تو با حال پروانه من چه کردی ؟

تو با حال پروانه من چه کردی ؟

نویسنده : دکتر مهرناز آزاد

به گزارش پایگاه خبری احوال نیوز ،

اولین سوالی که این روزها بیشتر اندیشمندان جهان از خود می پرسند این است که با زمین چه کردیم که اینگونه به خشم آمده است؟!

از زمانی که انسان وارد زمین شد، با ساختن ابزارهای مختلف به تخریب طبیعت پرداخت تا بابنا کردن خانه هایی امن برروی سرزمین هایی که تا دیروز قلمرو سایر موجودات بود، امپراطوری خود را بنا کند.

داستان دخالت انسان درطبیعت درابتدا فقط تلاشی بود برای گردآوری خوراک آنهم به قدر حاجت و کشت گیاهان و اهلی کردن جانورانی که می توانست برای ادامه زندگی از آنها کمک بگیرد.

انسان نخستین، با کشاورزی و دامداری دوره جدیدی از زندگی را تجربه کرد و کم کم به جای استفاده از انرژی عضله های خود به استفاده از انرژی جانوران اهلی شده رو آورد و باعث شد تا کشاورزی را گسترش داده و برای وسعت بخشیدن به آن کم کم جنگل ها را نابود کند.

انسان مانند سایر موجودات روی زمین، فقط بخشی از حیات آن بود. اما تصور او مبنی براینکه مالک تمام این حیات است باعث شد تا به جای مدیریت برسرزمین هایی که دراختیار داشت، برآنها حکومت کرده و ظالمانه به جان زمین بیفتد.

ابتدا با ویران کردن جنگل ها ومراتع و تخریب زیبایی های سرسبز آن امپراطوری خود را هرچه باشکوهتر گسترش داد. اما از بین بردن درختان با طراوت طبیعت او را راضی نکرد و به این فکر افتادکه ابزارهای بیشتری بسازد تا بتواند جانداران را نیز شکارکند. بخشی را برای خوردن بخشی را برای بردگی وکارکشیدن و بخشی رانیز برای نگهداشتن در قفس و لذت بردن و تماشا کردن آنها.

غریزه خودخواه انسان حتی دراین مرحله نیز آرام نگرفت و نیاز داشت تا بیشتر تصاحب کند.

از این رو به قعر دریاها و اقیانوس ها تا منتهای آسمان ها سفر کرد و تا آنجایی که توان داشت شکار کرد و به دام انداخت و به اسارت گرفت.

حالا دیگر مرزهای زمینی و آبی حتی آسمان برای چشم اندازهای او کافی نبود. بنابراین انسان تصمیم گرفت از زمین و جاذبه آن هم خارج شود و به جهان حکومت کند. و برای اینکار تجهیزاتی بیشتر و بیشتر می خواست تا بتواند راهی برای مستقر شدن در سیارات و ستاره های دیگر حتی حکومت برآنها بیابد.

و همچنان مانند گذشته به سواری گرفتن از گرده ی زمین نیز ادامه داد

افزایش ذخیره های غذایی وگسترش کشاورزی باعث افزایش جمعیت انسان شد که این خود دخالت انسان را درطبیعت بیشترکرد و افزایش جمعیت انسانی استخراج مواد جامد (مواد معدنی) یا (نفت وآب) و تاثیر این حفاری ها و نشست تدریجی زمین و تحمیل بار اضافی بر زمین از طریق آبگیری مخازن سدها، ریختن فاضلاب کارخانه ها در چاههای عمیق و انفجارهای هسته ای باعث افزایش زمین لرزه ها و تسریع فرسایش طبیعی زمین شد.

به مرور و با از بین بردن پوشش گیاهی و تبدیل  جنگل ها به مراتع و شهر سازی فرسایش طبیعی زمین توسط سیلاب ها و بادها را بیشتر و بیشترکرد.

با بهربرداری بیش از حد ازسفره های آب زیر زمینی و فعالیت های مختلف در اطراف دریاچه ها باعث ازدیاد رسوبات دریاچه ای، آلودگی آب دریاچه ها و از بین رفتن جانوران گردید.

پسماندهای صنعتی، بیمارستانی و مانند آنها را به آب های جاری و زیر زمینی سپرد و باعث آلودگی های شیمیایی و زیستی در سطح زمین شد.

و درنهایت با دود کارخانه ها و وسایل نقلیه و موتوری  و مصرف بی رویه برخی مواد شیمیایی سنتتیک به تجزیه تدریجی لایه ازون که عامل اصلی جذب اشعه مرگبارفرابنفش خورشیدی است کمک نمود و به تدریج زمین را به گورستانی از حیوانات و گیاهان تبدیل کرد.

انسان کار را به جایی رساند که دیگرزمین شامل یک امپراطوری پراز منفعت وشادی وآرامش حداقل برای خودش هم نبود.

انسان جاه طلب کم کم  با خودش نیز شروع به ناسازگاری کرد و آرام آرام  قبیله ها، رنگ ها، نژادها و زبان های مختلف انسان به جان هم افتادند تا هریک دیگری را به استعمارخود درآورند.

و برده داری های کوچک و بزرگ شکل گرفت. جنگ های قبیله ای تا جنگ های جهانی شروع شد تا نژادها،  قوم ها و رنگ ها برتری خود را بردیگری ثابت کنند و داستان به زنجیرکشیدن، زندان کردن، دارزدن و به روی هم اسلحه کشیدن آغاز شد و زمین شاهد ریختن خون میلیون ها انسان شد.

 انسان هایی بی گناه که گاه هیچ ارتباطی با تصمیم گیرندگان این جنگ ها نداشتند.

تاکنون درجهان جنگ های بسیار زیادی بین انسان ها رخ داده است که مشخص کردن تعداد تلفات و هزینه های مالی آنها و میزان ازبین رفتن و آسیب هایی که درطول این جنگ ها علاوه برجان انسان ها به زمین وارد شده در بسیاری مواقع تقریبا غیرممکن است. براساس آمارهای موجود جهانی تاکنون بیش از۱۰۰۰ جنگ درطول تاریخ بشر رخ داده است.

درطول جنگ جهانی اول بیش از ۱۷ میلیون انسان جان خود را از دست داده اند.

مرگبارترین جنگ، جنگ جهانی دوم بود که ۷۲میلیون کشته به جا گذاشت.

و این خونین ترین درگیری انسان درطول تاریخ بشریت با خودش بود.

که اگر بخواهیم به این آمارها جنگ های قبیله ای و داخلی کشورها را نیز درطول قرن ها و قرن ها اضافه کنیم می بینیم آنچه انسان ها با جان خود کرده اند کمتراز ویران کردن طبیعت و زمین نبوده است.

این همه خودخواهی چگونه به جان ما افتاد و امروز از انسان هیولایی ساخته ترسناک که زمین وحشت زده که به دست انسان غارت شده و چیزی از آن باقی نمانده است به آن به چشم یک دشمن نگاه می کند.

اینجاست که طبیعت به خشم می آید و زمین تصمیم می گیرد که انسان را کمی نسبت به رفتارهایش که دیگر از کنترل خارج شده آگاه کند.

طبیعت قرارنیست انتقام بگیرد زیرا خلقت طبیعت صلح دوستی و مهربانی است چیزی که بدون وجود انسان میلیون ها سال تجربه اش کرده و با آن خوگرفته است.

به نظر می رسد زمین تنها تصمیم گرفته تا با کمک گرفتن از یک موجود ذره بینی به انسان حمله کند و این بار به جای اینکه فیل های عظیم الجثه و شیرهای قدرتمند و هزاران هزار پرنده و خزنده، آبزی و غیرآبزی در سلول های کوچک و درفضاهای تعریف شده از سوی انسان یک زندگی محدود را تا پایان عمر با غل و زنجیر تجربه کنند.

انسان اسیرزمین  شود و درقرنطینه های خانگی به ضعف خود پی ببرد  و متوجه شود که چگونه کائنات قادراست با یک وجود ذره بینی امپراطوری او را ظرف مدت زمانی کوتاه نابود کند.

زمین درطول هزاران سال حکومت انسان برخود، ویران و ویران ترشد و هربار مظلومانه فریاد زد تو با حال پروانه من چه کردی؟!

 

الهه کمالی

 

پایان خبر/*



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *