پیچ و خم های جاده عشق ، خرده خاطرات یک مددکار / معرفی خیریه مرهم گروه کمک به دانش آموزان مناطق محروم

پیچ و خم های جاده عشق ، خرده خاطرات یک مددکار / معرفی خیریه مرهم گروه کمک به دانش آموزان مناطق محروم

معرفی خیریه مرهم استان اصفهان (گروه کمک به دانش آموزان مناطق محروم)

 

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری احوال نیوز ،  کورسوی نوری، نظرم را جلب می کند؛ نقطه های روشن کوچکی که  مرا به سمت سرزمینی می کشاند که مسیر زندگی ام را تغییر داد. اندک نوری که نقطه نقطه اش شاهراه زندگی جدید برای یک گروه و افراد تحت پوشش آن شد؛ مثل ستاره هایی که از آسمان با یک بند نامرئی آویزان شده اند و وقتی دستت را بلند می کنی دانه، دانه ستاره می چینی و در سبدت قرار می دهی.

 من ایران گرد، مدیر و سیاست مدار نیستم بلکه یک زن شرقی و روزنامه نگارم که سدها را شکسته ام و تاوان های فراوانی در این مسیر داده ام. دیدارم با بچه های شین آباد و بخاری های نفتی که صورت دختران چون غزال سرزمین ام را سوزانده بود. صورت های کودکانه ای که زخم ها و سوختگی های روی آن تاوان بی کفایتی برخی مدیران است و کورسوی نقطه های روشن مرا به نوشتن گزارشی ترغیب می کرد تا به روستاهایی سرکشی کنم که شاید بخاری نفتی در آن همچنان قربانی می گیرد و این ابتدای قصه ای بود تا عده ای جوان را جنون مجنون واری ببخشد تا بهانه ای باشد برای روزهایی که در اوج جوانی از تمام دوست داشتنی های زندگی دست بپوشند و به دنبال لیلی خود در مناطق محروم باشند.

گروهی که عنوان اش جهادی نیست تا برای یک یا دو بار در سال به برخی مناطق روستایی سفر کند بلکه گروهی که ۱۲ ماه سال به مناطق کوهستانی و صعب العبور بدون خیریه یا منطقه ای عظیم با یک خیریه می رود و هربار با خود می گوید؛ شاید این بار از جاده سالم برنگردم، شاید کولاک برف و سرما، صدای مهیب بهمن…، شاید هم دره های عظیم ما را قربانی عشقی کند که آلوده لکه کوچکی از نام و نان نشده است و تنها یک کلام عشق است و تمام.

کمک به مردم؛ گدا پروری نیست

این روزها زندگی چندان آسان نمی چرخد. بیکاری، اعتیاد، عیالواری، معلولیت و برخی مسائل دیگر باعث شده تا بخشی از جامعه از تأمین کمترین نیازهای خود عاجز باشند و این مسئله اگر کنترل و هدایت نشود، آسیب هایی مانند زنان خیابانی، بچه های کار و خیابان، حضور نیازمندان در قالب گدا در سطح شهر و تاثیر در چهره آن، افزایش معتادان، خرید و فروش راحت مواد و صدها مورد دیگر را به همراه خواهد داشت.

البته احسان و نیکوکاری به معنای گدا پروری نیست و شناسایی نیازمندان و محرومین واقعی نیازمند دقت، تفحص و توجه است؛ چرا که عده ای از مردم به دلایل مختلف تنها چشم انتظارند تا کمکی به آن ها برسد و راه های تلاش خود را بسته اند؛ باید پذیرفت که احسان و نیکوکاری به معنای گدا پروری نیست.

وقتی جوانی به خاطر بدهی مالی یا برشکستگی در سن تلاش و کوشش پشت میله های زندان به سر می برد ممکن است در معرض آسیب های دیگری قرار بگیرد و نیازمند یاری است.

فرزند یتیمی که از پرداخت هزینه های دانشگاه خود بازمانده است یا معلول و بیماری که مرگ و زندگی اش به رفتن به بیمارستان و درمان بستگی دارد نام محرومین واقعی را دارند تا به صورت منسجم و حساب شده حمایت شوند.

البته امروزه نیازها متفاوت شده؛ همان گونه که نوع وقف هم تغییر کرده است. گاهی احسان و نیکوکاری کمک به جوانان و ایجاد کسب و کار برای چندین جوان معنا می شود. خرید جهیزیه، کمک به خیریه ها، شیرخوارگاه ها، انجمن های حمایت از زندانیان حتی شناسایی نیازمندان محل با تحقیق در سوپرهای راهکاری است تا کمک ها به بهترین شکل به دست نیازمند واقعی برسد.

شاید به نظر برسد پخش پوشاک، ارزاق و … نوعی گدا پروری باشد اما در اصل باید پذیرفت که در کنار ما خانواده هایی وجود دارند که معلولیت خاصی دارند یا به هر دلیل از بیماری تا نبود کار از تأمین زندگی خود عاجز هستند؛ این ها همان جامعه هدف هستند که باید مورد توجه قرار بگیرند.

باید پذیرفت برای خانواده ای که سیر کردن شکم عائله اش به سختی انجام می گیرد، تهیه دوچرخه، اسباب بازی حتی کاپشن و لباس گرم با توجه به حداقل هزینه مثلا پنج هزار تومان برای یک اسباب بازی خیلی ساده غیر ممکن است.

کمک به مردم نباید سیاه بازی شود

احسان و نیکوکاری واژه مقدسی است که نباید رنگ باندها و سیاه بازی عده ای شود که در خیابان ها کارشان بازی دادن مردم شده است و نه کارهایی که عده ای به نام نیکوکاری انجام می دهند. احسان و نیکوکاری حس زیبای انساندوستی و همنوع پروری است که هر فرد در طول روز می تواند آن را تجربه کند؛ از سر زدن به پدر و مادر خود تا خانه های سالمندان.

احسان و نیکوکاری تنها در ساخت مسجد و مدرسه خلاصه نمی شود بلکه مجموعه ای از رفتارها، اعمال و عملکرد انسان ها به یکدیگر است که می تواند نام بخشش هم بگیرد تا از بسیاری آسیب های اجتماعی پیشگیری کند.

ایجاد اشتغال نیازمند یک چرخه قوی است؛ از حمایت سازمان های دولتی و خصوصی تا تخصیص بودجه گاهی هم با ارائه کتاب و محصولات فرهنگی به کودکان یک روستا تا با اهداء یک مسواک و خمیر دندان، فرهنگ سازی انجام شود.

برای روستایی که اهالی آن از سرویس بهداشتی گروهی آن هم با گونی یا پارچه به جای در بدون چراغ یا آب لوله کشی استفاده می کنند چه طور می توان انتظار داشت که نکات بهداشتی دیگر را اجرا کنند؟ ما در این مناطق به فرهنگ سازی نیاز داریم تا به زنان شیوه مراقبت از خود یا به خانواده بیاموزیم که ازدواج دختر نه تا ۱۲ ساله یعنی آرامش قبل از طوفان.

اما گروه کمک به دانش آموزان مناطق محروم(مرهم)

کوله بار برف و سرما در روستاهای پشت کوه از پائیز خودی نشان می دهد. سفیدی برف، سوز و سرما تا مغز استخوان خانه می کند، ۱۲ آذر سال ۱۳۹۳ روستای چ، سه پسر کوچک دبستانی که لباس مناسبی در آن برف و سرما بر تن ندارند. آن شب دوستان کوچکم مهمان تنها آذوقه های سفرم، یک سیب و بیسکوئیت شدند. شاید اگر مناعت طبع این پسران روستایی نبود هرگز به این فکر نمی افتادم که در فاصله یک هفته برایشان وسیله جمع کنم.

آن شب با گذر از چند صد کیلومتر به اصفهان رسیدم. آن زمان در شبکه های فضای مجازی حضور نداشتم و پیامک های شبانه ام به تمام اعضای گوشی همراه ام سیل محبت ها را سرازیر کرد… هنرمند، نویسنده، خبرنگار و مخترع .. لباس گرم، ارزاق، خوراکی، لوازم التحریر و اسباب بازی به منزل ما می آوردند و دومین سفر ما با یک پراید پر از وسیله که جایی برای نفس کشیدن نداشت شروع شد.

تعداد خیریه های محدوده پشت کوه کم است و شاید انگشت شمار افراد خیر وجود دارند که در کنار برخی ارگان های رسمی خدمت رسانی می کنند؛ صعب العبور بودن و خطر جاده، سرمای هوا از عوامل طبیعی نبود خیریه یا کمبود خیریه در این مناطق است.

سفر شیدایی ما آغاز شده بود و در دیدار با رئیس آموزش و پرورش یکی از شهرستان ها تقاضای همراهی و رفتن به روستاها را داشتیم که به دلیل ریزش برف و احتمال بسته شدن جاده اجازه نداشتیم به مسیر خیلی دور برویم. آن شب با چند معلم، راننده و ماشین کمک فنر دار به روستای هفته قبل رفتیم و هدایایی را که شامل لباس های گرم، شال، کلاه، دستکش، کاپشن بود بین بچه ها و بزرگترها تقسیم کردیم.

سفر سوم خیریه کمک به دانش آموزان مناطق محروم ما به یکی از روستاهای بسیار دور افتاده بود که ما را در جاده میان برف زمینگیر کرد و شاید لطف خدا بود که توانستیم از کولاک و برف نجات پیدا کنیم و در سرمای سخت و ریزش شدید برف تا صبح یخ نزنیم؛ در حالی که در جاده حیوانات وحشی مثل خرس و گرگ هم بودند و تلفن همراه خط نمی داد.

به زودی در آن زمان گروهی در فضای مجازی با عنوان کمک به دانش آموزان مناطق محروم ایجاد شد و امروز با نام خیریه مرهم استان اصفهان شناخته می شود. پس از آن یعنی دو ماه بعد وسایل اهدایی که به دلیل حجم بسیار زیادش در منزل ما (در ۸ ماه اول به دلیل نبودجا، وسایل اهدائی را در منزل شخصی جمع آوری و بسته بندی می کردیم)جا نمی شد با همراهی مدیر یک مدرسه به کلاسی انتقال داده شد. در پنج سال اخیر کلاسی در یک مدرسه داریم که خیران وسایل اهدایی از یخچال تا مبل و لباس را به آن جا می آورند و خانم ها در بسته بندی وسایل کمک می کنند.

رفتن به مناطق محروم استان با کوله باری از ارزاق، لباس گرم، وسایل آشپزخانه از کاسه و بشقاب تا قابلمه و زیر انداز، فرش، اسباب بازی و این روزها با لوازم التحریر، کیف مدرسه، کمک برای تهیه جهیزیه و کمک به درمان بیماران بخشی از فعالیت های گروه کمک به مناطق محروم است.

این یک واقعیت است که اطراف ما خانواده هایی وجود دارند که تنها وسیله پخت غذا در خانه شان تنها یک قابلمه است و از سرویس چینی، قابلمه های روحی، مسی و تفال خبری نیست.

چند کیلومتر آن سو تر از ما که در خانه های مجهز به سیستم های گرمایشی به روز نشسته ایم خانواده هایی هستند که در سرمای متوسط ده- ۱۲ درجه زیر صفر هوا، در پاییز و زمستان، پتو یا لوازم گرمایشی مناسبی ندارند. گاز کشی ندارند. این را باید بپذیریم چند صد کیلومتر آن سوتر از خانه های ما، مردمی هم هستند که شب ها زیر چادر شب را بدون نور و در سرمای استخوان شکن زمستان، کودکانشان بر روی زمین سرد شب را به صبح می رسانند. خانواده هایی با چند سر عائله که پدر، قادر به کار کردن نیست، برای سیر کردن شکم، دختران خود را در سیزده سالگی شوهر می دهد تا یک نان خور کمتر شود و این ازدواج یعنی بدون ثبت و اول مکافات به ویژه اگر نوزادی هم به دنیا بیاید و ضمانتی نیست که عملی باشد.

باید پذیرفت برای خانواده ای که سیر کردن شکم عائله اش به سختی انجام می گیرد تهیه یک دوچرخه، اسباب بازی حتی کاپشن و لباس گرم با توجه به حداقل هزینه مثلا پنج هزار تومان برای یک اسباب بازی خیلی ساده غیر ممکن است و این دقیقا همان لحظه ای است که دنیا برای کودکی که برخلاف بسیاری از کودکان شهر که حسرت اسباب بازی ندارند؛ چه حکمی دارد.

پسر بچه هفت ساله ای بود که اسباب دریافت کرد، دختر عمه شش ساله اش را آورد تا به او عروسک دهیم و این یعنی همیشه نمی توان ماهیگیری یاد داد و تعدادی از افراد را باید تحت پوشش قرار داد.

ایجاد اشتغال نیازمند یک چرخه قوی است از حمایت سازمان های دولتی و خصوصی تا تخصیص بودجه البته گاهی افرادی قابلیت کارآفرینی دارند به عنوان مثال زنان و دختران روستایی که گروه کمک به مناطق محروم آن ها را شناسایی می کند و دست بافت ها و کارهای آن ها را می خرد و در شهر اصفهان می فروشد.

اما ارایه کتاب به کودکان یک روستا یا یک مسواک و خمیر دندان بهترین فرهنگ سازی است.

اقدامات انجام شده در خیریه مرهم استان اصفهان (گروه کمک به دانش آموزان مناطق محروم)

  • تشکیل کارگروه مناطق محروم در دادگستری استان اصفهان.
  • سفر تیم مددکاری گروه به روستای محروم استان اصفهان از جمله روستاهای شهرستان فریدن، شهرستان های فریدون شهر، چادگان، سمیرم و سایر مناطق محروم شهر و استان همچنین روستاهای محروم استان خرم آباد و ارائه خدمات در بخش های مختلف.
  • ارائه خدمات به نیازمندان شهر اصفهان به ویژه زنان و کودکان.
  • تهیه کیف مدارس و لوازم التحریر برای دانش آموز محروم روستایی و شهری.
  • تهیه جهیزیه کامل یا بخشی از جهیزیه دختران روستایی و شهری.
  • پخش ارزاق در شب عید، اربعین و سایر مناسبت ها به محلات محروم اصفهان.
  • بیش از ده ها سفر به مناطق محروم استان و استان های همجوار به منظور خدمت رسانی.
  • پخش لوازم گرمایشی، ارزاق، پوشاک، خرید لباس و لوازم التحریر، اسباب بازی و دوچرخه برای کودکان.
  • حمایتهای مادی و معنوی از افراد بی بضاعت در شهر و روستاهای محروم.
  • ارتقاء علمی دانش آموزان بی بضاعت و با استعداد در مناطق محروم شهری و روستائی.
  • حمایت از کودکان ونوجوانان همچنین زنان آسیب دیده و در معرض آسیب.
  • جلوگیری از آسیب های اجتماعی در خانواده های بی بضاعت با حمایت های علمی، تشویقی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی.
  • تهیه جهیزیه، ارزاق و پوشاک و لوازم مورد نیاز برای خانواده های بی بضاعت.

روش اجرای هدف در خیریه مرهم استان اصفهان (گروه کمک به دانش آموزان مناطق محروم)

  • تامین امکانات و وسایل مورد نیاز خانواده های بی بضاعت.
  • برگزاری کارگاه های اموزشی برای افراد و ارتقاء علمی، تربیتی و فرهنگی.
  • تشویق و ترغیب دانش آموزان ممتاز در اردوهای گردشی با گرفتن مجوز از سازمان های مربوطه.
  • حمایت از زنان آسیب دیده و درمعرض آسیب (مالی و فرهنگی و پیشگیری و اجتماعی ).
  • برگزاری همایش و سمینار برای ارتقاء علمی خانواده های بی بضاعت جهت جلوگیری از آسیب های اجتماعی.
  • حمایت از کودکان و نوجوان.

باور گروه:

خیریه مرهم استان اصفهان (گروه کمک به دانش آموزان مناطق محروم) معتقد است حتما نباید از نظر مالی قوی یا یک مدیر باشیم اگرچه ما اعتقاد داریم سابقه کار تشکیلاتی کمک شایسته ای به مدیریت یک گروه می کند اما جوانان تنها با داشتن یک انگیزه قوی می توانند قدم های مثبتی در راه خدمت به خلق بردارند که این کار نیازمند عزمی راسخ و یک عهد است.

کار خیر به جلو می رود حتی اگر عده افراد برای تشکیل گروه کم باشد؛ وقتی نیت ها خالصانه باشد مردم اول و آخر هدف می شوند و کار کردن خالصانه برای مردم هرگز بی جواب نمی ماند.

یک زنجیره چند صد نفره در خیریه مرهم استان اصفهان (گروه کمک به دانش آموزان مناطق محروم) حماسه حضور و وجودشان را با کمک های فکری، مالی و یدی بارها نمایان کردند.

نازیلا انصاری پور

انتهای پیام/*


دیدگاه برای “پیچ و خم های جاده عشق ، خرده خاطرات یک مددکار / معرفی خیریه مرهم گروه کمک به دانش آموزان مناطق محروم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *