نازیلا انصاری پور: خود اشتغالی زنان به توانمندسازی اقتصادی آنان انجامیده و از وابستگی آنان به مردان و سازمان های حمایتی کاسته و از آسیب پذیری آنان می کاهد

تحلیلی بر توانمندسازی زنان سرپرست خانوار

چتر زنان بر سر خانواده

نازیلا انصاری پور: خود اشتغالی زنان به توانمندسازی اقتصادی آنان انجامیده و از وابستگی آنان به مردان و سازمان های حمایتی کاسته و از آسیب پذیری آنان می کاهد

پایگاه خبری احوال نیوز ، مسئله زنان و آسیب های همچنین راه های کاهش آسیب ها و جرائم پیش روی آن ها یکی از مهم ترین موضوعاتی است که باید به آن توجه و برای آن برنامه ریزی نمود. افزایش روز افزون زنان سرپرست خانوار و در تمامی شهر ها و استان های کشور، زنانی که به هر دلیل از همسران خود جدا شده اند، همسران خود را از دست داده اند، زنانی که بنا به دلایل مختلف مانند بیماری یا نبود همسر مسئول گذران زندگی خانواده خود هستند و زنان و دختران مجردی که به تنهایی بار زندگی خود را به دوش می کشند از مهم ترین موضوعاتی است که باید برای رفاه، معیشت، اشتغال، ساماندهی آن ها تلاش کرد.

بی شک بی توجهی به این بخش از جامعه می تواند سرمنشأ بسیاری از جرائم و آسیب ها شود به همین دلیل پش بینی و برنامه ریزی در این حوزه ها و نگاه روشن به فراز و فرودهای مسئله زنان گام مؤثری در مسیر کاهش آسیب های این بخش از جامعه می باشد.

ازجمله‌تغییرات‌اجتماعی‌و‌ جمعیتی‌وسیعی‌که‌جامعه‌ایران‌در‌سال های‌گذشته‌تجربه‌کرده،‌ افزایش‌ خانوارهای‌ زن‌سرپرست‌ بوده‌ است.‌ این‌ افزایش‌ را‌ می‌توان‌ با‌ زنانه‌شدن‌ سالمندی‌و‌به‌تبع‌آن‌زنانه‌شدن‌سرپرستی‌خانوار‌در‌میان‌جمعیت‌سالمند ‌و ‌نیز‌ گسترش‌
سرپرستی‌خانوار‌در ‌میان‌زنانِ‌هرگز ‌ازدواج‌نکرده‌و ‌طلاق‌گرفته‌مرتبط‌دانست ‌(پژوهشکده‌آمار،‌‌۱۱‌:۲۰۱۳).

در‌سال های‌اخیر،‌ تعداد خانوارهای‌زن‌سرپرست‌[۱]در‌ ایران ‌به‌استناد ‌آمارهای‌رسمی‌کشور، ‌روندی‌صعودی‌داشته‌است.‌ خانوارهای‌زن‌سرپرست‌در ‌سال های‌ (۱۳۴۵) ۶٫۵‌ درصد، (۱۳۵۵)  ۷٫۳ درصد، (۱۳۶۵) ۷ درصد، (۱۳۷۵)  درصد، (۱۳۵) ۹٫۵ درصد، (۱۳۹۰) ۱۲٫۱  درصد، (۱۳۹۵) ۱۲٫۷ درصد از‌کل‌خانوارهای‌ایرانی‌را ‌تشکیل‌ می‌دادند؛ ‌تعداد ‌خانوارهای‌زن‌سرپرست‌در‌ سال‌‌۱۳۹۵به ‌‌۳۰۶۱۷۵۳ خانوار‌ افزایش‌یافت ‌(پژوهشکده‌آمار،‌۲۰۱۳؛‌مرکز‌آمار‌ایران،.(۲۰۱۸

زنان‌سرپرست‌خانوار ‌با‌ مسائل‌و ‌مشکلات‌بسیاری‌روبه‌رو‌هستند، ‌با‌توجه‌به‌وضعیت‌فرهنگی‌و‌اجتماعی‌جامعه‌ایران،‌عمدتاً‌مردان‌

سرپرستی‌خانوار‌ را‌ بر‌عهده‌داشته‌اند ‌و‌ این‌ موضوع‌ انتظارات‌ اجتماعی‌ از‌ زنان‌ سرپرست‌ خانوار‌ را‌ متفاوت‌ می‌کند‌ (توفیقیان‌
فر‌ و‌ همکاران،‌ ۲۰۱۶؛‌ ترابی‌ مؤمن‌ و‌ همکاران،۲۰۱۷‌ ).

میانگین‌تعداد ‌اعضای‌خانواردر‌خانوارهای‌زن‌سرپرست‌با ‌سرپرستان‌بی‌همسر ‌به‌دلیل‌طلاق‌یا ‌فوت‌همسر‌ بیش‌از‌ خانوارهای‌مرد

سرپرست‌بی‌همسر‌به‌دلیل‌طلاق‌و‌ یا‌ فوت‌همسرانشان‌است.‌ این‌موضوع‌نشان‌دهنده‌مسئولیت‌بیش‌تر‌زنان‌نسبت‌به‌مردان‌در تأمین‌نیازهای‌خانواده‌پس‌از‌ جدا‌ شدن‌از‌ همسر‌ یا ‌فوت‌همسر‌است  ‌(علی‌اکبری‌صبا،‌۲۰۱۶).

بیشتر ‌زنان‌سرپرست‌خانوار ‌بی‌سواد‌ هستند ‌یا‌ سطح‌تحصیلی‌پایینی‌دارند؛‌ اکثر‌ زنان‌سرپرست‌خانوار ‌با ‌فقر‌ و‌ مسائل‌مرتبط‌با ‌آن‌روبه‌رو‌ هستند ‌و‌ در ‌ادبیات‌توسعه‌از ‌آن ها ‌به‌عنوان‌فقیرترین‌فقرا یاد‌ می‌شود.‌ گروه‌خانوارهای‌زن‌سرپرست،‌‌۴۳٫۳ درصد ‌از ‌خانوارها‌ در‌ دو ‌دهک‌اول‌درآمد ‌مورد ‌انتظار ‌قرار‌دارند؛ ‌بار‌ تکفل‌در‌ خانوارهای‌زن‌سرپرست‌بیشتر ‌از‌ خانوارهای‌مرد سرپرست‌است. بار‌تکفل‌خانوارهای‌زن سرپرست‌در ‌دو‌ دهک‌اول ‌‌۵٫۵است.‌ یعنی‌به‌ازای‌هر ‌فرد ‌شاغل‌در ‌خانوار ،‌‌ ۵٫۵فرد ‌غیرشاغل‌وجود‌ دارد؛‌ درآمد‌کمتر ‌خانوارهای‌زن‌ سرپرست‌موجب‌فقر ‌نسبی‌آن ها‌ نسبت‌به‌خانوارهای‌مرد سرپرست‌می‌شود؛ نسبت‌اشتغال‌سرپرستان‌خانوارهای‌زن‌سرپرست‌ بسیار‌ کمتر‌ از‌ سرپرستان‌خانوارهای‌مرد سرپرست‌است ‌(پژوهشکده‌آمار،۲۰۱۳)؛ ‌وضعیت‌سلامت‌روان‌زنان‌سرپرست‌خانوار ‌عمدتاً‌ نامناسب است‌(عنایتی‌فر‌ و ‌‌همکاران،۲۰۱۸).‌

وضعیت‌دشوار ‌زنان‌سرپرست‌خانوار‌مسئله‌توانمندسازی‌[۲]این‌زنان‌را ‌مطرح‌می‌سازد.در واقع، ‌وفاق‌عمومی‌ای‌که‌بر‌ سر‌ مسئله‌آسیب‌

پذیر‌ دانستن‌ زنان‌سرپرست‌خانوار ‌وجود‌ دارد،‌ موجب‌شده‌که‌بسیاری‌از‌ دستگاه ها‌ و‌سازمان های‌محلی ،‌ملی‌و ‌بین‌المللی‌خود ‌را‌ موظف ‌به‌حلِ‌مسائل‌این‌زنان ‌و‌ خانواده‌های‌آن ها ‌بدانند ‌و ‌در‌ جهت‌توانمندسازی‌و‌ حمایت‌ از ‌آنان‌گام‌بردارند‌ (معیدفر ‌و‌ حمیدی،۱۳۶: ۱۳۲).

طبق دیدگاه اگبومه[۳]؛ توانمند سازی زنان به معنای دستیابی بیشتر زنان به منابع و کنترل بر زندگی خود تعریف شـده کـه موجـب احـساس اسـتقلال و اعتمـاد بـه نفـس بیشتری در آن ها می شود و این فرایند موجب افزایش عزت نفس زنان

می شود. در سطح جهانی، برنامه توسعه سازمان ملل (ارتقای برابری جنسیتی و توانمنـد سازی زنان در سطح گسترده را به عنوان یکی از اهداف کلیدی اعلامیه هزاره سوم) اعلام کرده است. به طبع آن در کشور ما نیز، توانمند سازی زنـان و مـشارکت آن هـا در فرایندهای مختلف زندگی، به عنوان یکی از نشانگرهای مهم موفقیـت مبـارزه بـا فقـرتلقی شده است (شکوری و همکاران، ۱۳۸۶؛ ۴-۳).

به عبارتی خود اشتغالی زنان به توانمندسازی اقتصادی آنان انجامیده و از وابستگی آنان به مردان و سازمان های حمایتی کاسته و از آسیب پذیری آنان می کاهد (, ۱۹۹۵ &Salome Rahim Bolden) توانمندسازی روانشناختی زنـان بـه ارتقـاء کیفیـت نقـش مادرانـه آنـان انجامیده و از پریشانی هـای روانشـناختی خـانواده مـی کاهـد ((Davis, 2010 و سـرانجام مشارکت فعال زنان در محیط شغلی به افزایش اقتدار شخصی، بین فـردی و سیاسـی آنـان منتهی می شود

.(Almeleh & et al, 1993)

با توجه به نقش محوری زنان در فرهنگ سازی و تحقق توسعه ی پایدار، توانمند سازی زنان تلاشی است برای ارتقاء سرپرست خانوار که گاه عواملی چون طلاق، فوت، اعتیاد یا از کار افتادگی همسر باعث شده به ناچار سرپرستی خانوار خود را بر عهده گیرند به دلیل مشکلات متعدد جزء اقشار آسیب پذیر قرار می‌گیرند (کریمی وکیل، شفیع آبادی، فرح بخش و یونسی، ۱۳۹۷).

 در برنامه چهارم توسعه کشور ما یکی از مهمترین وظایفی که به سازمان های حمایتی واگذار شده است موضوع توانمندسازی است که در ماده ۱۰۲و ۱۱۲ مستقیماً بدان اشاره شده است همچنین در ماده ۹۵ قانون اساسی بـه منظـور کـاهش فقـر، محرومیت و استقرار عدالت بر (تعیین خط فقر و تبیین برنامه های توانمندسازی متناسـب)، (طراحی برنامه های ویژه اشتغال، توانمندسازی، آموزش مهارت های شغلی و مهـارت هـای زندگی) و (اتخاذ رویکرد توانمند سازی براساس الگوی نیازهای اساسی توسعه) تأکید شده است. ماده ۹۷ این قانون به منظور پیشگیری از کـاهش آسـیب هـای اجتمـاعی محورهـای توانمندسازی افراد و گروه های در معرض آسیب، پیش بینی آموزش های اجتماعی و ارتقای مهارت های زندگی، آموزش مهارت های زندگی سالم به منظـور مبـارزه بـا فقـر و تهیـه وتدوین طرح جامع توانمندسازی زنـان سرپرسـت خـانوار و خود سرپرسـت و حمایـت از حقوق زنان را به مثابه یکی از اقدامات لازم به منظور ارتقای رضایتمندی عمـومی مـورد توجه قرار داده است. این فرآیند طبق قانون توسط سازمان های حمایتی همچون بهزیـستی و کمیته امداد امام (ره) در قالب طرح انجام می گیرد.

نظریه فقر زدایی ویلیام استرلینگ[۴]

بر اساس این نظریه نا برابری اقتصادی بین زنان و مردان به فرمان بری و پایین تر بودن زن ربطی نداشته بلکه نتیجه فقر است. بنابر این تأکید بر از بین بردن عدم تساوی بین زن و مرد، به سوی از بین بردن نا برابری های اجتماعی تغییر جهت می دهد این دیدگاه بر کسب در آمد از طریق وارد کردن زنان در طرح های کوچک درآمدزا تأکید دارد.

نظریه رفاه اجتماعی دانیل برنولی[۵]

یکی از دیدگاه های مهمی که در زمینه ی مسائل زنان سرپرست خانوار مطرح می‌شود دیدگاه رفاه اجتماعی است که تعاریف متعددی از این مفهوم شده که به معنای نظامی از خدمات، موسسات یا نهادهای اجتماعی است که به منظور کمک و خدمت به افراد به وجود آمده تا سلامت، زندگی بهتر و روابط مناسب تری برای پیشرفت قابلیت ها، ظرفیت ها و توانایی انسان ها به منظور توسعه ی رفاه آن‌ها فراهم آورد به همین خاطر برای توزیع شرایط رفاهی در جامعه به خصوص برای آن دسته از افرادی که توانایی تامین شخصی رفاه خود را ندارند، خدمات اجتماعی شکل می گیرد.

مدل نولر

نولر[۶] (۱۹۹۹)، مدلی چهار بعدی برای توانمندسازی ارائه کرده است. وی معتقد است ” ما از توانمندسازی فرد یا گروهی از افراد در موقعیتی معین، وقتی دارای شرایط زیر هستند سخن می گوییم “.

  • توانایی کامل تصمیم گیری را دارا هستند.
  • مسئولیت کامل اجرای هر نوع تصمیم را بر عهده دارند.
  • دسترسی کامل به ابزارهای مرتبط با تصمیم گیری و اجرای آن را دارند.
  • مسئولیت کامل پذیرش پیامدهای هر نوع تصمیم گرفته شده را دارند.

در کشور ما نه تنها محرومیت زدایی ریشه تاریخی و فرهنگی دارد بلکه امروزه یک تکلیف قانونی نیز به حساب می آید که توسط سازمان های حمایتی صورت می گیـرد و دارای پشتوانه علمی و پژوهشی نیز می باشد. یافته در این خصوص بیانگر ایـن اسـت کـه آمار زنان سرپرست خانوار در کشور ما افزایش یافته و ۱۰درصد خانواده هـای ایرانـی زن سرپرست هـستند و در واقـع ۱/۵میلیـون خـانوار از ۱۵میلیـون خـانوار ایرانـی را زنـان سرپرستی می کنند. آنان دارای درآمد کمی بوده و بیکـاری و مـشکل اقتـصادی مهـمتـرین چالش آنان است (زنجانی زاده، .(۱۳۸۴

زنان در سراسر جهان نقش بسیار مهم و تعیین کننده ای در اداره امور خانواده و جامعه دارند. آنان برای تسریع روند تغییر و تحقق هدف‌های رشد و توسعه پایدار، می‌توانند مسئولیت‌های بسیار جدی و مهمی را بر عهده گیرند (۲۰۱۵,Giuliano).

اگرچه‌اجماع‌کاملی‌درباره‌تعریف‌توانمندسازی ‌وجود ‌ندارد امّا‌ به‌طورکلی‌مفاهیمی‌همچون‌حق‌انتخاب،‌ امکان‌انتخاب،‌ کنترل‌و قدرت‌و‌ دیگر‌ مفاهیم‌نزدیک‌به‌این‌موارد ‌به‌تناوب‌در‌ تعاریف‌موجود ‌از‌ توانمندسازی‌مورد اشاره‌قرار‌ گرفته‌اند.‌ این‌مفاهیم‌عمدتاً‌ ناظر‌ بر‌ بهره‌مندی‌ زنان‌ از‌ توانایی‌ لازم‌ برای‌ اخذ‌ تصمیم های‌ مؤثر‌ و‌ مهم‌ برای‌ خود‌ و‌خانواده‌های شان‌هستند‌(کبیر‌و‌دیگران،۲۰۱۰‌‌).

توانمندی‌و ‌توانمندسازی‌زنان‌را‌ می‌توان ‌با‌مؤلفه‌هایی‌همچون‌تقویت‌جرئت‌دست‌یابی‌به‌هدف،‌ توانایی‌لازم‌برای‌عملی‌ساختن‌خواسته‌ های‌خود، آگاهی‌از ‌نیازهای‌درونی‌خود،افزایش‌خوداتکایی،‌گسترش‌حق‌انتخاب‌در‌زندگی،‌ فائق‌آمدن‌بر‌شرم‌بی‌مورد، ‌داشتن‌اعتماد به‌ نفس‌و ‌اطمینان‌خاطر،‌ توانایی‌ارزیابی صحیح‌و‌ شناخت‌واقعی‌خویشتن، ‌آگاهی‌به‌استعدادها ‌و‌ محدودیت های‌خویش‌و‌ قدرت‌ رویارویی‌با‌ دشواری ها ‌نشان‌داد‌(کتابی‌و‌ همکاران،‌۲۰۰۳؛‌فرخی،۱۹۹۷‌‌).

‌توانمندسازی‌اجازه‌می‌دهد‌که‌زنان‌مرزهای‌زندگی‌خویش‌را‌ تعریف‌کنند،‌بر‌ روابطشان‌نظارت‌داشته‌باشند ‌و ‌همچنین‌جنس

‌دوم‌ و ‌وابسته‌نباشند ‌(فریدونی‌و‌همکاران،‌‌۲۰۱۵).

امروزه اغلب کشورها برای دست یابی به توسعه پایدار، توانمندسازی را کارآمدترین روش یافته اند ( (Parsons, 200 که در برنامه چهارم توسعه جمهوری اسلامی ایران به خـصوص در مورد اقشار آسیب پذیر، بدان اشاره شده است. از آن جا که زنان سرپرست خـانوار جـزو اقـشارآسیب پذیر به حساب می آیند، به همین دلیل با توجه به اینکه هدف از خدمت رسانی به مشکلات روان‌شناختی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که زنان سرپرست خانوار با آن مواجه هستند، مسئله مورد پژوهش درباره این موضوع می باشد که حمایت اجتماعی جهت توانمندسازی و خودکارآمدی زنان سرپرست خانوار تا چه اندازه در توانمند شدن این گروه تحت پوشش سازمان های حمایتی مثل شهرداری از جامعه تأثیر گذار است.

مبانی نظری

توانمندسازی تلاشی است تا افراد، خانواده ها، گروه ها یا جوامع بتواننـد قـدرت بـه دسـت آورند. تحقیقات و تجارب مربوط به توانمندسازی نشان می دهد که یـک فرآینـد ویـژه در این تغییر سـهیم اسـت. چند‌ نظریه‌ و‌ مدل‌ مطرح‌ در‌ زمینه‌ توانمندسازی‌ عبارت‌اند‌ از:‌

الف) نگرش ها، ارزش ها و باورها[۷] ،به خصوص باورهای مربوط به خود کارآمدی[۸] ،خود ارزشی[۹] و احساس کنترل که بر فرآیند توانمندسازی اثرگذار است.
ب) اعتباریابی از طریق تجارب مشارکتی[۱۰] : در این تجربه فرد و دیگران در یـک تجربـه سهیم می شوند که به کاهش خود  سرزنشی[۱۱] منتهی می شود.
ج) دانش و مهارت عمل و تفکر نقادانه :[۱۲] از طریـق حمایـت و مـشارکت متقابـل، افـراد می توانند پیرامون جنبه های درونی و بیرونی مشکل تفکر نقادانه داشته باشند.
د) عمل کردن :[۱۳] از طریق عمل انعکاسی، افراد می توانند راهبردهای عملی، بـسیج منـابع و دانش و مهارت های مورد نیاز را برای تأثیر بـر سـاختارهای درونـی و برونـی ممکـن سازند.
توانمندسازی در عمل از کار مددکاری اجتماعی و مشاور توانبخشی و سایر زمینـه هـا همچون بهداشت، رشد اجتماعی و روانشناسی اجتماعی منتج شده است.

مدل‌ توانا سازی‌ سارا‌ لانگه[۱۴]؛‌ تلفیق‌توانمند سازی‌و ‌ادغام‌اجتماعی‌در ‌نظریه‌لین‌بنت[۱۵]‌، توانمندی‌و‌ آزادی‌انتخاب‌ در ‌نظریه‌آمارتیا‌سن[۱۶]‌، نظریه‌توانمندسازی‌اجتماع‌محور ‌دیوید ‌فیترمن[۱۷]‌، نگرش‌سه ‌وجهی‌به‌توانمندسازی‌در ‌نظریه‌نایلا‌کبیر‌.[۱۸] 
سارا ‌لانگه‌ضمن‌تأکید ‌بر‌ایده‌محوریت‌برابری‌جنسیتی‌در ‌هرگونه‌برنامه‌توسعه‌ای،‌ این‌نقد ‌را‌ بر ‌اکثر ‌نظریه‌های‌توسعه‌وارد‌ می‌سازد‌ که‌آن ها ‌برابری‌را ‌با‌ توجه‌به‌تقسیم‌بندی های‌ رایج‌از ‌بخش های‌مختلف‌اقتصاد‌ و ‌جامعه‌همچون‌تحصیلات، ‌استخدام، ‌موازین‌قانونی‌و‌امثال‌این ها‌ تعریف‌می‌کنند.‌ از نظر ‌لانگه، ‌این‌شیوه‌تحلیلی‌با‌ تمرکز ‌بیش‌از حد ‌بر ‌شاخص های‌مختلفی‌که‌بعضاً‌ معرف‌جنبه‌های‌محدودی‌از‌ کل‌حیات‌اجتماعی‌هستند،‌ نگاه ها‌ را‌ از ‌نقش‌مهم‌برابری‌بیشتر ‌زنان‌و‌ مردان‌در‌ پیشبرد ‌فرآیند‌ توسعه‌باز ‌می‌دارد‌ (کرمانی‌و‌همکاران،۲۰۱۳؛‌لانگه،۱۹۹۱‌‌) . ‌بر ‌همین‌اساس، ‌او ‌یک‌مدل‌مفهومی‌پنج‌مرحله‌ای‌مطرح‌می‌کند ‌که‌می‌تواند مبنایی‌برای‌سنجش‌توانمندی‌زنان‌باشد.‌ پنج‌مرحله‌این‌مدل‌عبارت‌اند‌از:‌

  • رفاه:‌ در ‌این‌مرحله‌به‌رفاه‌مادی‌و ‌اولیه ‌و ‌کمبودهایی‌که‌در ‌این‌زمینه‌وجود ‌دارد ‌توجه‌ می‌شود.
  • ‌دسترسی:‌ در ‌این‌مرحله،‌ مسئله‌نابرابری‌در ‌دسترسی‌به‌منابع‌مطرح‌می‌شود.
  • ‌آگاهی:‌مرحله‌ای‌است‌که‌زنان‌به‌مسائل‌و ‌به‌دلایل‌بروز ‌آن ها‌ حساس‌و‌ آگاه‌می‌شوند.
  • ‌مشارکت:‌مرحله‌ای‌است‌که‌زمینه‌حضور ‌فعال‌برای‌زنان‌فراهم‌شده ‌و ‌آمادگی‌برای‌ مشارکت‌داوطلبانه ‌و مشارکت‌در ‌تصمیم‌گیری‌وجود ‌دارد.
  • ‌کنترل:‌ در ‌این‌مرحله، ‌زنان‌قدرت‌تصمیم‌گیری‌می‌یابند ‌و ‌بهترین‌راه‌حل‌را‌ پیشنهاد‌ می‌کنند ‌و ‌بر‌ اجرای‌آن‌تسلط‌پیدا‌ می‌کنند‌ (کشاورز ‌شکری ‌و‌ آذرکشب،‌۲۰۱۶؛‌ تاج‌الدین‌ و‌ رحمتی‌والا،‌ ۲۰۱۴) .

لین‌بنت‌نظریه‌ای‌درباره‌تغییر‌ اجتماعی‌با ‌هدف‌فقرزدایی‌پایدار‌ ارائه‌کرد.‌ بنت‌تلاش‌می‌کند ‌فرآیندهای‌اصطلاحاً‌ از‌ پائین‌به‌بالا‌ (توانمندسازی) ‌و ‌از ‌بالا‌به‌پائین ‌(ادغام‌اجتماعی) را ‌در ‌پیرامون‌توسعه‌پایدار‌ اجتماعی‌تلفیق‌کند. ‌توانمندسازی‌و ‌ادغام‌اجتماعی‌به‌عنوان‌ابزارهایی‌ جهت‌ تغییر‌ روابط‌ قدرت‌ موجود‌ در‌ جامعه‌ عمل‌ می‌کنند،‌ به‌نحوی‌که‌ نتیجه‌آن‌دستیابی‌به‌برابری‌بیشتر‌ در ‌جامعه‌است. ‌از نظر‌بنت،‌ یکی‌از ‌عناصر ‌اصلی‌در ‌بیشتر‌ رویکردهای‌توانمندسازی‌کمک‌به‌فقرا‌ و‌افراد ‌طرد شده‌برای‌به‌فعلیت‌رساندن‌قدرت‌حاصل‌از‌ عمل‌جمعی‌آن ها ‌است.‌ در ‌اغلب‌موارد ‌رویکردهای‌مذکور ‌از‌ پائین‌به‌بالا ‌و‌ با‌ هدف‌رساندن‌صدا ‌و‌ تقاضای‌گروه های‌متنوعی‌از ‌فقرا‌ و‌شهروندان‌مطرود‌ (به‌لحاظ‌اجتماعی) ‌عمل‌می‌کنند‌ (کرمانی‌و‌همکاران،‌۲۰۱) .


[۱] female headed households

[۲] . Empowerment

[۳] Aghbumeh

[۴] William Sterling‎

[۵] Daniel Bernoulli

[۶] Noller

[۷] attitudes, values and beliefs

[۸] self efficacy

[۹] self-worth

[۱۰] validation through collective experience

[۱۱] self-blam

[۱۲] . knowledge and skills for critical thinking and action

[۱۳] action

[۱۴] Sara Longwe

[۱۵] Lynn Bennett

[۱۶] Amartya Sen

[۱۷] David Fetterman

[۱۸] Naila Kabeer

نازیلا انصاری پور ، دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی ایران

انتهای پیام/*



دیدگاهتان را بنویسید