نابینایان از عمق دل می گویند/ نابینا ارتباط را درک می کند/ ابینایان حافظه شناسایی قوی دارند

نابینایان از عمق دل می گویند/ نابینا ارتباط را درک می کند/ ابینایان حافظه شناسایی قوی دارند

پایگاه خبری احوال نیوز ، آدمها همیشه با مشکلات ریزو درشتی درمسیر زندگیهاشان  رو به رو هستند. که ،خیلی وقتها از  حل شدن بعضی از آنها

ناتوان هستندو،منتظرخواهند شد تا  نیروی کمکی بیاید یا بتوانند از مشگل  فرار کنند و،  آن را بردوش دیگران بگذارند .و گاهی  مشکل برای افرادی که مثل ما هستند و یا اصلا خود ما هستند پیش میاد اون هم وقتی که گاه بر اثر یک لحظه بی   احتیاطی سالهای زیادی را روی صندلی چرخ داری خواهند نشست و یا بیمارئی که روشنی چشمهایشان را بگیرد این یعنی دنیایی از مشکلات خواستیم بگوییم نیازی

نخواهد بود تا خودمان یا اطرافیان را خارج ازهر گونه مشکلات تصور کنیم بیایم نوع نگاهمان را عوض کنیم و برای یک بارهم که شده به این قشر بیشترو بهترنگاه کنیم آدمهایی به بزرگی دریا و به صلابت کوه، استوارو محکم …هر روز با یک یا علی گفتن به جنگ شیطان درون خواهند رفت و جایی نشستن در خانه قدمها را مطمئن تر بر می دارند .دلهایشان که میگیره و ، ناامیدی تاج سرهایشان می شود نگاهشان

کن که چه محکم سر بر کوه اراده یشان می گذارند . پس بیایم مرحم زخمهاو قلبهایشان شویم وعاشقانه به صحبتهایشان گوش فرا دهیم .

 

ارسطو نحوی،  لیسانس فیزیک که نزدیک به ۱۵  سال در شرکت خصوصی مشغول کار می باشد . او ضمن اشاره به مشکلات کم بینایی زیادش گفت : زندگی یک نابینا نوعی تامل با جامعه اطراف است که به بخشهای تامل با انسان ، جامعه و،  خودش روبه رو می شود. تامل با انسانها دیگر که تا حدودی این کار بسیار آسان است چون تعدادی ازهمین افراد ما را می شناسند و کارهایی که از دستشان بر می

آید را انجام می دهند . مثل رفتار افراد درمواجه با نابینایان .

تامل با خویشتن ، بسیار سخت است برتقسیم بندی با موضوع اول چون باور پذیری این مسئله برای تک تک ما  بسیار سخت است و روبه رو شدن با درون و باور این مسئله کمی سخت تر سعی براین کردیم با این عامل مثل تمام عاملهای دیگر کنار بیایم اگرچه بعضیهایمان هنوز هم گوشه نشین خانه ها هستند و بعضیهای دیگرمان در ردهای بالای علمی مشغول خدمت هستند.

تامل جامعه با نابینا یان یا بهتر بگویم نابینا تاملش با جامعه چگونه است ؟که مسئله این است دراینجابه  مدیریت شهری بستگی دارد یا به معنای کلان شهری مربوط می شود چون نابینا هم شهروند است وهم در جهات مختلف حق شهروندی را دارد . حال مدیریت شهری که مسئولیت بسیارسنگین را به دوش خواهد داشت البته مثلا وقتی توزیع منابع می کنیم نمی توانیم سهم بیشترازاندازه ایی از منابع که

شامل  برنامه ریزی ، ایده پردازی ، می شود را به قشر خاص بدهیم . اتفاقی که می افتد این خواهد بود که مدیریت شهر در واقع موظف است که حقوق شهروندی نابینا ها را ادا کند چون نادیده گرفتن آن  علاوه بر حقوق شهروندی یک سری حقوق اضافه ی دیگری هم دارد که به آنها اجازه داده می شود تا از حقوقشان هم استفاده کنندو هم درطلب آن باشند .

 

نحوی ادامه داد: فرد نابینا شامل کم بینا هم می شود که ازدرجه بینایی کمتری بر خوردارهستند .

آنهایی که با عینک دیدشان در حد چند متر نخواهد بود و دیگران دیدشان حتی در حد نور نیست ظلمات کامل هستند.

اما نابینا از دید خودش مثل همه ی افراد جامعه دارای حق و حقوق یکسان هستند . آنها خودش را روشن دل نمی دادنند زیرا این نوعی ضد ارزش اخلاقی و در واقع مورد مذهبی دارد .

آنها خودشان را کور نمی دانند چون این دید در جهالت و نادانی است که البته نابینا خارج از این تعریف هستند. از کلمه ی معلول برایشان استفاده نمی کنندو دربهترین حالت کلمه نابینا به کار می رود که به معنای هیچ  دیدن است و ، هیچ ارزش گذاری در کلمه نیست .

وی افزود : نابینا یک نقص جسمانی دارد کم بینی این نقص در ارتباط با بیرون محدود شان می کند و به معنایی اصلا ندیدن است.

در تحقیقات روان شناسی می گویند ما دارای ۵ حس بینایی ، شنوایی ، چشایی ، لامسه ، بویایی که تحقیقات نشان میدهد بیشترین ارتباط انسان با حس بینایی است که وقتی دچار ضعف می شود ارتباط فرد با بیرون دچار نقصان خواهد شد.

نابینا به حس شنوایی اعتکا می کند بعد ازحس لامسه،

نابینایان حافظه شناسایی قوی دارند شماره تلفن را کاملا حذف می کنند و ایجاد ارتباط ریتمی می کنند. ارتباط درونی موسیقیایی و نابینا ارتباط را درک می کند و به صورت اطلاعات پک در آورده و حفظ می کند.

اگر فرد غیر نابینا هم از این روش استفاده کند نیازی به دفترچه تلفن نخواهد داشت . پردازش ذهن یک نابینا قوی تر از انسان بینا است من هر روز با مترو به محل کار خود می روم .

نحوی درباره وارد شدن نابینا به محیط اینگونه ادامه داد: مواجه نابینا با جهان بیرون ، یک نابینا وقتی وارد محیط می شود چون قادر به دیدن نیست از حواسش کمک می گیرد تا دفعات بعد کارهایش را راحت انجام دهد مثلا از پله ها بالا می رود آنهارا می شمارد معمولا وقتی وارد محیط مثل چیدمان  منزل با وسایل می شود با استفاده از دستش شناسایی می کندمیداند کجاست یعنی دفعه دوم دیگر نیازی به

شناسایی نیست وارد جامعه که می شود ودراجتماع قرار می گیرد می خواهد بیان کند من در جامعه هستم همین طور که شما بیناها شهروند اینجا هستید پس شما بیناها حق سوار شدن به اتوبوس دارید من هم حق دارم ، به شهر بازی یا رستوران بروید ، من هم این حق را دارم . حق من کمتر از شما نیست این حرف یک نابینابا جامعه است و من شهروند درجه ۲ نیستم این همان نبرد بین سفید و سیاه

است پس من یک شرایطی دارم که لازمه آن این است که اگر حقم نباشد نمی توانم از حقوقم استفاده کنم .در پیاده رو که صاف و سنگ فرش است بدون موانع عبورخواهیم کرد .

وی در مورد تحصیل نابینایان عنوان کرد : شرایط تحصیل و کسب علم کمی متفاوت است فرد بینا از فاصله دور تابلوی کلاس را می بیند ولی نابینا نمی بیند .

روزهای دوره دبیرستان معلمان بلند درس را نوشته شده پای تخته بلند می خواندند یا به دلیل نظم کلاس بغل دستی بلند می گفت و من می نوشتم اکثرنابینایان با این روش درس خواندند .ما را در مدارس خاص جمع می کنند چون ما آدمهایی خاص و،  عجیبی غریبی نبودیم مثل آدمهای دیگر بودیم فقط نیازهایمان متفاوت ترازبقیه بود .

اگر آموزش چند رسانه و ، صوتی در دسترس نابینایان باشد جامعه خواهد دید که همه ی آنها از روش تحصیل بقیه هم دورهایشان جلوترهستند .مقدار زیادی فوق لیسانس و ، دکترا در رشته های مختلف علوم انسانی داریم که نابینا مطلق هستند همگی موفق تحصیلات خود را ادامه می دهند . فقط باید لوازم آنها مهیا باشید این خواسته تمام نابینایان است .

نحوی درباره اشتغال اظهار کرد : متاسفانه نگاه جامعه این گونه است اگر فردی دچار نابینایی باشد قادر نیست خیلی از کارها را انجام دهد تا اینجا کاملا درست است اپراتور تلفن کارهای ساده به نابینا می دهند درحالیکه که تحلیل ذهنی نابینا قوی تر از افرادبینا است . او قادر است اتاق فکر سازمان و مسئول تحقیق توسعه سازمان باشد.ما گروهی نابینا داریم که بر کار بیناها نظارت می کنند درست است

نمی بینند اما مغزشان در حال کار کردن است . در آمریکا ۷۰_۸۰ سال پیش فردی بیلچر نشین (فوانیک روزولت )و ۱۳سال معلولیت باعث نشد تا از توانمندی حقوقی استفاده نکنندو ریئس جمهور آمریکا نشود .شاید فرد نابینا برنامه نویس خوب ، آهنگ سازی یا مدیری فعال باشد .متاسفانه چند سال پیش با یکی از مسئولان بهزیستی جلسه داشتم نکته قشنگی گفتند بهزیستی وظیفه اش توان اجرایی است نه ایجاد اشتغال و،  وظیفه اش تحصیل گری است

رزمه ۱۰ صحفه ایی دستم بود گفتم من فقط یک چیز می خواهم به صرف عصای که دستم هست مرا کنار نگذارید .

سازمانهای دولتی از پذیرفتن نابینایان با توجه به مصوبه مجلس عقب می کشند پس نابینا برای کار باید به کجا رود ؟

تکدی گری کند !؟ آن وقت خواهیم گفت که جامعه ما چرا این قدر گدا دارد!؟

بانهایت تاسف بایدافزود : افراد معلول درهر حدی در محیط شغل کار ثابتی ندارند اگر چه تلاششان مضاعف باشدو خروجی بسیار خوب . در زندگی خانوادگی تجربه نشان داده افراد نابینا و بینا زندگی موفقی ندارند باور نمی کنید که خانم نابینایی بهتر از افراد سالم بتواند زندگی را بچرخاند  نگاه جامعه اگر به گونه ایی باشد که نابینا را بپذیرد آن وقت تفاوت بین نابینا و بینا ساده می شود مثل آدم کوتاه قدو بلند قد

آن وقت قد بلندها را آخر کلاس مینشانند یعنی شرایط را در نظرمی گیرند .

ارسطو نحوی ،  در پایان بحث اشاره کرد : اگر راننده خطایی مرتکب شود و  فکرکند چون نمی بیندهر قدر پول را بردارد باید گفت.  جامعه مدیریت ساده ایی در قالب های حمایتی از نابینایان را مطرح کند باعث جلب توجه خواهد شد و نابیناخودش را در سازمانها مطرح خواهد کرد

 

 

 

 

 

رویا مردانی

انتهای پیام/*



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *