سید مصطفی انوشه : قطعا دولتی کردن هنر در حصار کشیدن نوآوری به دست سیاست هاست که طبیعتا محدودیت و ممیزی نتیجه اون خواهد بود

سید مصطفی انوشه : قطعا دولتی کردن هنر در حصار کشیدن نوآوری به دست سیاست هاست که طبیعتا محدودیت و ممیزی نتیجه اون خواهد بود

گفتگوبامصطفی انوشه هنرمندموسیقی

سید مصطفی انوشه هنرمند موسیقی در عرصه ی پیانو

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری احوال نیوز ، این بار با هنرمند موسیقی در عرصه ی پیانو ، مصطفی انوشه ، گفتگویی خودمانی انجام داده ایم . ضمن تشکر از این هنرمند عزیز موسیقی که وقت خود را در اختیار پایگاه خبری احوال نیوز ، قرار دادند ، لطفا برای سوال اول ابتدا از خودتان بگویید..
در ابتدا سلام و عرض ادب دارم خدمت همه عزیزانی که این گزارش به دستشون می رسه و آرزومند سلامتی همهءمردم جهان از درگاه خدای مهربان هستم.

من سید مصطفی انوشه متولد تیر۶۴ هستم.اصالتا خوزستانی و بزرگ شده تهران و از حدود ۷ سالگی کار با پیانو را شروع کرده و به موسیقی علاقه مند شدم.رفته رفته به هنر و شاخه موسیقی گرایش بیشتری پیدا کردم .و دوره های مختلف رو نزد اساتید بنامی همچون کامبیز روشن روان و استاد جنگیز گذروندم در سال حدودا ۸۲ اولین کار حرفه ایم رو در واحد سیاسی شبکه چهار صدا و سیما با آهنگسازی سریال (در آستانه حضور در رابطه با انتخابات مجلس و حضور مردم) آغاز کردم و رسما وارد دنیای حرفه ای موسیقی شدم و بعد از آن در شبکه ۲ و ۵ رفته رفته با آهنگ سازی آنونس و تیزر همکاریم رو با تلویزیون بیشتر کردم و وارد آهنگسازی فیلم و سریال شدم. تحصیلاتم کارشناس ارشد موسیقی از کنسرواتوار و رشته مدیریت بازرگانی که البته فرصت نکردم مدیریت رو به انتها برسونم .رهبر ارکستر اجراهای ثارا… در سالن دوازده هزار نفری آزادی بودم و اساسا رهبری ارکستر رو از اونجا آغاز کردم. با خواننده های مطرح پاپ از جمله ناصر عبداللهی، چنگیز حبیبیان، فریدون آسرایی ، امیر اصفهانی، محسن مهرجوئی و سالار جمال پور ….در ایران همکاری داشتم و البته زمان های مختلف کوتاه و بلندی رو در جاهای مختلف دنیا با جامعهء هنرمندان همکاری داشتم و چند سال اخیر رو که در گرجستان مقیم بودم در تفلیس با کارگردان ها و خوانندگان گرجی همکاری می کردم. بعد از بازگشت به ایران و با همکاری دوست عزیزم سید بهنام ابطحی ، موسسه هنری سولیست رو افتتاح کردیم و در ایران به ادامه فعالیت آهنگ سازی و تنظیم مشغول شدم .

سید مصطفی انوشه هنرمند موسیقی در عرصه ی پیانو

سوال دوم
چرا فرهنگ و هنر ما هنوز اقتصادی نشده است؟
در ابتدا باید عرض کنم که همواره اقتصاد و هنر دو موضوع متفاوت و جدای از هم هستن و در نظریه (( ویلیام موریسون)) کاملا به این اشاره شده و فقط میشه درباره اجزای خاص و پیوندهای این دو بحث کرد.امروزه بقای هر هنر وآفرینشی و حتی بقا و پیشرفت هر علمی با اقتصاد گره خورده و برای ادامه پیشرفت و حیات اون باید به اقتصادی بودن اون اندیشید. شخصا معتقدم که برعکس تصوری که از سوال میشه که چرا هنوز فرهنگ و هنر ما اقتصادی نشده بنده معتقدم امروز فرهنگ و هنر بیش از آنکه به تعالی و هدف و رسالت واقعی خودش نزدیک شده باشه به سمت اقتصادی شدن گرایش داشته تا جایی که هدف اصلی امروز مارکت هست نه ذات هنر و فرهنگ. امروز هنرمندان بیش از انکه به فکر ماندگاری اثر باشند در اندیشه فروش اون به سر میبرن.امروز هنرمندان مسیری برای دنبال کننده های هنر تعریف نمیکنن و این مخاطبان و دنبال کنندگان هنر هستن که مشخص میکنن که هنرمند باید چه چیزی رو خلق کنه که اون اثرفروش بره. هنرمند بخاطر بقا و حواشی اقتصادی بیش از هنر به حواشی اقتصادی اون اندیشه میکنه….با این نگاه ما فرهنگ و هنری با مفهوم حقیقی هنر و اقتصادی هم با مفهوم حقیقی اقتصاد نخواهیم داشت. هنر در تعالی واقعی و ارزشی خودش میتونه به ارزش اقتصاد گره بخوره واین فقط در صورتی است که اصول این مسیر اقتصادی به قوانین محکم حمایتی مثل حق کپی رایت گره بخوره که فکر میکنم در این شرایط اساسا به بازنگری نیاز داره……

سید مصطفی انوشه هنرمند موسیقی در عرصه ی پیانو

سوال سوم
آیا وظیفه تولید و حمایت هنر و هنرمندان با دولت است یا بخش خصوصی؟
قطعا دولتی کردن هنر در حصار کشیدن نوآوری به دست سیاست هاست که طبیعتا محدودیت و ممیزی نتیجه اون خواهد بود و حواشی منفی خواهد داشت و خلاقیت و رهایی هنر و هنرمند را بدنبال دارد و در عین حال اگه بخواهیم به شکل کامل به بخش خصوصی واگذار کنیم و جنبه نظارتی وجود نداشته باشه میتونه انحرافات خودش رو در بر داشته باشه و از اونجا که فرهنگ و هنر میتونه توی ریشه و بطن اذهان جامعه نفوذ کنه قطعا وجدان بیدار و نگاه ناظری باید وجود داشته باشه.پس در نتیجه احساس میکنم باید فرهنگ و هنر جامعه ما به طور ریشه ای اهداف و مسیرش مشخص و تعریف بشه و هنرمندانی متعهد رو از دل باورهاش بیرون بکشه که رسالت خودشون و هنر رو فراموش نکنن.در چنین شکلی قطعا به همکاری توآم بخش خصوصی و بخش دولتی نیاز هست اما باید بدونیم هنر فقط جنبهء حمایتی قضیه رو میتونه بپذیره و نه جنبهء هدایتی رو …..چون قطعا خودش اگر مبتنی بر ذات واقعی خودش باشد از درون خودش هدایتگر هست و اگر قرار باشه هدایت و نفوذ هر عامل بیرونی رو بپذیره و متاثر از اونها باشه قطعا هیچگونه بیداری رو به دنبال نداره. ما وقتی هنر واقعی رو بشناسیم نیازی به تزریق هنر ارزشی نداریم چرا…. چون قطعا هنر واقعی همون هنر ارزشی هست و طبیعتا در مسیر انحراف هم قرار نمیگیره در واقع اگر به هنرمندان اعتماد کنیم و بخش خصوصی و دولتی ، هنرمندان حقیقی ما رو حمایت کنند قطعا آینده روشنتری رو پیش رو داریم.
در واقع مشکل اصلی جامعهء ما دخالت غیر اصولی و ناعالمانه در دنیای هنر است که همه چیز را قاطی کرده و سفسطه و مغلطه هایی را نتیجه داده است……

سوال چهارم
به جوانان علاقه مند به این حوزه چه پیامی دارید
؟

به جوانانی که به این حوزه علاقه دارند میتوانم تجربه خودم رو به اشتراک بزارم.
هنر موهای بلند و سلفی گرفتن نیست،هنر عکس و شهرت نیست،هنر فیگورهای قشنگ نیست،هنر پاکتر و معصومتر از اونی هست که تصور میکنیم.هنر دیدن درد دیگران و درد کشیدنه دردی که نمیذاره بی تفاوت رد بشید. بسیاری از انسانها شخصا آهنگساز یا نوازنده و خواننده نیستن اما از بسیاری آهنگسازان و به ظاهر هنرمندان هم هنرمندترند…چرا… چون انسان بودن رو و انسانیت رو خیلی خوب میفهمن و میدونن که هنر واقعی در زنده نگاه داشتن وجدان بیداره…توصیه من به همه علاقه مندان به هنر این هست که فراموش نکنند و فراموش نکنیم که انسان بودن و انسان ماندن خود واقعیت هنره و همه ما این رسالت رو به عهده داریم…….

سید مصطفی انوشه هنرمند موسیقی در عرصه ی پیانو

سوال پنجم
از مسئولان فرهنگ‌ و هنر چه تقاضایی دارید
؟

از مسئولان فرهنگ و هنر تقاضایی ندارم اما از مسئول ترها تقاضا دارم که افراد متخصص و کاربلد رو در جایگاهها و پستهای حساس مدیریتی و مسئولیتی قرار بدن ، افرادی که واقعا دغدغه هنر رو داشته باشن ….. نمیشه انتظار داشت از عزیزانی که به طور مثال تخصص شون علوم سیاسی هست بخوان مجوز بخش موسیقی رو صادر کنن.
نتیجه این بی نظمی تباهی هنرمندان واقعی و حمایت افراد به ظاهر هنرمند هست که این سالها کم دیده نشده….

سوال ششم
در رابطه با استاندارد سازی هنر چه نظری دارید
؟


عقیده من این هست که با ممیزی و نظارت وزارت ارشاد در بعضی بخشها چنین قصدی تعریف شد اما خروجی اون چیز دیگه ای رو نشون میده.من چهارچوبهایی رو تعریف کردیم که استانداردهای کیفی و اخلاقی بسازیم درصورتی که هنر خودبخود با هدایتهای ذاتی خودش متعالی میشه و شنونده و بیننده خودش رو پیدا میکنه . اساسا استاندارد در هنر تعریف مشخصی نداره. البته اخلاق در هنر تعریف کاملا مشخصی داره ولی استاندارد هرگز ……چرا چون در واقع درون مخاطبان هنر ، این استاندارد رو میسازه …. به عقیده من هنر خود بخود به سمت مسیری مشخص میره چه جلوی اون گرفته بشه و چه نشه. گاهی مشاهده شده که با جلوگیری از اون مسیر ، جهش یکبارهء اون رو شاهد بودیم. بطور کلی من معتقدم به جای اصرار به مشخص کردن استاندارد، تلاش بشه که مسیر درست و واقعی هنر روشن بشه. هنر بخاطر ذات خودجوش و خلاقانه اش در چهارچوب استاندارد قرار نمیگیره. هنر به یک رهایی یک جهش و پرتاب نیاز داره.به جوانانمون اعتماد کنیم و بهشون فرصت بدیم……..

سوال هفتم
آیا موسیقی هنر است یا صنعت
؟

موسیقی به ذات هنر است اما قطعا برای بقا و پیشرفت خودش به صنعتی شدن این هنر باید توجه داشته باشیم.قطعا فوتبال ورزش هست اما برای اینکه در جام های جهانی حرفی برای گفتن وجود داشته باشه به فوتبال به عنوان صنعت فوتبال باید نگاه کرد.هر پدیده ای چه هنر چه ورزش و هر تخصصی قطعا برای تعالی خودش و پیشرفت سیستماتیک و منظم اون باید نگاه صنعتی اون رو هم باور کنیم.بخش صنعت بخش ارائه هر گونه نوآوری و پدیده ای میتونه باشه……

سوال هشتم
نگاهتون به پدیده ساسی مانکن چیست
؟


پدیده ساسی مانکن و پدیده های این چنینی هدفمند هستن و وقتی به بودجه و سرمایه گذاری که برای تولید و پخش آثار دقت می کنیم متوجه میشیم که این پدیده و امثال این پدیده قطعا هوشمند و هدفمند هستن.وقتی می بینیم کا اونها جامعه هدف ۱۳ تا ۱۹ سال رو در برمیگیرن متوجه میشیم که اندیشه هایی وجود دارن که هزینه های سنگین میکنن که اندیشه نسل فردای مارو در دست بگیرن.تاسف اونجاست که ما هیچ خوراک و هیچ برنامه ای برای دفع این خطر نداریم و ظهور اونها به معنای وجود خلا در بخش هایی از فضای هنری ما میتونه باشه. هدف قرار دادن خانواده و ارزش هاش با ابزاری مثل موسیقی که میتونه جذاب هم باشه میتونه به عمق اندیشه و باور نوجوانهای معصوم ما که صفحه سفید اندیشه شون آمادگی پذیرش رو داره بنشینه .به عقیده من باید در مورد پدیده های اینچنینی بسیار تامل و اندیشه کرد و به طور قطع برای دفع این خطرات هزینه کرد و اون رو هر چه سریعتر مهار کرد . نفوذ به اندیشه نوجوانانی که شنونده این اثار هستن به طور مستقیم به هدف گرفتن هویت و حریم خانواده میتونه باشه….ما برای بی اثر شدن اینگونه پدیده ها چکار کردیم و آیا هرگز برنامه ای داشتیم.این سوالی هست که مسئولین باید از خودشون بپرسن……….

سوال نهم
نگاه به موسیقی رپ
؟

رپ در دهه ۱۹۶۰ توسط سیاهپوستان آمریکایی در برانکس در جنوب نیویورک به وجود اومد که برای مبارزه سیاه پوستان علیه تبعیض نژادی بود.رپ در ذات و در ابتدا نگاهی انتقادی داشته و رفته رفته در جوامع جایگاههای مختلف و ژانرهای مختلفی رو به خودش دیده اما رپ فارسی در دو دهه اخیر جایگاه خاص تری رو در ایران پیدا کرده.که نگاهی طنز ،اجتماعی، جنسی، و سیاسی به خودش گرفته.چیدمان اثر لوپ تکرار هارمونی در رپ و همینطور رهایی در بکارگیری لغات ،راحتی بیان عامیانه و گویش دیالوگی اون میتونه باعث بشه که بعضا راحتتر و روانتر درباره خیلی از مسائل موضوعاتی مطرح بشه.قطعا هر سبکی بدون شک میتونه در خودش خلاقیت داشته باشه اما به نظر من رپ فارسی به دلایل زیادی بسیاری وقتها بخاطر جذب مخاطب و نه هدفی باارزش متاسفانه تمایل زیادی به انحراف پیدا کرده و میکنه …..

سوال دهم
نظرتون در رابطه اتفاقات این روزهای دنیای هنر
؟

قطعا نمی توانم انتقاد کنم چون هر عزیزی میتونه به سمت علائقش بره اما بنده به شخصه معتقدم بیشتر این عزیزان در هیچکدوم از فعالیتها ، اثری ماندگار و همیشگی رو نتونستن ثبت کنن. نه در موسیقی چهره ماندگاری از خودشون ساختن نه در بازیگری و نه حتی در ورزش.تا به امروز پیشنهاد به بازی در فیلم برای من زیاد بوده ولی خب قطعا تخصص من نیست و میدونم که شاید بتونم بیننده خوبی برای فیلم باشم ولی هرگز نمی توانم بازیگر خوبی باشم چون تخصصی در این زمینه ندارم و فکر می کنم با عدم حضورم در فعالیتهای دیگه فرصت خیلی از عزیزان با استعداد در اون تخصص رو فراهم میکنم.درکل امیدوارم روزی برسه که افراد در هر تخصصی که هستند از همان تخصص راضی باشن و برای هدفشون صرفا در همان تخصص تلاش کنند.

سوال یازدهم
کلام آخر؟؟

به مردم شریف و عزیزمون سال جدید رو تبریک عرض می کنم و امیدوارم سالی بدون بیماری باشه سالی پر از سلامتی و نشاط و امید…..
از خدا میخوام که یاد بگیریم کمتر قضاوت کنیم و بیشتر ببخشیم.امیدوارم اگر رقابت می کنیم این رقابت طعم دشمنی یدا نکنه و اگر دوستی می کنیم به حق بمانیم. امیدوارم همه ملت من (هنرمندانه) به هم‌ احترام بگذارن و همدیگه رو درک کنند…. به شان و آبرو و ارزشهای هم فکر کنیم … دنبال انسانهای خوب نباشیم بلکه دنبال یافتن خوبی ها در انسانها باشیم …
با آرزوی سلامتی. ضمن تشکر از شما هنرمند عزیز کشورمان که وقت ارزشمند خود را در اختیار پایگاه خبری احوال نیوز ، قرار دادید.

علیرضا نیاکان

انتهای پیام/*



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *