا قریبی، دکتر مصطفی جوان، دکتر جواد حقگو، دکتر علی قربان‌پور دشتکی، محمدعلی بهمنی قاجار، دکتر مجید احمدی کچایی، دکتر سیدمصطفی تقوی، حجت‌الاسلام محمدصادق ابوالحسنی، دکتر مجید صادقانی، مهرزاد بختیاری‌منش، دکتر مرتضی باقیان، سیدهاشم منیری، محمدرضا چیت‌سازیان، مریم‌السادات حسینی، روح‌الله امین‎‌آبادی، سیدمرتضی حسینی، دکتر مظفر شاهدی، دکتر رضا حجت، مرتضی حافظی، حسین مولایی، رضا سرحدی، محمود ذکاوت، زهرا سعیدی، جواد عربانی، داوود امینی، سارا اکبری، امیر مکی و نعمت‌الله عاملی به واکاوی اوضاع ایران و مردم این سرزمین در دوره سلطه رضاخان خواهند پرداخت. همچنین گفت‌وگوی منتشرنشده‌ای از مرحوم علی‌اکبر رنجبر کرمانی پخش خواهد شد.

انتهای پیام/*



دیدگاهتان را بنویسید