اندر حکایت شبکه آموزشی شاد

 

 

اندر حکایت شبکه آموزشی شاد

 با شروع و شیوع بیماری کرونا راهی جز برون رفت از بحران ایجاد شده، نیست. وقتی که بیماری تمامی اجزای جامعه را درگیر خود می کند و ماه ها تمام حرکت ها و اهداف جامعه را تحت سلطه و سیطره خود می‌برد، قطعاً سیستم آموزشی نیز برای مقابله با این مشکل می بایست راه کاری بیابد.

این بستر نشان داد وجدان کاری معلمان در رسالتشان بی نظیر است و حتی با به سخره گرفته شدن توسط دانش‌آموزان یا انتقادات تند جامعه، از پای ننشستند و با چنگ و دندان در تلاشند، که وظیفه ای را که بر دوش گرفتند به خوبی به پایان رسانند. در همین راستا هر استانی بر اساس توانمندی های خود دست به ساخت سامانه های آموزشی متعددی زده است.

بازار سمینارها و وبینار ها داغ داغ است. واتساپ، تلگرام، سروش و…  پر از کانال ها و گروه های آموزشی شده است. کرونا به ما نشان داد که ما برای ورود به دنیای جدید و تکنولوژی های آن آماده نیستیم. گرچه آموزش سینه به سینه و گچ و تخته، بهترین شکل آموزشی از نظر و نگاه سیستم فرتوت فعلی است، اما اسب تیزتک پیشرفت، راکبانِ کار بلدتری را نیاز دارد. با شکل فعلی سوال های متعدد و پی در پی برای سه سطح دانش آموز، والدین و سیستم آموزشی ایجاد می شود که هر کدام از آنها نیاز به تغییر یا طراحی نرم افزارهای جدیدتری را می طلبد. سامانه شاد، ای آر پی، همه و همه برای پاسخ به این سوالات است. بدیهی است که سرعت فراگیری فضای آموزشی جدید جهت رفع نیاز آموزش کفایت نمی‌کند. لذا حتی اگر همه والدین گوشی اندروید یا هوشمند نداشته باشند، یا امکان ارتباط برقرار کردن با نرم افزار های متعدد و گوشی که دارند، برای ایشان مقدور نباشد، چاره ای جز اینکه وارد مسیر فضای مجازی بشویم نیست، یار دوست دارد این آشفتگی کوشش بیهوده به از خفتگی.

 اینکه ما همیشه در بحران ها به دنبال حل بحران هستیم و در واقع از قبل برای آینده و مشکلات آن خود را آماده نکرده ایم، فصلِ جدیدی نیست. این فصل را با من بخوان باقی فسانه است…

 سالهاست که به اولیا امر گفته می شود نباید از بستر فضای مجازی و شریان و جریان شبکه های اینترنتی غافل بود. از تاثیر گذاری، تعمیق و تغییر تفکر، منش و ایدئولوژی نمی‌توان چشم پوشی کرد. هم اکنون هزاران هزار گروه و کانال برای ایجاد تفکری که نظام سرمایه داری سردمدار آن است در عرصه فضای مجازی جولان می‌دهند. در فلسفه می گویند ضرار نسبی است، در این فقره نیز این اصل ساری و جاری است. نمی‌توان به صرف اینکه در این زورآزمایی ضعیف تر هستیم بازی را ترک کنیم چون  خروج امکان پذیر نیست.

 اگر قرار بود با استیلای  ماهواره ها بر فضای کره خاکی، همه بشریت به دهکده جهانی برود، هم اکنون شبکه های مجازی و اجتماعی این دهکده را ایجاد کرده است.

با آنچه که گفته شد آموزش و پرورش مجبور است به این عرصه وارد شود، علیرغم همه طنز ها و درام هایی که در باب شبکه اجتماعی ایجاد شده، و نوشته می شود، حتی اگر گروهی وسایل ارتباطی لازم، یا توان استفاده از آن، چه از بعد علمی و کاربردی و چه از بعد اقتصادی را ندارند، نمی‌توان خلاف جریان اطلاعات در سیطره و گستره جهان حرکت  کرد. اما ذکر چند مشکل و رفع آن در این زمینه الزامی است:

  1. هرگونه شتاب زدگی جهت رفع این نقیصه نه تنها به فراگیر شدن آن کمکی نمی کند بلکه به بازخورد منفی و پس زدن این برنامه ها منجر می شود.

  2. ایجاد بستر مناسب جهت راه اندازی این شبکه الزامی است، تا کاربران بتوانند به آسانی به این شبکه دسترسی پیدا کنند.

  3. با توجه به شبکه های پیشرفته داخلی و خارجی موجود، باید زیرساخت های حداقلی مناسب برای آن پیش بینی شود، تا کاربرانی که این شبکه ها را با سایر شبکه ها مقایسه می کنند، حداقل رضایتمندی را داشته باشند.

  4. بایستی برای اقشاری که توانایی دستیابی به این شبکه را چه به علت بعد مسافت، بضاعت علمی، یا در دسترس نبودن شبکه و… ندارند، سیستم پوششی جبرانی در نظر گرفته شود.

  5. مجبور کردن دانش آموزان و معلمین صرفاً به استفاده از یک شبکه آن هم با داشتن نواقص، یعنی استفاده از اهرم حاکمیت، که این اجبار و التزام تنها منجر به ایجاد دل زدگی می گردد.

  6. برای هرگونه اقدام نیاز به مصوبات و دستورالعمل ها از طرف مراجع صاحب صلاحیت می باشد که  این موردی مستثنا نیست.

با این وجود و با همه کاستی های ذکر شده، بایستی ورودِ نوزادی نوپا را به حیطه آموزش کشور مغتنم شمرده و جهت نیل به اهداف آن تلاش نمائیم.

 

 انتهای پیام/*



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *