مهندس محسن اسلامی (پویا)؛ شاعر، نویسنده و پژوهشگر ادبی/ مهربانی و عطوفت گمشده ی این روزها

مهربانی و عطوفت گمشده ی این روزها

نویسنده: مهندس محسن اسلامی (پویا)

شاعر، نویسنده و پژوهشگر ادبی

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری احوال نیوز؛ مهندس محسن اسلامی (پویا)؛ شاعر، نویسنده و پژوهشگر ادبی در گفتگو با پایگاه خبری احوال نیوز در رابطه با مهربانی و عطوفت دو عنصر گمشده ی این روزها عنوان نمود:

قرآن می‌فرماید، پیامبر(ص) « رحمه للعالمین » است، نمی فرماید «رحمه للمسلمین» و یا «رحمه للمؤمنین».و این بدین معناست که وجود نازنین شخص پیامبر واسطه‌ی رحمت الهی برای تمامی عالمیان است .

ویلیام جیمز ، فیلسوف معروف آمریکایی، در کتاب«انواع حالات دینی» می‌نویسد:«من در طول تاریخ، هیچ قدیسی را ندیده ام که از کسی بپرسد، دین تو چیست؟ »

در واقع انسانهای نیک اندیش یک نوع عطوفت، محبت، و شفقت نسبت به تمام انسانها از آن حیث که انسان هستند، دارند و نه از آن حیث که دین و مذهب خاصی دارند.

مهربان بودن یکی از روشهای بسیار مهم و بنیادین برای معنا بخشیدن به زندگی خود ما و البته زندگی دیگران است. مهربان بودن به برقراری ارتباط بهتر و داشتن شفقتِ بیشتر،کمک می‌کند و به ما این امکان را می‌دهد که به عنوان نیرویی مثبت در زندگی دیگران اثرگذار باشیم.

مهربانی نگرشی مثبت است که مایه‌ی تقویت روح و جسم آدمی است. آیا عزت نفسی که مهربانی به شخص می‌دهد خود پاداش بزرگی نیست؟ عادت به مهربانی سبک زندگی را تغییر می‌دهد. مهربانی، آدمی را به احساس آرامش و سبکی عادت می دهد، احترامی که شما برای افراد مهربان قائل می شوید را بیاد بیاورید. یا واقعا دوست ندارید دیگران هم برای شما همچین احترامی قائل شوند؟ مردم پاسخ مهربانی را با مهربانی می دهند.

این شفقت و عطوفت داشتن ومهربانی نسبت به دیگر انسانها، هنگامی در ما بوجود می‌آید که بتوانیم در مواجهه با همنوعان خود، دست کم سه موضوع را از ذهن و ضمیر خود دور کنیم. وقتی با انسانی مواجه می شویم، باید گذشته او را فراموش کنیم. ما پیوسته درگیر و در اسارت گذشته ایم و تا وقتی در این حالت هستیم، نمی توانیم همه انسانها را دوست داشته باشیم. باید بتوانیم براساس ظاهر ،قضاوت نکنیم پیشداوری نداشته باشیم. بایستی باورهای غلط واشتباه خود را دور بریزیم. زیرا این باورها می توانند مانع محبت متقابل انسانها با یکدیگر باشند. اگر بنا باشد بگوییم هر کسی که باورهایش مثل باورهای من است مورد مهر و محبت من قرار می‌گیرد، نمی توانیم کسی را برای دوست داشتن بیابیم.

واما چگونه درعمل مهربان باشیم؟ برای اینکه بدانیم چگونه مهربان باشیم بنظر نویسنده بایستی چند اصل، محور همیشگی ذهن و اعمال و رفتار ما باشد.نخست اینکه بکوشیم تا دیدگاه مهربانانه را در خود تقویت کنیم واین کوشش پیوسته محوریت ذهن ما باشد و درعمل نیز بدان التزام داشته باشیم . دیگر اینکه دایما درحال تقویت صفات مهربانانه درخود باشیم ونهایتا بصورت مداوم به تمرینهای عملی پرورش مهربانی در خود همت گماریم.

یک نکته در اینجا حائز اهمیت است:آنچه باید بدان توجه داشت این است که، خاستگاه مهربانی، خودشناسی است .آیا می توان متصور شد که آدمی خود را دوست نداشته باشد و درعین حال بتواند دیگران را دوست داشته باشد؟ برای ابراز مهربانی بایستی در اولین قدم با خویشتن خویش مهربان بود. باید خود را شناخت. برای خود زمان گذاشت و با مهربانی به خود نگریست. عدم مهر و عطوفت نسبت به خود، شفقت و مهربانی در حق دیگران را ناخالص و دروغ جلوه می دهد. خود آگاهی منبع رنج ها را به ما نشان می دهد. جنبه های نامطلوب درونمان را نمایان می‌کند و کمک می‌کند که با اشتباهات مواجه شویم و در پی رفع و رجوع آنها برآییم.

مهربانی در حقیقت به معنای اهمیت دادن به دیگران است. وقتی به این نکته توجه داشته باشیم که دیگران نیز همانند ما نیازهایی دارند٬ احساس ترس و ناامنی، تنهایی، تنگدستی و غیره را درک می‌کنند، آنگاه آنچه را که برای خود می‌خواهیم در حق دیگران نیز روا خواهیم داشت .لذا بر این اساس است که مهربانی از خودشناسی نشات می‌گیرد. حق شناسی، پاسخگو بودن، وفاداری، شفقت، نوعدوستی و صبوری گونه هایی دیگر از مهربانی است.در واقع مهربانی روشی است که زندگی را برای آدمی آسانتر می‌کند. نگرش های منفی همچون حسادت، تنفر، خست، تکبر وخودپسندی، ظنّ و بدگمانی ذهن و روح آدمی را اسیر می‌کند و چه بسا عواقب بیماری و ناراحتی و رنج را به دنبال خواهد آورد.

نکته ی دیگری که در راستای مهربانی و شفقت حائز اهمیت است شناخت زمان و دنیای پیرامون خود است .بدون شک تا دنیای خودمان را خوب نشناسیم، نمی توانیم دیگران را بفهمیم. چون تا زمانیکه من دنیای خودم را خوب نشناسم، نمی فهمم انسانها در این دنیای کنونی چه احساسی دارند.

بنابراین هر چه آدمی از واقعیات دنیایی که در آن زندگی می کند، بی خبرتر باشد، حتی زمانیکه   قصد مهربانی وشفقت دارد، درانجام آن در می‌ماند چرا که نیازها را نمی شناسد و با آن بیگانه است.بنابراین چاره ای جز این نیست که دنیای خودمان را خوب بشناسیم تا بفهمیم انسانهای اطرافمان درکجای این شبکه‌ی اجتماعی قراردارند.

به نظر من مهمترین عامل در حرکت زندگی آدمی به سمت تعالی و سعادتمندی، مهربانی است .با درنظر گرفتن آنچه در باب مهربانی و عطوفت بدان اشاره شد برگزیده ای از آنچه که به نظرم شایسته تر میرسد، با اتکا به آموخته ها ، شنیده ها  و  دریافت هایی که از کتابهای گوناگون علوم اخلاق و روانشناسی داشته ام، باختصار بیان می‌کنم، البته بایستی توجه داشت که بحث دراین مورد و مصادیق آن بسیار گسترده ومتنوع است و حوزه های متفاوتی را دربر می گیرد که مورد اشاره‌ی نویسنده در این  نوشتار تنها در حوزه‌ی روابط،اجتماعی است .

اصلی ترین و مهمترین نکته اینکه در میانه ی مهربانی در می یاببم که تمامی ما انسانها در حقیقت یک پیکره ی واحد هستیم و چنانچه من باعث رنجش،دیگری گردم درحقیقت خود را آزرده ام و اگر باعث نشاط دل و خرمی جان دیگری شدم بدون شک به خویشتن خویش،نیکویی،کرده ام . بدون هیچگونه چشمداشت و توقعی،و بطور کاملا اتفاقی، به دیگران مهربانی کنیم و هرگز انتظار جبران و مهربانی متقابل نداشته باشیم .مهربانی های بدون برنامه ریزی در قبال دیگرانی که هرگز نمی شناسیم، باعث می‌شود که نیکی ها و خوبی ها بسمت ما حرکت کند و شادمانی های،بسیاری را نیز زیادی به دنبال خود بیآورد.مهربانی های اتفاقی تلاشی است آگاهانه برای گسترش هر چه بیشتر محبت، عطوفت و شادمانی به زندگی دیگران .

هدیه دادن به دیگران و داشتن خلق و خوی بخشندگی، دست بخشش و بزرگی منش، دارابودن روح نیکوکاری و یاریگری ودستگیری از همنوعان خود با نیتی پاک و صادقانه و با خلوص از تاثیر گذارترین صفات مهربانانه است که در پسندیده بودن آن وتاثیرات شگرفی،که درجان و دل و سعادت آدمی دارد هیچ شکی نیست .

برای مهربان تر بودن سعی کنیم به دیگران بیشتراهمیت بدهیم و با مراقبت کردن، سؤال پرسیدن و توجه نمودن به آنها این اهمیت دادن را در عمل نشان دهیم . میتوانیم از این راهکارها برای علاقه مندشدن به دیگران استفاده کنیم .حالشان را بپرسیم و اینکه واقعا چه حالی دارند برای ما مهم باشد. بدون دلیل و فقط باین خاطر که از حال دوستان و اطرافیانمان باخبرشویم و به آنها بگوئیم که بیادشان هستیم

بدون مقدمه با آنها تماس بگیریم .لبخند زدن یک عمل مهربانانه ی بسیار ساده  است. بهتراست که بیشتر لبخند بزنیم،عادت لبخند زدن به غریبه ها یا دوستان وآشنایان را تمرین کنیم. هنگامی که ما به دیگران لبخند می زنیم بیگمان لذتی خوشآیند را به آنان هدیه می کنیم. با لبخند ظرفیت مهرورزی و عطوفت در ما رشد میکند.

لبخند زدن باعث میشود دیگران در حضورما احساس راحتی کنند. همچنین شخصیت ما را بگونه ای نشان می دهد که دیگران بهتر و راحت تر و بدون تکلف می توانند به ما نزدیک شوند و این خود راه دیگری برای مهربان بودن است. داشتن برخوردی خوشایند با دیگران و حتی لبخند زدن به آدمهایی که نمیشناسیم، نیز از مصادیق مهربانی است .

سعی کنیم دنبال آدمهایی بگردیم که نیازمند چیزی هستند که ما آن را دراختیار داریم و میتوانیم در مورد آن با ایشان شریک شویم. ممکن است این آدمها هیچگاه از ما مطالبه نکنند دراینصورت این امکان را داریم که پیش ازینکه خواسته شان را به زبان بیاورند نیازشان را برآورده کنیم.

احترام به جاندار ان به خاطر ارزش وجودی که دارند نیز از نشانه های بارز مهربانی عمیق است. همچنین احترام به طبیعتی که از بقای ما حمایت کرده و ما را پرورش میدهد، عملی از سر مهربانی است.این نوع نگاه ما به طبیعت باعث می شود تا مؤلفه هایی که برای تأمین زندگی سالم به آنها نیاز داریم را نابود نکنیم.

در پایان دگرباره متذکر می شوم ،چنانچه نکاتی را که بیان شد بخوبی مد نظر داشته باشیم وخود را ملزم به رعایت آن بدانیم و با پرورش،دادن روح مهربانی و عطوفت در درون خویش به سمت کمال و سعادتمندی حرکت کنیم، میتوانیم تاثیر بسزائی در ساختن جامعه ای سالم و سرشار از مهر و عطوفت و مهربانی داشته باشیم .

در نهایت ما چاره ای جز این نداریم که دنیای خودمان را خوب بشناسیم و تصویر درست از خودمان داشته باشیم و آنچه درتحقق بخشیدن باین امر ما را بیش ازهرچیزدیگر یاری رسان خواهد بود دمیدن روح عطوفت و مهربانی در جامعه  و تقویت آن درخویشتن خویش است.

الهه کمالی

پایان خبر/*



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *