سید محسن کوچکی: نوع کار خارج از خانه باید با توانایی و ابعاد شخصیتی زن متناسب باشد

نتایج و پیامدهای اشتغال و مسئولیت های کلیدی زنان ( ۱ )

سید محسن کوچکی: نوع کار خارج از خانه باید با توانایی و ابعاد شخصیتی زن متناسب باشد



چکیده
اشتغال زنان موضوع مجادله آمیزی بوده که در اکثر جوامع جریان داشته است و در ایران نیز با ایجاد گروه های فمینیستی بر دامنه مباحث و مجادلات آن بیشتر از قبل افزوده شد. در این مقاله به بررسی اشتغال زنان از جامعه هدف خاصی پرداخته، آنها زنانی هستند که نیاز مالی خانواده ایجاب نمی کرده شغلی داشته باشند بلکه خودشان تصمیم گرفته اند متصدی شغلی باشند. از طریق مصاحبه و پرسشنامه به نتایج قابل تاملی دست یافتیم از جمله اینکه این گونه از بانوان شاغل، توجهی به وظیفه مهم تحکیم خانواده و وظایف همسری و مادری نداشته و تربیت فرزندان بطور جدی اولویت آنان نبوده و مسئولیت این وظایف را بعهده نگرفته یا بطور ضعیف انجام می دهند. لذا بایستی با بازنگری مجدد در قوانین و تعاریف شغل زنان، کار خانه داری و تربیت و تعلیم فرزندان نیز بعنوان شغل مورد توجه قرار گیرد و فقط شاخصه اشتغال بیرون از منزل بعنوان شغل محسوب نگردد.



مقدمه
در دوران رنساس بود که ارزش های تازه ای مانند برابری جنسیتی و آزادی در جوامع غربی مطرح شد و به ادعا » زن و سوسیالیسم « ، برابری حقوق زن و مرد دامن زده شد. به خصوص آگوست بیل در کتابش تحت عنوان نمود، زنان بردگان واقعی عصر حاضر هستند زیرا زنان برده ی سرمایه داران ، برده ی پدران و برده ی شوهران خود هستند. برخی از محققین معتقدند ایجاد جریان های فیمینیستی با همین سخنان بیل شکل گرفته است.
فمینیست های موج اول، مسائل حقوقی زنان را مطرح کردند و توانستند حق رای، مالکیت و ارث را برای زنان رسمی کنند. ۱ اگرچه بسیاری از این موارد تا مدت ها فقط در سطح قوانین مدون باقی ماند و به دلیل عدم پذیرش اجتماعی و فرهنگی در متن جوامع غربی رواج نیافت. مساله کار و اشتغال زنان نیز به عنوان هسته اساسی برابری زن و مرد به واسطه سوسیالیست ها مطرح شد و فمینیست ها آن را بسط دادند. از نظر آن ها، شغل زنان بدلیل استقلالی که در پی داشت میتوانست عامل هویتبخش زنان باشد، در عوض موانع کار زنها، یعنی بچهداری و خانهداری باید از پیش رو برداشته می شدند. بنابراین به مرور کار خانگی در مقابل اشتغال خارج از خانه قرار گرفت و پست و بی ارزش شمرده شد.



فمینیست های موج دوم، نقش های سنتی زن از قبیل همسری، مادری و خانه داری را تحقیر کردند و اهمیت اشتغال را به عنوان عاملی که زن را از وابستگی به مرد می رهاند، بالا بردند. در ابتدا مراجع مذهبی کار کردن زنان را مغایر با اصول دینی میدانستند و با آن مخالفت کردند بخصوص تصویری که مسیحیت از زن به عنوان موجودی اغواگر، عامل گناه اولیه و هبوط آدم از بهشت ارائه میکرد، تصویری منفی بود. به واسطه نفوذ و گسترش جریان فمینیسم در جوامع مختلف، جنبش هایی برای احقاق حقوق زنان در سراسر جهان شکل گرفت و مساله برابری زن و مرد و حق اشتغال زنان در سطح بینالمللی مطرح شد. در جامعه ما نیز
تحت تاثیر این جریان تفکرات زنان دستخوش تغییر شد. به تدریج تفاوت های جنسیتی کمرنگ شد و اشتغال برای زنان به عنوان یک ارزش مطرح شد. با توجه به روند طی شده، امروزه تحت تاثیر تفکرات فمینیستی باورهای مربوط به خانواده نیز تغییر کرد و نقش های سنتی زنانه از قبیل، کارخانگی و مادری مانع رشد و پیشرفت زنان دانسته می شود و شکوفایی استعداد زنان از طریق کار و فعالیت های خارج از خانه، دوشادوش مردان تحقق
می یابد گرچه این مسئله درکلان شهرها نمود بسیاری دارد و جوامع سنتی هنوز در برابر این پدیده مقاومت می نمایند.


مطابق تعاریف طرفداران قوانین زن گرایانه، در تقسیم کار نباید بین زن و مرد تفاوتی قائل شد و برای اشتغال زنان بیرون از منزل حق ویژه ای لحاظ گردیده که حتی شوهر نباید با آن مخالفت داشته باشد. این مباحث باعث ایجاد چالش های مختلف در جوامع گوناگون گردیده است که ما در این مقاله برخی پیامدهای آن را مورد بررسی قرار می دهیم .


اشتغال زنان و خانواده
اول باید اشتغال زنان را در حوزه های مختلف بررسی کنیم، و باید ببینیم آیا آنان در خانه مشغول به کار هستند یا در بیرون از منزل، تا پیامدهای آن را مورد بررسی قرار دهیم.
وقتی بررسی کنیم متوجه آن می شویم خانواده ها، اشتغال زنان در داخل منزل را جدی نگرفته و آن را یک سرگرمی برای بانوان می دانند و حال آن که اگر آن را جدی بگیرند در رشد و توسعه اقتصادی خانواده می تواند کمک خیلی خوبی برای همسر باشد.
طرز تفکر خانواده ها در مورد اشتغال زنان متفاوت است . عده ای موافق و عده ای مخالفِ کار آنان در بیرون از منزل می باشند و گروهی نیز نظریات دیگری دارند که بیان می دارند: زنان فقط در عرصه زنانه مشغول باشند و در زمان مشخص در جامعه حضور داشته باشند و این زمان باید طوری تقسیم بندی شود که به اصل نظام خانواده لطمه نخورد. این افراد اصلا مباحث مادی برایشان ملاک نیست، بلکه بحث ارتباط زنانگی را مطرح می کنند
یعنی درجامعه باید زنان متخصصی باشند که پاسخگوی کلیه امور زنان و زنانگی باشند تا آنان برای امور خود به مردان (نامحرمان) رجوع نکنند و گروهی از زنان هستند که برایشان این مسئله اصلا اهمیتی ندارد و فرقی برایشان نمی کند که در این حوزه زن متخصصی وجود دارد یا ندارد که هنگام مراجعه برای انجام امور زنانگی آن شخص، محرم یا نامحرم باشد و صرفا می خواهد کارش انجام شود. مثلا در پزشکی و دندانپزشکی .



در رابطه با موافقان و مخالفان اشتغال زنان در بیرون منزل ، از عده ای سئوال کردم که این چنین پاسخ دادند.
نکته: سئوال مطرح شده در مورد زنانی است که نیاز مالی نداشته و در مکان های تخصصی زنان فعالیت ندارند.
سئوال : نظرتان در رابطه با اشتغال زنان در خارج از منزل چیست؟ و آیا عدم حضور شما درمنزل به فرزند و خانواده لطمه نمی خورد؟
جمع بندی از پاسخ چند خانم که مخالف اشتغال زنان در بیرون منزل بودند :
خانم خانه داری بیان داشت، اشتغال در خارج از منزل قطعا موجب لطمه زدن به فرزندان و خانواده می شود. عدم حضور در منزل موجب می شود که زن از انجام وظایف اصلی خود در خانه باز ماند. یعنی نسبت به فرزندان و همسر، کوتاهی و بی توجهی داشته باشد و این امر لطمه ی بزرگی به نهاد خانواده خواهد زد. یک نکته خیلی مهم که از آسیب های کارکردن در بیرون از منزل است و به آن بی توجهی می شود ، برخورد هایی است که در محل کار با افراد انجام می شود و مطمئنا در رفتار زنی که در بیرون از منزل مشغول بکار است، اثر خواهد گذاشت و بعدها منجر به قیاس در منزل شده و آن هم نهایتا موجب اختلاف و دعوا خواهد شد .

جمع بندی از پاسخ چند نفر از موافقان اشتغال زنان در بیرون منزل ؛
فرزندی جواب دادکه مادرم برود بیرون کار کند تا پول در بیاورد، سئوال شد، مگر پدرت پولدار نیست؟پدرت به مادرت پول نمی دهد ؟ گفت: چرا، اما برود بیرون کار کند بهتر است. وقتی پول به دست آورد آن چیزی را تهیه می کند که خودش میل دارد و با پدر جر و بحث نمی کند که چرا اجازه خرید نمی دهی؟ و…. کلا بگویم که مامان وقتی پول در می آورد زمانی که درخانه هست اعصابش راحت است. خانمی جواب داد ، می خواهم پول دربیارم که مال خودم باشد تا استقلال مالی داشته باشم و لباس بخرم و… سئوال شد، مگر شوهر شما برایتان نمی خرد؟ گفت چرا می خرد ولی آن چه که دلخواه من است را نمی خرد.
در مصاحبه هایی که انجام شد از وظایف اصلی زنان سئوال می شد، خانم ها اصلا نمی دانستند کار اصلی زنان در منزل چیست. می گفتند: ما کارهای خودمان را در منزل انجام می دهیم مثلا غذا درست می کنیم ، شست و شو انجام می دهیم و… ، در جوابهایی که دادند، وظیفه اصلی زنان که تربیت و توجه به فرزند ، همسرداری ، حفظ بنیان خانواده است را اصلا به آن اشاره نمی کردند. لذا عمومِ موافقان با عدم اطلاع از وظیفه اصلی زن در خانواده
جوابشان موافق کارکردن زنان در خارج از منزل بوده است، نگاهشان مادی بود. به عبارتی نگاهشان مصرفگرایی بود چون شوهران به حد نیاز از لحاظ مالی همسر خود را تامین نمی کردند. در برخی پژوهش ها ۱۱ درصد زنان کمک به اقتصاد خانواده را انگیزه خود برای ورود به بازار کار معرفی کرده اند. نقش مادر در تربیت در دو مقطع مهم و حساس- کودکی و نوجوانی- باید بیان شود تا مادران شاغل به اهمیت آن پی برده و اولویت ها را در مسیر انتخاب شغل و تربیت فرزندان به شکل صحیح تشخیص دهند .

مادر و تربیت در کودکی
برخی گمان می کنند که نقش مادر در تربیت از زمانی است که طفل او خوب و بد را تشخیص می دهد و تاحدی قادر به تشخیص مصالح و مفاسد امور می باشد. اما از نظر اسلام تأثیر مادر حتی به دوران بارداری و قبل از انعقاد نطفه نیز مربوط می شود و دوران حمل در سرنوشت طفل بسیار دخیل است. طفلی که قدم به این دنیا می گذارد این حق را دارد که در کنار مادر باشد و از مهر و محبت او بهره مند شود. هرگاه گریه کرد به او جواب لازم را بدهد، در آغوش او بخوابد و یا شیر بخورد. حال اگر به درخواستهای او کم توجهی شود و پاسخ لازم به واکنش های او داده نشود؛ کودک در آینده از ثبات شخصیتی سالمی برخوردار نخواهد شد و به ناسازگاری اخلاقی روی خواهد آورد.
وجود مادر درکنار کودک سبب به وجود آمدن احساس اعتماد نسبت به اطرافیان خواهد شد.این احساس برای کودک بسیار مفید است و سبب می شود تا او بهتر بتواند شکست ها و ناموفقیت ها را در زندگی تحمل کند. بنابراین زندگی کودک به خصوص دو سال اول آن، دوران بسیار سرنوشت سازی است؛ زیرا شخصیت کودک هنوز شکل نگرفته و برای پذیرفتن ، هر صورت و شکلی آماده است.
پس وظیفه ی هر پدر و مادری است که از این ویژگی انعطاف پذیری استفاده کرده و به تربیت کودکان خود اقدام کنند، پیش از آنکه شخصیت آنها شکل گیرد و دیگر از دست آنها کاری ساخته نباشد. خصوصا مادرانی که در مادری کردن به فرزندان خوب عمل می کنند در آینده این فرزندان نقش آفرینی مثبتی خواهند داشت.
مادر و تربیت در نوجوانی
همدلی و ایجاد ارتباط دوستانه و صمیمانه راهی است برای جلوگیری از رو آوردن نوجوانان و جوانان به انحراف، جرم و بزهکاری. مادر نیز به عنوان کسی که رابطه ی مستقیمی با فرزندان خود دارد وسرپرستی خانه با اوست، می تواند این رابطه ی دوستانه را با فرزندان خود برقرار کند. این مادران که با مهربانی و محبت به نیازهای عاطفی دختر و پسر خود پاسخ می دهند، زمینه ساز به وجودآمدن اعتمادبه نفس واستقلال درفرزندان خودخواهند شد.
مادران سرمشق و الگوی فرزندان خود و شکل دهنده روح و شخصیت آنان هستند. مادرانی که دچار بیماری از خود بیگانگی هستند فرزندانی همانند خود تربیت می کنند. مادرانی که در خانواده هایی پرورش یافته اند که دختر و زن مورد تحقیر واقع شده اند، فرزندانی تربیت می کنند که آنها نیز دچار عقده حقارت می شوند و نتیجه این احساس حقارت این است که وقتی دختر به سن بلوغ می رسد در برخورد با جنس مخالف رفتار و حرکات نا مناسبی از خود بروز می دهد و زیبایی های خود را در اجتماع عرضه خواهد کرد تا مرحمی بر روح بیمار و جبران
کننده عقده ی درونی اش باشد.
پسران نیز در چنین خانواده هایی بینشی نادرست نسبت به زن پیدا کرده و نسبت به زنان دیگر و همسران خود زورگو و ستمکار خواهند شد.
پدران و مادران باید این نکته را مدنظر داشته باشند که دختران و پسران هرکدام تربیت متفاوتی را می طلبند. زیرا هرکدام از دختر و پسر باید در آینده نقش خاصی را در خانواده و اجتماع پیاده کنند. یک مادر از کودکی باید به دختر خود بفهماند که او در آینده می خواهد مادر و همسر بشود. بنابراین باید به مرور زمان به فرزندش اعم از دختر و پسر نکاتی را که در زندگی آینده نیاز خواهد داشت بیاموزد.
مهمترین وظیفه زن

مادر، پایه های اولیه رشد، تربیت و هدایت کودک در دامن خود فراهم می کند و اهمیت خانواده به عنوان اولین جایگاه تربیتی انسان بر تمام مراکز علمی و تربیتی دیگر از قبیل پیش دبستان، مدرسه و دانشگاه بیشتر است و خانواده نسبت به این مراکز علمی و تربیتی تقدم زمانی و دینی دارد یعنی هم زمانا مقدم است و هم رتبی آن مقدم می باشد. بنابراین هیچ کاری نباید این مسئولیت مهم را تحت الشعاع قرار دهد البته اگر زن و شوهر با یکدیگر همکاری کنند و برای اداره زندگی مشترک خود برنامه ریزی صحیحی داشته باشند زنان علاوه بر انجام امور خانه داری می توانند در فعالیت های فرهنگی، علمی، سیاسی و اجتماعی خارج از خانه نیز مشارکت داشته باشند و حضور در این گونه فعالیت ها منافاتی با امور زندگی و همسرداری و تربیت فرزندان ندارد و انجام این مهم مستلزم چند امر مهم می باشد؛
-۱ همکاری زن و شوهر با یکدیگر
-۲ نوع کار خارج از خانه باید با توانایی و ابعاد شخصیتی زن متناسب باشد.
-۳ محیط کار و محل کار و همکاران باید به گونه ای باشد که زن بتواند حجاب، عفاف و حریم خود را به خوبی حفظ کند و اگر انجام کار در خارج از خانه مستلزم رعایت نکردن موازین شرعی و اخلاقی شود چنین کاری برای زنان مفید و مناسب نیست.
-۴ زنان وقتی کار خارج از خانه به خود اختصاص می دهند نباید به حدی باشد که بیشتر وقت و انرژی زن را از بین ببرد و باعث ناتوانی او در انجام وظایف داخل خانه شود. و نیز به تربیت فرزند ضربه نزند. با رعایت نکات فوق انجام فعالیت در خارج از خانه برای زنان نه تنها اشکالی ندارد بلکه باعث کسب تجارب بیشتر و فواید ارزشمندی است.

سیدمحسن کوچکی

انتهای پیام/*



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *