علی سلیمی نظریه پرداز: شاهدیم که دوره ترامپ با بازی خروج از برجام گذشت و حالا در دوره بایدن با بازی بازگشت به برجام شروع میشه و با همین بازی ۴ سال دیگر

علی سلیمی نظریه پرداز: شاهدیم که دوره ترامپ با بازی خروج از برجام گذشت و حالا در دوره بایدن با بازی بازگشت به برجام شروع میشه و با همین بازی ۴ سال دیگر

خودتان شاهدید که دوره ترامپ با بازی خروج از برجام گذشت و حالا در دوره بایدن با بازی بازگشت به برجام شروع میشه و با همین بازی ۴ سال دیگه سر ملتها رو شیره می مالند.

پایگاه خبری احوال نیوز ، علی سلیمی نظریه پرداز ، در مورد بمب اتم به خبرنگار پایگاه خبری احوال نیوز ، در مورد بازی برجام با ملت ایران گفت : اصلا” چه معنا دارد که ابرقدرت به اصطلاح اتمی بلامنازع جهان ، فاتح جنگ جهانی دوم و صاحب حدود ۷۰۰۰ پایگاه نظامی و همچنین دارنده بزرگترین زراد خانه نظامی در جهان بخواهد درگیر یک جدال با کشور جهان سومی مثل ایران شود.

هیچ جا به اندازه سازمانهای نظامی دروغ پردازی و بزرگ نمایی نمی کنند. و همیشه باید یک ببر کاغذی ساخته شود تا آمریکا بتواند با سیاست پردازی و ایجاد بحرانهای مصنوعی کشور امریکا و سایر کشورهای جهان را در ترس و نگرانی نگاه دارد. و دولت پنهان آمریکا که گروهی از نظامیان هستند بتوانند با ایجاد شرایط دلخواهشان خفقان ایجاد کرده و به حکومتشان ادامه دهند و به آمال و آرزوهایشان برسند.

در تمام انفجاراتی که اتمی وانمود می شوند یک ماده ای در حال سوختنه پس تبدیل جرم به انرژی در بمب اتمی چه معنایی داره انرژی که قابل دیدن نیست

پس جنس قارچی که می بینیم چیست؟

خاطره ای از فریبکاری بعضی از افراد که قادرند حتی افراد به اصطلاح تحصیلکرده و روشنفکر را فریب دهند تعریف می کنم:

در زمانی که در شهر زنجان دانشجو بودم در دانشگاه بعضی از دوستان می گفتند که فردی در داخل زنجان قادر است با صدایش اجسام شیشه ای را بشکند و واقعا” هم در حضور مردم این کار را می کرد و کلی پول جمع می کرد.
حتی نیروی انتظامی هم کاری به آن فرد و تجمعاتش نداشت.

به این شکل که ظرف شیشه ای نسبتا” بزرگی را بر روی چهار پایه ای قرار می داد و اجازه می داد چند نفر برای آزمایش با چکش یا سنگ به آن بزنند تا مردم مطمئن شوند شیشه در ابتدا سالم و محکم است. و از فاصله حدودا” ۲ تا ۳ متری از خودش صداهایی در می آورد و ناگهان شیشه می شکست و مردم عوام هم برایش سوت و کف می زدند و کلی پول برایش می ریختند.
بعضی از افراد که از درجه حماقت بیشتری برخوردار بودند او را بر روی شانه شان می گذاشتند و حرکت می کردند و هورا می کشیدند.
آن فرد هم در دلش به ساده دلی و حماقت افراد می خندید.
از ان فرد دلیل شکستن شیشه با صدا را پرسیدم ، بعد از کلی اصرار گفت: من کلی تمرین کرده ام و فرکانس صدایم را دقیقا” مشابه فرکانس ارتعاشات شیشه منتشر می کنم و به خاطر پدیده تشدید شیشه می شکند.
تعدادی از دانشجویان مخصوصا” دانشجویان رشته فیزیک کار آن فرد را منطقی و درست می دانستند وجنبه علمی آن را قبول داشتند کلی در مورد پدیده تشدید صحبت می کردند و توضیح می دادند و در هنگام توضیح دادن کلی ژست می گرفتند و احساس دانشمند بودن می کردند.


اما بنده باور نمی کردم آن فرد بتواند با ایجاد فرکانس مشابه فرکانس شیشه آن را بشکند.

پدر بنده در اداره زندانها کارمند بود . یکبار وقتی پیش پدرم رفته بودم دزدی را آورده بودند که شیشه های ماشینها را می شکسته و دزدی می کرده.

پلیسی که همکار پدرم بود می گفت این دزد سفیدی شمع ماشینها را خرد می کرده و چند قطعه از این خرده شمعها را به طرف شیشه ماشین ها پرتاب می کند و شیشه ماشین ها خیلی راحت خرد می شوند.
البته خرده شمع فقط بر روی شیشه های سکوریت این عمل را انجام می دهد و بر روی شیشه های معمولی هیچ تاثیری ندارد. کلیپها در اینترنت موجود است.

بنده حدس زدم چیزی مشابه کار آن دزد صورت می گیرد.
به آن فرد پیشنهاد دادم که ظرف شیشه ای را خودم تهیه کنم و آن را بشکند.

گفت من با این شیشه ها تمرین کرده ام و فرکانس آنها برایش آشناست و برای شیشه های دیگر باید کلی تمرین کند.


گفتم پس اجازه دهید من و دوستم در دوطرف شیشه قرار گیریم و حاضرم اگر شیشه شکست مبلغ ۳ هزار تومان که در سال ۷۰ مبلغ زیادی بود به وی دهم.

قبول نکرد و گفت که اگر شما و دوستت در اطراف شیشه قرار بگیرید فرکانس تغییر می کند و برای این فرکانس جدید باید کلی تمرین کند.

مطمئن شدم که کلکی در کارش می باشد.

شکاف نسبتا” متوسطی در دیواری در فاصله ۶ تا ۷ متری کنجکاوی بنده را برانگیخت و رفتم جلوی شکاف ایستادم.
آن فرد اعتراض کرد و گفت آنجا قرار نگیرم.
گفتم قبول دارم اما اجازه بده مقداری چوب و پلاستیک در شکاف قرار دهیم یا اینکه چهار پایه را به جای دیگری ببریم.

عده ای که ظاهرا” با آن فرد همدست بودند به حالت دعوا جلو آمدند و گفتند آقا شما چکاره ای اینقدر فضولی می کنی.و فضا را خراب کردند. دوستم به روی دیوار رفت و گفت که فردی با تفنگ بادی در پشت دیوار است. وافراد دیگری هم به بالای دیوار رفتند و پایین پریدند و او را گرفتند.و همانطور که حدس زده بودم کلی خرده شمع همراهش بود و زمانی که فرد اقدام به انتشار صدا می کرده چند ثانیه بعد با تفنگ بادی که مجهز به صدا خفه کن بود خرده شمعی را که مناسب تفنگ بادی سابیده بودند به سمت ظرف شیشه ای که جنسش شیشه سکوریت بود شلیک می کرد و ظرف می شکست و خرد می شد.

بعد از این ماجرا دیگر در زنجان این بساط جمع شد.

وقتی چنین افرادی پیدا می شوند که می توانند سر مردم را کلاه بگذارند و حتی جنبه علمی به آن دهند ببینید سیاستمداران دیگر چه حقه هایی می زنند و سر ملتها را شیره می مالند.

انتهای پیام/*



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *