دکتر رضا اسماعیلی جامعه شناس در ارتباط باسند راهبردی چین با ایران: اگر ایرانیان همچنان در ذهنیت جمعی خود را به عنوان یک امپراطوری می پندارند باید آمادگی های لازم برای این مسیر را کسب کنند

دکتر رضا اسماعیلی جامعه شناس در ارتباط باسند راهبردی چین با ایران: اگر ایرانیان همچنان در ذهنیت جمعی خود را به عنوان یک امپراطوری می پندارند باید آمادگی های لازم برای این مسیر را کسب کنند.

سند راهبردی چین با ایران از زاویه ای دیگر:

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری احوال نیوز ، دکتر رضا اسماعیلی ، جامعه شناس و استاد دانشگاه ، و  پژوهشگر مسائل اجتماعی در گفتگویی در ارتباط باسند راهبردی چین با ایران به خبرنگار پایگاه خبری احوال نیوز گفت : در این روز ها در مورد سند و نقشه راه همکاری ایران و چین صحبتهای زیادی از طرف موافقان و مخالفان مطرح شده است .دولت بایدن نگرانی خود را اعلام کرده و اسرائیل نیز از این تفاهم نامه ناراضی است، کشورهای عربی دل خوشی از تفاهم نامه ندارند .مسئولان رسمی سیاست خارجی در ایران از این تفاهم نامه به عنوان سند افتخار یاد می کنند. تقریباً اجماع مسولان حکومتی در ایران برای اجرای تفاهم نامه وجود دارد و منتقدین و مخالفین ضمن نقد این سند, بعضاً آنرا در حد ایران فروشی دانسته اند.


بد نیست در قیل و قال های سیاسی کنونی تبارشناسی قدرت گرفتن چین تاحد سر برون آوردن اژدهای سرخ به عنوان ابرقدرت آینده را رمز کاوی کنیم, امری که کمتر مورد توجه تحلیلگران اقتصاد و سیاست در ایران واقع شده است .
در این که چین کنونی دنیای درون خود را پشت سر گذاشته و مدام در حال افزایش قدرت اقتصادی, نظامی, سیاسی و فرهنگی خویش در گیتی است کمتر کسی شک دارد. نزاع اصلی آمریکا و اروپاییان با چین یک نزاع استراتژیک و اقتصادی و برسر رهبری جهان آینده است. چین به عنوان قدرت نوظهور چه مسیری را طی کرده است که هم اکنون به عنوان گفتمان قدرت نوظهور جهانی در ربع دوم قرن بیست و یکم مطرح است؟


از وقوع انقلاب چین در ۱۹۴۸ به رهبری مائو تا جنبش دانشجویی “تیان آن من” در سال ۱۹۸۹ چند دهه نگذشته بود که چین کمونیست در آستانه فروپاشی قرار گرفت. بر اساس نظریه بازی game theory یک بازی سه دوزه را شروع کردند. نخست دانشجویان را با قدرت ارتش سرکوب کردند، سپس حزب کمونیست و ساختار در حال فروپاشی آن را بازسازی نموده و بازی سوم، آزاد سازی اقتصادی و بیرون آوردن اقتصاد از چنگال حزب کمونیست و رهبران حزبی بود.
آنان اصل خصوصی سازی اقتصاد را مبنا قرار دادند و راهبرد دوره مائو و گروه چهار نفره پس از او را به کنار گذاشتند و آموزه های دنگ شیائوپینگ رهبر بازسازی معنوی و اصلاحات چین را اصل قرار دادند. دنگ قبل از این جریان تبعید شده بود و فرزندش را رهبران حاکم کشته بودند.

مهمترین آموزه ی اصلاحات اقتصادی چین در این اصل قرار گرفت که حکومت از دخالت در جزئیات مدیریتی و فنی کارها اجتناب کرده و فقط اهداف اصلی و قله ها را در اقتصاد ترسیم نماید وبقیه امور را به مدیران وانهد. به بیان دیگر مدیریت یک امر فنی است و نباید سیاستمداران در جزئیات آن دخالت کنند. وظیفه حکومت و دولت,رهبری امور است و اشخاص دولتی و نمایندگان شوراها و قدرت های محلی نباید در جزئیات فنی سیستم ها مداخله نمایند و اعوان و انصار خویش را در مناصب مهم مدیریتی منصوب نمایند و کارآمدی سیستم ها را به حداقل کاهش دهند. و بدین ترتیب چین در یک بازسازی بزرگ اقتصادی قرار گرفت.
به نقل از یکی از دوستان, هنگامی که آقای فریدون وردی نژاد سفیر ایران در چین بودند در ۲۰۰۳ در دیدار با رهبران حزب کمونیست چین و اظهار گلایه از اینکه چرا شما از شعارهای ضد امریکایی و ضد امپریالیستی ایران حمایت نمی کنید؟


رهبران حزب کمونیست در پاسخ اظهار داشتند که ما در حال تدوین برنامه های اقتصادی هستیم تا بتوانیم به عنوان یک رقیب تا سال ۲۰۱۵ مطرح شویم. از ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰ با اروپاییان و آمریکا بر سر مسایل چانه زنی کنیم و از ۲۰۲۰ شعارهای شما را آن هم در مذاکرات اقتصادی با زبان اقتصاد و تکنولوژی بیان می کنیم . شما حرفتان بسیار زودتر از توانایی و عمل تان است.
هر کشوری در اتخاذ سیاست ها و اجرای برنامه ها, منافع ملی کوتاه مدت, میان مدت و بلند مدت خود را در نظر می‌گیرد چین نیز از این قاعده مستثنی نیست.

تاریخ ایران معاصر, گویای آن است که ما در پنج قرن اخیر مقاومت شکننده ای نسبت به هجوم کشورهای استعماری داشته ایم. از زمانی که برادران شرلی برای ساختن توپ و تفنگ در دوره صفویه به ایران آمدند تا ایرانیان را در مقابل عثمانیان قدرت بخشند, رقابت‌های فرانسه, انگلیس و روسیه در دوره قاجاریه و مدافعآن داخلی آنان و بی کفایتی های دست اندرکاران, ایران را در دوره قاجاریه کوچک و کوچکتر کرد. پس از جنگ جهانی دوم و سربرآوردن آمریکا به عنوان ابر قدرت نوظهور, ایران در معادلات جهانی نقش کاتالیزور منفعل و در موارد معدودی فعال بوده است.
اگر ایرانیان همچنان در ذهنیت جمعی خود را به عنوان یک امپراطوری می پندارند باید آمادگی های لازم برای این مسیر را کسب کنند. رسیدن به این آمادگی نیازمند تقویت قدرت علمی و فناوری است و پیش شرط اجتماعی آن وحدت و انسجام اجتماعی است.
لازمه فرهنگی کار, ارزش قرار دادن علم و فرهنگ علمی به جای نزاع های بی‌حاصل است. باید به سمت اجماع ملی رفت و با اتخاذ راهبرد توسعه ملی بنیان های داخلی کشور را محکم ساخت و نقش فعال تری در منطقه‌ و عرصه بین المللی, آن هم با زبان فناوری و قدرت اقتصادی بارعایت منافع ملی ایفا نمود .

ضمن تشکر از جناب آقای دکتر رضا اسماعیلی عزیز جامعه شناس و استاد دانشگاه ، و  پژوهشگر مسائل اجتماعی که وقت گران بهای حود را در اختیار پایگاه خبری احوال نیوز ، قرار دادند.


محمد امین اقتصاد

انتهای پیام/*



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *